تبلیغات
دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی) - موانع خود سازی
 
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمد مقاله
موانع خود سازی
خودسازی و پیمودن راه كمال كار سهل و ساده ای نیست. بلكه بسیار مهم و دشوار است و موانعی در این راه وجود دارد كه انسان مرید، باید در بر طرف ساختن آنها جهاد كند وگرنه به مقصد نخواهد رسید.
مانع اول عدم قابلیت
بزرگترین مانع خودسازی و نیل به مقام قرب الهی، عدم قابلیت نفس مرید است. دلی كه در اثر ارتكاب گناه آلوده و تاریك شده نمی تواند مركز تابش انوار الهی باشد. وقتی قلب انسان در اثر گناه جایگاه و مركز فرماندهی شیطان شد، فرشتگان مقرب الهی چگونه می توانند در آن فرود آیند؟!.
حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: وقتی انسان مرتكب گناه شد یك نقطه سیاه در قلبش پیدا می شود، پس اگر از گناه توبه كرد نقطه سیاه محو می گردد، و اگر همچنان به معصیت ادامه داد، نقطه سیاه نیز تدریجاً بزرگ می شود تا اینكه بر مجموع قلب غلبه نماید. در این صورت هرگز به فلاح و رستگاری نخواهد رسید.[1]
قلب گناهكار واژگون است و برخلاف مسیر حركت می كند چگونه می تواند به سوی مقام قرب حركت كند و افاضات و اشراقات الهی را بپذیرد؟! بنابراین، بر انسان مرید فرض و واجب است كه در آغاز در تزكیه و تهذیب نفس خویش از گناهان بكوش، آنگاه وارد ریاضت و ذكر شود. وگرنه سعی در تلاش او در ذكر و عبادت، مقرب او نخواهد شد.
مانع دوم، تعلقات دنیایی
یكی از موانع بزرگ این خودسازی، تعلقات مادی است، مانند علاقه به مال و ثروت، علاقه به همسر و فرزند، علاقه به خانه و اسباب زندگی، علاقه به جاه و مقام و ریاست، علاقه به پدر و مادر و برادر و خواهر و حتی علاقه به علم و دانش. این قبیل تعلقات، انسان را از حركت و هجرت و سلوك باز می دارند.
قلبی كه با محسوسات انس گرفته و شیفته و دلباخته آنهاست چگونه می تواند از آنها دست بردارد و به عالم بالا سیر و صعود نماید؟ دلی كه جایگاه امور دنیوی است كجا می تواند مركز تابش انوار الهی باشد؟ به علاوه بر طبق احادیث، حبّ دنیا ریشه تمام گناهان است و انسان گناهكار نمی تواند به مقام قرب الهی صعود نماید.
جابر می گو ید: خدمت امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ رسیدم پس به من فرمود: ای جابر! محزون و مشغول القلب هستم.
عرض كردم: فدایت شوم، اشتغال و حزن شما در اثر چیست؟.
فرمود: هر كس كه دین صاف و خالص خدا در قلبش داخل شود از غیر خدا دلش فارغ خواهد بود. ای جابر! دنیا چیست و چه ارزشی دارد؟ آیا جز لقمه ای كه می خوری و لباسی كه می پوشی یا زنی كه با او ازدواج می كنی، چیز دیگری است؟ ای جابر! مؤمنین به دنیا و زندگی در آن، اعتماد نمی كنند و از ورود به جهان آخرت خود را در امان نمی بینند. ای جابر! آخرت سرای جاویدان و دنیا محل مردن و گذشتن می باشد، لیكن اهل دنیا از این امر غافل هستند، گویا مؤمنین هستند كه اهل فقاهت و تفكر و عبرت می باشند. آنچه به گوششان می رسد آنها را از ذكر خدا باز نمی دارد و رؤیت زر و زیور دنیا آنها را از ذكر خدا غافل نمی سازد. پس به ثواب آخرت می رسند چنانكه بدین آگاهی دست یافته اند.[2]
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: انسان شیرینی ایمان را نمی چشد جز وقتی كه به آنچه می خورد بی اعتنا باشد.[3]
بنابراین، بر سالك لازم است كه این علاقه ها را از دل خویش خارج سازد تا هجرت و حركت به سوی مقامات عالی برایش امكان پذیر باشد. فكر و ذكر امور دنیا را از قلب خویش بیرون براند تا یاد خدا جایگزین آنها گردد.
لازم به یاد آوری است كه آنجه مذموم است، دلبستگی و علاقه به امور دنیوی است، نه خود آنها. انسان سالك مانند سایر انسانها برای ادامه زندگی نیاز به غذا و لباس و مسكن و همسر دارد و برای تأمین آنها ناچار است كار كند.
برای بقاء نسل باید ازدواج كند. برای اداره زندگی اجتماعی ناچار است مسؤلیت اجتماعی بپذیرد، و به همین جهت در شرع مقدس اسلام از هیچكدام اینها مذمت نشده بلكه با قصد قربت همه اینها می توانند عبادت محسوب شوند و مقرِب بنده باشند. خود اینها مانع حركت و سیر و سلوك و یاد خدا نیستند، آنچه مانع حركت و ذكر است دلبستگی و علاقه به این امور می باشد. اگر این امور هدف زندگی شدند و فكر و ذكر انسان را مشغول داشتند، لازمه اش غفلت از خدا خواهد بود. پول پرستی و زن پرستی و مقام پرستی، مذموم است و انسان را از سلوك باز می دارد نه خود پول و زن و مقام و علم.
مگر پیامبر گرامی اسلام و امیر المؤمنین و امام سجاد و سایر ائمه علیهم السلام كار و كوشش نمی كردند و از نعمتهای الهی برخورد نمی شدند؟ این یكی از مزایای بزرگ اسلام است كه برای دنیا و آخرت و كارهای دنیوی و اخروی حد و مرزی قائل نشده است.
مانع سوم، پیروی از هوای نفس
سوّمین مانع، پیروی از هوی و هوس و تمایلات نفسانی است. تمایلات نفسانی همانند دودهای غلیظ، خانه دل را تیره و تار می سازند، و چنین دلی لیاقت تابش انوار الهی را ندارد. هوی ها و هوسها دائماً قلب را به این طرف و آن طرف می كشند و به او فراغت نمی دهند با با خدا خلوت كند و انس بگیرد. شبانه روز در تلاش است خواسته های نفسانی را ارضا كند، كی می تواند از دنیا هجرت كند و به بارگاه قدس الهی پرواز نماید؟ .
خدای سبحان در قرآن می فرماید: از هوای نفس پیروی نكن كه تو را از راه خدا باز می دارد.[4]
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: شجاع ترین مردم كسی است كه بر هوای نفس غلبه كند.[5]
مانع چهارم، پر خوری
یكی از موانع پرخوری و شكم پرستی است. شخصی كه شبانه روز تلاش می كند غذاهای خوب و لذیذ تهیه كند و شكم را از انواع غذاها انباشته سازد، چگونه می تواند با خدای خویش خلوت كند، با او انس بگیرد و راز و نیاز كند. انسان با شكم انباشته از غذا چگونه می تواند حال عبادت و دعا داشته باشد؟ كسی كه لذتش را در خوردن و آشامیدن می داند، كی می تواند طعم لذت مناجات را بچشد؟ و به همین جهت اسلام از پرخوری مذمت نموده است.
حضرت صادق علیه السلام به ابوبصیر فرمود: شكم در اثر پرخوری طغیان می كند. نزدیكترین احوال بنده به خدا هنگامی است كه شكمش خالی باشد، و بدترین حالات وقتی است كه شكمش پر باشد.[6]
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: هنگامی كه خدا صلاح بنده اش را بخواهد قلت كلام و قلت طعام و قلت خواب را به او الهام می كند.[7]
امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمود: گرسنگی بهترین كمك برای كنترل نفس و شكستن عادتهای او می باشد.[8]
امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ روایت كرده كه خدای متعال در شب معراج به رسول خدا فرمود: یا احمد! كاش شیرینی گرسنگی و سكوت و خلوت و آثار آنها را می چشیدی. رسول خدا عرض كرد: پروردگارا! فایده گرسنگی چیست؟ فرمود: حكمت و حفظ قلب و تقرب به من و حزن دائم و كم خرجی و گفتار حق و بی باكی از اینكه در گشایش باشد یا در سختی.[9]
باری سالك نیز مانند سایر مردم برای زنده ماندن و نیروی عبادت نیاز به غذا دارد اما باید به مقدار تأمین نیازهای بدن غدا بخورد و از پرخوری جداً اجتناب نماید. زیرا پرخوری اسباب كسالت و بی رغبتی به عبادت و قساوت قلب و غفلت از یاد خدا می شود. برعكس كم خوری و گرسنگی موجب سبكی و آمادگی برای عبادت و توجه به خدا می باشد و این موضوع كاملاً مشهود است. انسان در حال گرسنگی از صفای روح و نورانیت و حال خوشی برخوردار است كه با شكم پر، اینچنین نخواهد بود. بنابراین بر سالك لازم است به مقدار نیاز بدن غذا میل كند مخصوصاً به هنگام ذكر و دعا و عبادت، گرسنه باشد.
مانع پنجم، سخنان غیر ضروری
یكی از اموری كه سالك را از حركت و نیل به مقصد باز می دارد و مانع خود سازی می شود سخنان بی فایده و غیر ضروری می باشد. خدای متعال به انسان نیروی تكلم داده تا نیازهای خویش را بر طرف سازد، اگر به مقدار نیاز سخن گفت، از این نعمت بزرگ درست استفاده كرده است. اما اگر به سخنان بیهوده و غیر ضروری پرداخت، این نعمت بزرگ الهی را تضییع نموده است. علاوه بر آن، در اثر زیاد حرف زدن و پراكنده گویی، فكرش پراكنده و پریشان می شود و نمی تواند نسبت به خدای متعال توجه كامل و حضور قلب پیدا كند. به همین جهت در احادیث از پرحرفی و سخنان بی فایده مذمت شده است. از باب نمونه:
پیامبر اكرم فرمود: از كثرت كلام بپرهیزید مگر در ذكر خدا. زیرا زیاد حرف زدن، ـ جز ذكر خداـ موجب قساوت قلب می شود، و دورترین مردم به خدا، قلب تاریك است.[10]
پیامبر اكرم فرمود: زبانت را نگهدار كه این بهترین هدیه است برای نفس آنگاه فرمود، انسان به حقیقت ایمان نائل نمی شود مگر اینكه زبانش را نگهدارد[11]
امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمود: سه چیز از علائم فهم و فقاهت می باشد بردباری، و علم، و سكوت، و سكوت دری است از درهای حكمت. سكوت موجب محبت می شود و دلیل هر خیری است.[12]
امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمود: وقتی عقل كامل شد سخن گفتن كامل می شود.[13]
بهر حال، بر سالك لازم است زبان خویش را كاملاً كنترل كند و سنجیده سخن بگوید. از ولنگاری و پر حرفی جداً اجتناب كند. در امور دنیا به مقداری سخن بگوید كه برای زندگی او ضرورت دارد، و در عوض زبانش را به گفتن ذكر و ورد و مطالب علمی و مطالب سودمند و مفید اجتماعی مشغول بدارد.
استاد بزرگ و عارف ربانی عّلامه طباطبائی رضوان الله علیه می فرمود: من از سكوت آثار گرانبهایی را مشاهده كرده ام. چهل شبانه روز سكوت اختیار كنید و جز در امور لازم سخن نگویید و به فكر و ذكر مشغول باشید تا برایتان صفا و نورانیت حاصل شود.
مانع ششم، حب ذات
وقتی سالك، تمام موانع را برطرف ساخت و از همه مراحل گذشت تازه با مانع بسیار بزرگی مواجه می شود و در آن حُب ذات ا ست. تازه متوجه می شود كه همه اعمال و حركات و حتی عبادت هایش از حب ذاتش نشأت می گیرد. عبادت و ریاضت و ذكر و دعا و نماز و روزه اش، به منظور استكمال نفس و پاداش اخروی است كه نتیجه اش عاید نفس می شود، چنین عبادتهایی گرچه انسان را به بهشت و ثواب اخروی نائل می گردانند لیكن به مقام شامخ ذكر و شهود و لقاء ارتقاء نخواهند كرد، تا از مقام ذات و حب نفس هجرت نكند جمال بی مثال خدای سبحان را مشاهده نخواهد نمود و تا همه ‌حجابها حتی حجاب نفس را پاره نكند، لیاقت تابش انوار الهی را پیدا نخواهد كرد.
بنابراین، بر انسان سالك لازم و ضروری است كه با ریاضت و جهاد، خویشتن را از محدوده حب ذات خارج سازد، حبّ ذات را به حبّ خدا تبدیل نماید و همه كا رهایش را صرفاً برای رضای خدا انجام دهد. اگر غذا می خورد بدان منظور باشد كه محبوب ازلی زنده ماندش را خواسته است، و اگر عبادت می كند بدان جهت باشد كه خدای را سزاوار پرستش می داند. چنین فردی نه طالب دنیاست نه طالب عقبی، بلكه طالب خداست. حتی كشف و كرامت را نمی خواهد. جز معبود حقیقی مطلوب و منظوری ندارد. اگر از این مرحله دشوار نیز گذشت و حتی شخصیت و هویت خویش را از دست داد می تواند در بساط توحید قدم بگذارد و به مقام شامخ لقاء و شهود ارتقاء یابد و در بارگاه «فی مقعد صدق عند ملیك مقتدر» نازل گردد.
مانع هفتم، ضعف اراده
یكی از موانع بزرگ این راه كه شاید مهمترین آنها باشد ضعف اراده و عدم قدرت تصمیم گیری است. این مانع انسان را از شروع در عمل باز می دارد. شیطان و نفس امّاره ابتدا سعی می كنند موضوع ریاضت و سیر و سلوك را كوچك و غیر ضروری جلوه دهند. تلاش می كنند انسان را به انجام وظائف صوری، بدون توّجه و حضور قلب، قانع سازند. می گویند: تو وظیفه ای جز انجام این عبادتها نداری، چكار داری با حضور قلب و توجه و ذكر؟! و اگر احیاناً به فكر افتاد، با صدها حیله و نیرنگ او را از اراده باز می دارند، و گاهی موضوع را آنقدر برایش دشوار جلوه می دهند كه مأیوس و ناامید گردد.
لیكن انسان مرید باید جلو وسوسه های شیطان و نفس امّاره را بگیرد. با مراجعه به آیات و احادیث و كتب معرفت و اخلاق به ارزش و ضرورت سیر و سلوك و تحصیل حضور قلب و ذكر و شهود واقف گردد. وقتی به ارزش آن پی برد و سعات ابدی خویش را در آن دید بطور جدّی وارد عمل شود، یأس و ناامیدی را بخود راه ندهد و به نفس خویش بگوید گرچه دشوار است لیكن چون سعادت آینده من بدان بستگی دارد باید وارد عمل شوم، كه خدای سبحان می فرماید: والذین جاهدوا فینا لنهد ینهم سبلنا[14].

[1] . عن ابی بصیر قال سمعت ابا عبدالله ـ علیه السّلام ـ یقول: اذا اذنب الرجل خرج فی قلبه نكته سوداء فان تاب انمحت و ان زاد زادت حتی تعلب علی قلبه فلا یفلح بعدها ابداً ـ بحار/ج73ص327.
[2] . عن جابر قال: دخلت علی ابن جعفر ـ علیه السّلام ـ فقال: یا جابر! والله انی لمحزون و انی لمشغول القلب، قلت: جعلت فداك، و ما شغلك وما حزن قلبك؟ فقال یا جابر! انّه من دخل قلبه صافی خالص دین الله شغل قلبه عمّاسواه. یا جابر! ما الدنیا و ما عسی ان تكون الدنیا؟ هل هی الّا طعام اكلته اوثوب لبسته او امرأه اصبتها؟ یا جابر! انّ المؤمنین لم یطمئنّوا الی الدنیا ببقائهم فیها و لم یأمنوا قدومهم الّاخره یا جابر! الّاخره دار قرار و الدنیا دار فناء و زوال، و لكن اهل دنیا اهل غفله، وكأنّ المؤمنین هم الفقهاء، اهل فكره و عبره لم یصمّهم عن ذكر الله ما سمعوا بآذانهم و لم یعمهم عن ذكر الله ما رؤا من الزینه ففازوا بثواب الآخره كما فازوا بذلك العلم ـ بحار/ج73ص36.
[3] .قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : لا یجد المؤمن حلاوه الایمان فی قلبه حتی لایبالی من اكل الدنیا ـ بحار/ ج73ص49.
[4] . و لا تتّبع الهوی افیظلك عن سبیل الله ـ ص/26.
[5] . قال امیرالمؤمنین علیه السلام: اشجع الناس من غلب هواه ـ بحار/ ج 70 ، ص 76.
[6] . ابوبصیر عن ابیعبدالله ـ علیه السّلام ـ قال: قال لی: یا ابا محمد! ان البطن لیطفی من اكله، و رب ما یكون العبد من الله اذا خفّ بطنه و ابغض ما یكون العبد الی الله اذا امتلأ بطنه ، وسائل 16، ص 405.
[7] . قال امیرالمؤمنین علیه السلام: اذا اراد الله صلاح عبده الهمه قلّه الكلام و قلّه الطعام و قلّه المنام، مستدرك/ج3 ، ص81.
[8] . قال علی ـ علیه السّلام ـ : نعم العون علی اسر النفس و كسر عادتها التجوع، مستدرك /3 ، ص81.
[9] . قال علی ـ علیه السّلام ـ : قال الله تبارك و تعالی لیله المعراج: یا احمد! لو ذقت حلاوه الجوع و الصمت و الخلوه و ما ورثوا منها. قال یا ربّ! ما میراث الجوع ؟ قال: الحكمه و حفظ القلب و التقرب الیّ و الحزن الدائم و خفّه بین الناس و قول الحق، و لا یبالی عاش بیسر او بعسر ، مستدرك/ ج3 ، ص 82.
[10] .قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : لا تكثروا الكلام بغیر ذكر الله فانّ كثره الكلام بغیر ذكر تقسوا لقلب. انّ ابعد الناس من الله القلب القاسی ، بحار/ 71 ، ص 281.
[11] . قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : امسك لسانك فانّها صدقه تصدّق بها علی نفسك، ثم قال و لا یعرف حقیقه الایمان حتی یخزن من لسانه، بحار/ج71، ص 298.
[12] . قال ابوالحسن الرضا ـ علیه السّلام ـ : من علامات الفقه : الحلم و العلم و الصمت. انّ الصمت باب من ابواب الحكمه انّ الصمت یكسب المحبه، انه دلیل علی كل خیر، بحار / ج 71، ص 94.
[13] . قال علی ـ علیه السّلام ـ : اذا تمّ العقل نقص الكلام، بحار/ ج 71، ص 290.
[14] . عنكبوت / 69.
ابراهیم امینی، با تلخیص از كتاب خودسازی، ص 240 ـ 250




نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : موانع خود سازی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد مقاله
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :