تبلیغات
دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی) - عوامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ
 

فهرست

چرا خود را پیروز جنگ می دانیم ؟ 2

الف -از نظر کلی. 2

ب-از نظر تحلیل مرحله ای : 3

مؤلفه های قدرتمند و مؤثر باقیمانده بازدارندگی در مواردی که احصاء شد عبارت بوند از : 5

در هم شکستن حمله دشمن در مرزها 6

کند کردن -متوقف کردن و سد کردن پیشروی دشمن و زمین گیر کردن او 7

مرحله بیرون راندن دشمن از سرزمین مان : 7

تنبیه متجاوز و انهدام ماشین جنگی عراق مرحله پنجم جنگ ماست. 7

تحمیل اراده سیاسی به متجاوز و حامیان او در تسلیم به خواسته های ما : 8

و آخرین مرحله دفع فتنه یا نابودی حاکمیت متجاوز : 8

شکست صدام در استراتژی نظامی. 8

دلایل پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ... 11

یک تذکر پایانی : 14

منابع. 15

 

 

 

 

 

 

 

عوامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ



چرا خود را پیروز جنگ می دانیم ؟  

با عنایت به اهداف ذکر شده به دو طریق می توانیم طرف پیروز و طرف شکست خورده را از هم باز شناسیم : الف -از نظر کلی، یعنی بدون بررسی مراحل و مقاطع عمومی جنگ و صرفاً از طریق دست یابی طرفین به اهداف غایی خویش از جنگ یا دفاع
ب -از طریق مرحله بندی با تجزیه عمومی جنگ و حصول به اهداف در هر مرحله سپس ترکیب مراحل جمع بندی آن که هر دو شیوه را بصورت بسیار فشرده، بیان می داریم.

الف -از نظر کلی
 

با توجه به اهداف صدام :
-در پایان جنگ دیدیم که صدام مجبور شد عهد نامه 1975 را بپذیرد.
-زمینهای متصرفی را رها کند و به کشور خود برگردد.
-به تجزیه کشور ما موفق نشد.
-به ساقط کردن نظام هم موفق نگردید.
-حامیان صدام نیز به اهداف خود نرسیدند یعنی انقلاب محبوس نشد.
-انقلاب تهی نشد.
-انقلاب به سازش کشیده نشد.
-نظام دینی ساقط نشد.


با توجه به اهداف دفاعی جمهوری اسلامی ایران :
ما به اهداف دفاعی خود به شرح زیر رسیدیم :
-
قرارداد 1975 مستقر شد. (اراده سیاسی ما بر صدام تحمیل شد )
-
سرزمین هایمان آزاد شد.
-
صدام بعنوان متجاوز معرفی شد.
-
تجزیه و تفکیک قسمت هایی از ایران انجام نشد.
-
جمهوری اسلامی ساقط نشد.
-
عزت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران، اعتلا یافت و به جهانیان نشان داده شد.
-
ساختارهای دفاعی کشور نهادینه شده و مقتدر گردید.
-
قطع نامه 598 با بیشترین نظرات اعلامی ایران تغییر یافته و پذیرفته شد.
لذا طرف پیروز جنگ ایران اسلامی است، چون دشمنان را از رسیدن به اهدافشان مانع شده و خود نیز به اهداف دفاعی خویش نائل گردید.
بر قوای مسلح اسلامی، از ارتش سپاه ،بسیج و سایر قوای نظامی و انتظامی تا نیروهای مردمی در جبهه و پشت جبهه است که چون سیلی خروشان به جبهه روند و مزدوران را از کشور اسلامی شان برانند.

 

ب-از نظر تحلیل مرحله ای :
 

اگر جنگ را به صورت کلی مرحله بندی نمائیم می توانیم از بررسی تحلیلی پیروزی، با شکست، در هر مرحله طرف پیروز نهایی جنگ را دریابیم که البته فرصت تحلیل هر مرحله در این نوشتار و این زمان نیست و می شود برای هر مرحله مقاله تحقیقی و تحلیلی علمی تهیه و ارائه نمود ولی من فقط مراحل و نتیجه را در دو سطح هدف و استراتژی فشرده و خلاصه بیان می دارم.
مراحل جنگ در سطح و سیاست های ملی و اهداف کلی صحنه نبرد
بازدارندگی یعنی جلوگیری یا ممانعت از ایجاد تفکر تهدید در ذهن متجاوز و یا ایجاد خدشه مؤثر در اتخاذ تصمیم دشمن در حمله و در نتیجه نپذیرفتن خطرپذیری تهاجم توسط او.
در این مرحله ما صد در صد شکست خوردیم یعنی به هیچ وجه دارای قدرت بازدارندگی نبودیم البته باید عنایت شود که قدرت بازدارندگی در دنیای امروز صرفاً با مؤلفه نظامی تبیین نمی شود گرچه فرصت تحلیل تبیین عوامل بازدارنده ضروری برای نظام مقدس ما در آن زمان نیست ولی در چند جمله می توان تعدادی مؤلفه قدرت بازدارندگی را به این شرح برشمرد :


-نفوذ سیاست خارجی در همسایگان، منطقه و جهان
-سیاست داخلی نهادینه شده و مقتدر
-ساختارهای اقتصادی محکم و مولد
-ذخایر کافی اقتصادی و مالی
-وجود طرح های اقتصادی و سیاسی بنیانی، مؤثر و عملی برای بحران
-امنیت داخلی کامل
-حاکمیت ملی مقتدر
-یکپارچگی و وحدت ملی هدف دار
-ساختارهای نظامی و دفاعی مستحکم
-سازمان ، آموزش، انضباط و آمادگی قبلی نیروهای مسلح
-ارائه نمایش قدرت نظامی به بیگانگان
-رهبری واحد و مقتدر ملی
-انسجام و هماهنگی ساختارها و سامانه های سیاسی کشور
-وجود آرمان ها و علایق ملی همگانی
-ساختارهای هوشمند، عالم و به روز اطلاعاتی که بتواند تهدید را از قبل پیش بینی نماید.
-شناخت و باور به تهدید در تمامی زوایای آن
-انگیزه و میل ملی به دفاع بر اساس اعتقادات ملی یا مذهبی


با توجه به موارد فوق و با مطالعه و دقت در تاریخ انقلاب اسلامی از سال 58 تا شروع جنگ تحمیلی در می یابیم که به دلیل مبارزات انقلابی ملت بزرگ ایران اسلامی و مقاومت رژیم طاغوت در مقابل مردم و
حمایت استکبار شرق و غرب از نظام منحط و مستبد و فاسد پهلوی و بعد خصیصه انقلاب و به تبع آن دگرگونی ساختارهای سیاسی و مواردی دیگر مثل حضور منافقین و گروه های ملحد وابسته به غرب و شرق -اداره اجرایی کشور توسط ملی مذهبی های مرعوب یا وابسته به غرب، حضور تفکر لیبرالی غربی و مخالف سیره مبارزاتی حضرت امام در رأس امور (بنی صدر )، بسیاری از مؤلفه های مذبور یا وجود نداشت و یا با خلل و اشکال فراوان مواجه بود.
به عنوان مثال توان ارتش جمهوری اسلامی ایران به کمتر از نیم تقلیل یافته بود و قریب به سی در صد همین توان در مناطق شمال غرب کشور، گنبد و مناطقی از خوزستان درگیر مبارزه با ضد انقلاب بود.سپاه پاسداران نیز دوران اولیه حیات و طفولیت خود را می گذراند و همین سپاه نوپا هم در درگیری های مذکور فعال بود، اقتصاد کشور در حال رکود و درهم ریخته بود، نهادهای سیاسی کشور هنوز با شرایط و نیازهای زمان استقرار و استحکام نیافته بود، کشور دستخوش ناامنی های ضد انقلاب بود، یکپارچگی و وحدت هدف دار دوران انقلاب سست شده بود و برای وضعیت جدید هدف دار نشده بود ، ساختار دفاعی متزلزل و مواقعی تعطیل بود ـ ارائه نمایش قدرت نظامی معمول نشده بود ،انسجام و هماهنگی در ساختار و سامانه سیاسی کشور وجود نداشت. از طرفی با شعارهای گروه های منحرف و ملحد و ضد انقلاب تا حدودی در کیفیت همگانی آرمانها و علائق ملی خدشه وارد شده بود و از همه مهمتر اینکه در ارکان رده بالای سیاسی کشور، به دلایل :کمیت اکثریت شیعه مردم عراق، تصور مطلق از تنفر مردم عراق از دیکتاتوری صدام، عدم محاسبه درست از رشد هدف دار توان نظامی عراق در چند سال قبل از انقلاب و حسن نیت بیش از اندازه به مجامع و سازمان های جهانی، باور به تهدید از سوی عراق و تصور تحقق این تهدید وجود نداشت، لذا اراده سیاسی برای ورود به یک جنگ ناخواسته دیده نمی شد ضمن اینکه ساختارهای اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی فروریخته بود و تحرکات و درگیری های مرزی بدون تحلیل علمی نظامی بدست مسئولین می رسید و قرائنی از جنگ را برای آنان پیش بینی نمی کرد و آن تعداد از عناصر نظامی که نه به صورت نهادینه بلکه به صورت فردی و به دلیل دلسوزی و تخصص خویش تحلیل های علمی از پیش بینی وقوع تهدید را ارائه می دادند قادر به ایجاد باور تهدید در سیاسیون نبودند.

 

مؤلفه های قدرتمند و مؤثر باقیمانده بازدارندگی در مواردی که احصاء شد عبارت بوند از :


«1» حضور رهبری پیامبرگونه حضرت امام رضوان اله تعالی علیه
 

«2» انگیزه و میل ملی برای دفاع بر اساس اعتقادات دینی (منبعث از سیره و مدیریت دینی حضرت امام )
«3» وجود ارتش (البته با وضعیتی که در بالا ذکر شد ) آن هم صرفاً به دلیل درایت ،آینده نگری و دلسوزی حضرت امام و تعداد معدودی از سران از جمله مقام معظم رهبری که برای بقاء ارتش اقدام نمودند.
«4»
تشکیل سپاه و بعد بسیج مستضعفین و سرازیر شدن جوانان مؤمن پرشور به این دو نهاد انقلابی که این موارد هم مدیون نعمت وجود حضرت امام و رهبری بوده و هست.
و در یک جمله می توان گفت اگر امام نبود، یا شروع جنگ، از ایران اسلامی و اسلام شیعی چیزی باقی نمی ماند.
البته بعد از مراحل بازدارندگی همین چهار مؤلفه فوق به ویژه نقش حضرت امام و عشق و ارادت ارتشیان به امام و شهادت طلبی ملت شهید پرور بود که در هفته اول ارتش عراق را در بسیاری از مناطق زمین گیر کرد و استراتژی او مبنی بر تجزیه ایران و سقوط جمهوری اسلامی را منجر به شکست نمود و بنیان و پایه دفاع جانانه، حماسی و ایثارگرانه پیروزمند ارتش، سپاه پاسداران قهرمان و بسیج جان برکف مردمی را برای جمهوری اسلامی ایران بنا نهاد.
نتیجه اینکه در این مرحله موفق نبودیم و پیروز این مرحله دشمن بود که هزاران کیلومتر مربع از سرزمین اسلامی ما را اشغال نمود ولی دلایل این عدم موفقیت در مرحله بازدارندگی خود برگ برنده سیاسی غیر ارادی هم برای ما بود که به دنیا می گفتیم ما قصد جنگ نداشتیم زیرا انقلاب اسلامی خود را برای جنگ آماده نکرده بود و می خواست به ساختار نوپای خود بپردازد.

 

 

  در هم شکستن حمله دشمن در مرزها


به دلایل ذکر شده در مرحله بازدارندگی، استقرار نیروهای نظامی بر مبنای پیش بینی و نوع تهدید و متناسب با تهدید در مرزها صورت نگرفته
بود و با امکانات سیاسی اقتصادی و تجهیزاتی آن زمان هم با شروع جنگ، رساندن امکانات نظامی متأسفانه به زمانی بیش از 45 روز تا 2 ماه نیاز داشت که این امور باعث شد در مرحله در هم شکستن حمله دشمن در مرزها هم کاملاً موفق نباشیم و نیروهای موجود ارتشی در مرزها با ایثار جان و شجاعت مثال زدنی در مقابل یگانهائی تا ده برابر استعداد خود ایستادگی کردند تا در مراحل بعد جنگ به موفقیت برسیم. در هر حال پیروزی این مرحله قریب به 30% است.

 

 

کند کردن -متوقف کردن و سد کردن پیشروی دشمن و زمین گیر کردن او

 

در این مرحله با توجه به اینکه دشمن قصد تصرف شهرهای بزرگی همچون کرمانشاه، ایلام، اهواز، آبادان و خرمشهر و در صورت موفقیت تسخیر پایتخت را داشت (البته آرزویی خیالپردازانه بود.)و اگر چه شهرهایی چون قصر شیرین،ذهاب، مهران، خرمشهر و... را تصرف کرده ولی ارتش جمهوری اسلامی ایران در همان بدو حمله دشمن و با تلاش های مظلومانه و شجاعانه باعث شد که دشمن به اهداف عمده خود نرسیده و در خرمشهر با دفاع جانانه مردم و تکاوران دریایی دانشجویان دانشگاه افسری و سپاه پاسداران و نیروهای مردمی قریب به چهل روز موفق نشود و بعد بلافاصله با حضور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج مخلص و شجاع، دشمن کاملاً زمین گیر شد و لذا می توانیم بگوییم ما موفق و پیروز بودیم.(این مرحله 80% ضریب موفقیت ماست )

 

 

مرحله بیرون راندن دشمن از سرزمین مان :

که در این مرحله ما در نهایت توانستیم دشمن را از تمام مناطق اشغالی بیرون کنیم و یک وجب از آب و خاک میهن اسلامی از کشور ما جدا نگردد و لذا در این مرحله هم کاملاً پیروز شدیم.(100% موفقیت )



تنبیه متجاوز و انهدام ماشین جنگی عراق مرحله پنجم جنگ ماست.


در این مرحله با توجه به تعداد اسراء و تجهیزات و تسلیحات انهدامی و به غنیمت گرفته شده از دشمن نه صد در صد بلکه تا حدود زیادی موفق بودیم. (80% موفق بودیم گرچه بلافاصله دنیای استکبار عراق را بازسازی کردند و زخم های او را التیام می بخشیدند )



تحمیل اراده سیاسی به متجاوز و حامیان او در تسلیم به خواسته های ما :
که با قطعنامه 598 سازمان ملل و بعد با اعلام دبیرکل سازمان ملل بر معرفی عراق به عنوان آغاز کننده جنگ و پذیرش قرارداد 1975 توسط صدام در این مرحله موفق و پیروز بودیم گرچه بحث پرداخت خسارت جنگ تاکنون تحقق نیافته است.(100 % موفقیت ما حتمی است )

 

و آخرین مرحله دفع فتنه یا نابودی حاکمیت متجاوز :
در این مرحله نتوانستیم به پیروزی کامل دست یابیم و دلیل عمده آن این بود که تمامی حامیان صدام بخصوص آمریکا عملاً وارد جنگ با ایران اسلامی شدند و لذا وسعت فتنه و تهدیدات فتنه انگیز و عمق و شدت آن بیش از توان ما گردید ولی در این مرحله هم شجاعت حضرت امام در پذیرش قطعنامه ما را از آسیب فتنه در امان داشت. البته به نظر بنده در این مرحله ما بیش از 55 % موفق بوده ایم زیرا صدام می بایست برای جبران شکست خود و تأمین اهداف خود جنگ دیگری را رقم می زد که حمله به کویت به این دلیل بود. یعنی شکست صدام از ایران اسلامی بزرگترین دلیل حمله او به کویت بود و بعد با شکست نهایی در حمله به کویت و با توجه به وجود دو شکست (حمله به ایران و حمله به کویت ) ارتش عراق از نظر انگیزه، روحیه، میل به جنگ جویی، توان و قدرت نظامی، پشتوانه مردمی، عدم اعتماد به رهبران به وضعیتی درآمده بود که شکست صدام را خواهان بود که این امر همراه با اراده ملی مردم در مبارزه با حکومت و وابستگی ارتش صدام به شرق و غرب یعنی همان هایی که برای آن ها می جنگید شکست صدام را در کوتاه ترین زمان ممکن ساخت و همین طور چهره منفور و شکست خورده ای که از صدام در دنیا توسط دفاع جانانه ما ترسیم شده بود خود یک پیروزی سیاسی و معنوی برای ما بود.

 

شکست صدام در استراتژی نظامی
 

همان طور که قبلاً بیان گردید صدام و استکبار با توجه به اهداف و سیاست هایشان از تحمیل جنگ که آن را هم در چهار مرحله ذکر کردم (تحت عنوان دلایل ) در چهار مرحله، چهار نوع استراتژی نظامی را پیگیری نمودند که تعداد مراحل و انواع آن در مرحله اول خود نشان از عدم موفقیت در هر مرحله است که باعث می شود نوع و مرحله دیگری از استراتژی را تبیین و دنبال نمایند.
در مرحله اول جنگ سریع و برق آسا را برای تأمین و تحقق اهداف و سیاست ها مد نظر داشتند، طوری که بتوانند نیروی هوایی، مراکز حساس، نقاط حیاتی و روحیه و انگیزه دفاعی را در سه روز اول نبرد منهدم نمایند و تا یک هفته به کلیه اهداف سیاسی خود با این نوع نبرد نائل گردند که عملیات 192 فروندی تهاجمی نیروی هوایی عراق به فرودگاه ها و پایگاه ها در شهرها در این جهت بود و پیامد آن از روز اول مهر حمله 12 لشکر مسلح زرهی و مکانیزه با پشتیبانی آتش توپخانه، با این استراتژی آغاز گردید.
اولین اقدام وسیع جمهوری اسلامی ایران عملیات 140 فروندی بود (کمان 99 که به دلیل داستان آرش کمان گیر نام عملیات کمان و به دلیل پرونده 99 برگی آن کمان 99 نام گرفت ). گرچه عصر همان روز 31 شهریور نیز تعدادی از عقابان تیز پرواز نیروی هوایی چند عملیات را داخل خاک عراق انجام دادند ولی وسعت این عملیات دلیران هوایی ارتش حزب الله طلیعه شکست استراتژی جنگ سریع و برق آسای عراق بود. در روی زمین گرچه در کمتر از سه روز در مناطقی تا عمق بیش از 70 کیلومتر ارتش عراق پیشروی داشت، ولی با دلاوری یگان هایی از ارتش که در مرزها بودند و رشادت و شهادت طلبی هوانیروز و نیروی هوایی و کمک های مردمی نتوانست از کرخه جهت تصرف شوش، دزفول، اندیمشک و اهواز بگذرد و در غرب هم به تصرف کرمانشاه موفق نگردید و توقف 34 روزه ارتش مقتدر عربی (دومین ارتش بعد از مصر ) در پشت دیوارهای خرمشهر قهرمان سطور شکست این استراتژی را در تاریخ نظامی رقم زد و بعد نابودی نیروی دریایی عراق در 7 آذر ماه سال 59 در کمتر از 3 ماه از آغاز حمله عراق، توسط دریادلان قهرمان نیروی دریایی که با پشتیبانی نیروی هوایی، عملیات مروارید را انجام دادند گرچه یاد و خاطره ناوچه پیکان را جاوید نمود ولی چنان شکست تلخی را به عراق تحمیل کرد که تا پایان جنگ وی را از خلیج فارس و سواحل و بنادر خود در آن محروم نمود و مهر پایانی بر استراتژی جنگ برق آسای عراق زد و این استراتژی مرگ خود را فریاد نمود و رویای فتح سه روزه خوزستان و یک هفته ای تهران صدام برباد رفت.
از این به بعد عراق استراتژی تثبیت اشغال را پی گرفت تا به این شیوه، جمهوری اسلامی ایران را به زانو در آورده و به تسلیم و در نهایت به سقوط وا دارد که این استراتژی نیز با عملیاتی چون خوارزم، الله اکبر، باز پس گیری دهلاویه، سوسنگرد و بعد ثامن الائمه بیمار گشت و با عملیات طریق القدس بانگ رحیل خودش را نواخت تا شاهد مرگ خویش بعد از عملیات فتح المبین و بیت المقدس باشد و آرزوی تثبیت صدام در مناطق اشغالی نیز تحقق نیافت.
دیگر استراتژی که حامیان صدام برایش تدارک دیدند انجام جنگ فرسایشی بود که با این شیوه بتوانند آن چنان توان رزمی و قدرت ملی جمهوری اسلامی را تحلیل ببرند که سطح و عمق نارضایتی ملی، جمهوری اسلامی را ساقط نماید که در این مرحله نیز با انجام عملیات برون مرزی رزمندگان اسلام به صورت گسترده و عمیق، انهدام ماشین جنگی عراق در زمین و هوا و افزایش روحیه ایثار و مقاومت، شهادت طلبی مردم بزرگ و درایت و رهبری الهی امام و ایستادگی نیروهای مسلح نه تنها سودی عاید صدام نکرد بلکه کفه ترازو را در این استراتژی به سود ایران سنگین نمود و موفقیت ایران را در اداره موفق یک جنگ فرسایشی به منصه ظهور رساند.
لذا صدام و حامیانش آخرین گزینه را به عنوان استراتژی پایان دهی متوازن جنگ انتخاب نمودند و حضور علنی آمریکا در جنگ نفتکش ها، حمله به هواپیمای مسافربری ایرانی، حمله به ناوشکن های ارتش جمهوری اسلامی و به سکوهای نفتی در اجرای این استراتژی بود که به این وسیله صدام را از شکست مفتضحانه و پرتگاه سقوط نجات دهند و این مرحله بود که پذیرش قطعنامه 598 را باعث گردید. گرچه پذیرش قطعنامه نتیجه این استراتژی نظامی بود ولی وقتی توسط جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد که حداکثر خواسته های جمهوری اسلامی در آن لحاظ گردید، لذا نه تنها این مرحله هم پیروزی برای صدام نبود بلکه به دلیل در برداشتن نظرات ایران در مفاد قطعنامه 598، پیروز سیاسی این مرحله هم ایران اسلامی بود.
این بحث که گفته شد تحلیل مرحله ای نتیجه جنگ بود اگر به این تحلیل همه توجه کنیم در می یابیم که از نظر کمی مراحلی که پیروزی داشته ایم بیشتر است یعنی از هفت مرحله ذکرشده بیشترین مراحل را پیروزی داشته ایم ،از طرفی اگر به صورت کیفی هم به آن بنگریم چون محوری ترین مراحل عملی دفاع مراحل 3، 4، 5، 6، می باشد و در استراتژی نظامی صدام هم تغییر در استراتژی ها به دلیل شکست در استراتژی قبلی بوده است لذا به ضرس قاطع می توان گفت ما در تمام مراحل پیروز بوده ایم لذا پیروز نهایی و واقعی جنگ، ایران اسلامی بوده است.
در خاتمه باز یادآور می شوم : رهبری دینی حضرت امام، هوشمندی و آینده نگری معظم له، ارادت ارتش به ایشان، روح شهادت طلبی مردم عزیز ما، آموزه های اعتقادی دین شریف اسلام، وحدت ملی در امر دفاع، اعتلای روز افزون سپاه و تلاش ایثارگرانه سپاهیان و حضور مخلصانه و شهادت طلبانه بسیجیان در صفوف اول نبرد و اثر نفوذی حضرت امام در قلب های یکایک مردم شریف ایران دلیل این پیروزی ها بود، که نقش اساسی و محوری متوجه حضرت امام احیاگر و مجدد اسلام ناب محمدی است و روحانیت معزز پیرو خط حضرت امام به ویژه رهبر معظم انقلاب و به خصوص در ارتش (زیرا معظم له با تمشیت امور ارتش و همین طور حضور مداوم و مؤثر در جبهه ها نقش برجسته و منحصر به فردی در این خصوص دارا هستند مثل نجات سوسنگرد که در حقیقت مرهون فرماندهی اعلام نشده ایشان است ) که در بخش بعد به تفکیک این مؤلفه ها را صرفاً می شماریم.
«
من به ملت بزرگ ایران و به فرماندهان شجاع، قبل از آن که پیروزی شرافتمندانه و بزرگ خوزستان را تبریک بگویم، وجود چنین رزمندگانی که ازدو جبهه معنوی و صوری و ظاهر و باطن از امتحان سرافراز بیرون آمده اند، تبریک می گویم.

 

دلایل پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ
 

در دنیای امروز تعریف قدرت صرفاً شامل عوامل مرئی قدرت نیست زیرا جنبه نامرئی قدرت نیز محور تشکیل دهنده قدرت و به قولی مهمترین عنصر آن است که ابعاد مهم این جنبه عبارتند از :
-رهبری و فرماندهی
-وفاق و وحدت ملی
-انگیزه
-صبر در مقاومت
-شجاعت عناصر رزمنده
-شان و منزلت فداکاری در مسیر هدف
-علم و دانش نبرد به ویژه در طراحان عملیات
که ایران اسلامی در زمان جنگ و هم اکنون از این عناصر در بالاترین مرتبه برخورداری بوده و می باشد یعنی دلایل عمده پیروزی ما :
-عنایت حق تعالی
-رهبری پیامبر گونه حضرت امام رضوان الله تعالی علیه و سرفرماندهی عالی آن بزرگوار
-ایمان مذهبی
-وحدت ملی
-انگیزه مبارزه با دشمن متجاوز
-خودباوری علمی، فنی در تعمیرات و بهینه سازی و ساخت قطعات و ابزار جنگی مورد نیاز
-نگهداری مطلوب تجهیزات و سلاح های جنگی و استفاده بهینه از آنها
-خلاقیت و ابتکار در طراحی و اجرای عملیات نظامی
-روحیه صبر فردی و ملی (همگانی )
-توکل فردی و جمعی
-مقاومت شجاعانه ملی (تمامی ملت )
-روحیه شهادت طلبی رزمندگان
-درایت و کاردانی، علم و شجاعت طراحان و فرماندهان جنگ و تک تک رزمندگان که سرآمد آنان شهید بزرگوار، سپهبد علی صیاد شیرازی بود
-هوشمندی سیاستمداران
-روحیه ایثار جمعی امت ما که بیشترین شهید را تقدیم کرده و پشتیبانی از جنگ را با تمام توان معمول داشتند.
-تمامی موارد و تلاش های فوق الذکر عنایت خداوند جل جلاله را برای این ملت جلب و پیروزی ها را باعث گردید و در انتها دوباره ذکر یک نکته را ضروری می دانم که آن هم نقش راهبردی فرماندهی و رهبری حضرت امام رضوان الله تعالی علیه بود که در یک جمله می گویم :
عوامل مرئی و نامرئی قدرت ملی که در ابتدای جنگ و در مرحله بازدارندگی بسیاری از آن ها وجود نداشت و بسیاری دچار خدشه گردیده بود با فرماندهی و رهبری آن پیر فرزانه تمامی مؤلفه های نامرئی ایجاد و اکثر مؤلفه های مرئی نیز ساخته و پرداخته گردید تا با لطف خدا پیروزی حاصل شود.
اینها عوامل عمده پیروزی ما در جنگ می باشد. که امید است همواره این جنبه قدرت به همراه جنبه مادی قدرت، سلاح و آموزش و امکانات و تجهیزات و وسائل در حد اعلا و مورد نیاز نظام حفظ شود.
نظامیان از بزرگترین و مهمترین عوامل حفظ قدرت مادی و معنوی، مرئی و نامرئی این نظام و محورهای اصولی قدرت ملی و توان رزمی جمهوری اسلامی ایران می باشند و این ارتش وفادار، مجهز، منضبط، مؤمن و آموزش دیده از ارکان اساسی آن است در اینجا ضروری می دانم حداقل دو دلیل برجسته وفاداری ارتش را بگویم.
هشت سال دفاع مقدس منتهی به تمامیت ارضی کشور و شکست طرح های توسعه طلبانه دشمنان انقلاب اسلامی مان گردید.


حضرت امام خمینی (ره)
صحیفه امام، جلد 21، صفحه 133
فداکاری ارتش و ایثار فرماندهان در ارتش حزب الله
در اینجا به آمار مقایسه ای شهدا اشاره کنم که سپاه پاسداران 19/1 %، ارتش جمهور اسلامی ایران 21/7 % (به تعداد 48000 شهید )، بسیج مردمی 39/2 %، جهاد سازندگی 1/1 % ،نیروی انتظامی 4/2 % و سایر نیروها و مردم در بمبارانها 14/7 % شهید داده اند در مجموع 190 هزار شهید داده ایم.

 
با این آمار مشخص است که بار جنگ به دوش مردم عزیزمان بوده است که در قالب بسیج راهی جبهه ها می شدند و لذا نیروهای مسلح موظف و مردم ما تا ابد مدیون بسیج و شهدای بسیج هستند ولی در بین نیروهای مسلح موظف نیز تعداد شهدای ارتش نشان از این دارد که ارتش در نوک پیکان حملات ناجوانمردانه دشمان بوده است که این همان کلام نورانی حضرت امام در آخرین پیامشان در خصوص ارتش است که در رابطه با نیروی زمینی فرمودند :
فرازهایی از سخنان حضرت امام خمینی (ره) در رابطه با ارتشیان
«نیروی زمینی قهرمان که در حقیقت در تمامی حوادث در نوک پیکان حملات ناجوانمردانه دشمنان بوده است، بحق چهره راستین و شکست ناپذیر و استوار خویش در دفاع از مرزهای غرب و جنوب و شمال غرب با آنهمه خصوصیات جغرافیایی و با سرما و گرمای طاقت فرسای مناطق، آن هم با کمبودها و محاصره ها کار آسانی نبوده است.»
نیروی دریایی نیز همچون سایر نیروها بحمد الله در آبهای خلیج فارس و مرزهای آبی کشور در عرصه دفاع مقدس از کشور اسلامی مان چون نگینی درخشنده است و بر عرشه کشتی افتخار و صلابت خود استوار ایستاده است. رویارویی آنان با نیروی دریایی دشمن و آنهمه افتخارات رزم و رشادت و شهادت و نیز کنترل و بازرسی کشتیها در خلیج فارس و تنگه هرمز و مهمتر از همه نبرد قهرمانه آنان در برابر آمریکای متجاوز و حضور جدی آنان در آبهای بین المللی نشانه اقتدار و اعتبار این نیروی بزرگ و سرافراز است و ملت ایران باید به چنین ارتش مؤمن و وفاداری افتخار کند. »
«شجاعتها و رشادتهای بی نظیر نیروی هوایی و هوانیروز و خلبانان دلاور در نفوذ به اعماق خاک دشمن و رویارویی با مدرنترین امکانات اهدایی استکبار به صدامیان و دفاع از حریم هوایی کشور نشانه تعهد، عشق و ایمان آنان به خدا و اسلام و میهن اسلامی است. مهیا نگه داشتن و تعمیر و بازسازی ادوات و ابزار پیچیده هواپیماها و رادارها و سلاحهای ضد هوایی و موشکها و پدافند از کشور دلیل مهارت و تخصص و ارزشهای علمی والای این عزیزان است که خداوند بر توان و ایمان آنان بیفزاید.»
از فرمایشات فرماندهی کل قوا درباره ارتش و جنگ در روزهای آغازین نبرد
« ...من امروز اعلام می کنم برادران ارتشی، برادرانی که با همه وجود، شب، نیمه شب، صبح زود، خواب و استراحت و خوراک را از خود می گیرند در میدان های خطر و در خط اول آتش حاضر می شوند. آن ها عزیزان و محبوب قلوب این ملت اند.»
دلیل عمده دیگر از وفا داری و ایثار ارتش به انقلاب، اهداء شهداء در بالاترین رده آجا است که در 200 سال اخیر و در تمامی نیروهای مسلح دنیا سابقه نداشته که در جنگی و یا در کشوری ظرف 8 الی 15 سال برای استقرار و استمرار یک نظام و دفاع از آن، دو رئیس ستاد (شهید سپهبد قرنی اولین شهید از سران نظام و شهید سرلشکر فلاحی )، دو وزیر دفاع (شهید فکوری -شهید نامجو ) -دو فرمانده نیرو (شهید سپهبد صیاد شیرازی -شهید سر لشکر ستاری ) -دو جانشین نیرو -چند معاون نیرو و ده ها فرمانده و جانشین لشکر شهید شوند که ارتش ما این چنین شهید داده است و مهم اینکه اولین شهید از سران نظام مقدس ما حتی قبل از استاد شهید مطهری، یک ارتشی بنام سپهبد شهید قرنی رئیس ستاد ارتش وقت بوده است.

ما افتخار می کنیم که وارثان خون این شهیدان هستیم.
این بحث را با فرمایشی از رهبر معظم انقلاب در خصوص فرماندهان که در مراسم فارغ التحصیلی دانشکده افسری در سال 68 بیان فرموده اند پایان می بخشم «کشورها را سیاستمداران اداره می کنند و مواقع خطر سرداران هستند که آنرا نجات می دهند »

 

یک تذکر پایانی :
 

کار سیاستمداران برجسته این است که :
اراده سیاسی را بدون ابزار قوه قهریه بر دیگران تحمیل با اعمال نماید :
1- این تحمیل یا با پذیرش است یا با الزام و یا داخلی است یا خارجی.
2- این تحمیل، اقتصادی، سیاسی یا نظامی است.
ولی وقتی آخرین راه جنگ باشد نیروهای مسلح هستند که اراده را با جنگ تحمیل می نمایند و یا اینکه بدون جنگ با نمایش قدرت و حضور خود، کار تحمیل اراده سیاستمداران را آسان می کنند و ضمانت می بخشند.
و ما ارتشیان برای این که صلح را برای مردم و انقلاب و نظام مقدسمان تضمین نماییم باید هر لحظه و همیشه برای جنگ و جهاد مقدس فی سبیل الله آماده باشیم تا عزت و اقتدار سیاسی جمهوری اسلامی ایران مستمر و روز افزون باشد.
این جنگ تحمیلی شکوه و عزمت ایمان و اسلام را در پهناور جهان منتشر نمود.
«امام خمینی (ره)»

 

منابع:
 

کلیاتی از جنگ و مواردی از دفاع مقدس، ناصر آراسته ، انتشارات ایران سبز ،1389
پیام به ملت ایران و نیروهای مسلح (68/1/28 )؛ صحیفه امام ج 21 ص 356 .
پیام به ملت ایران و نیروهای مسلح (68/1/28 )؛ صحیفه امام ج 21 ص 357 .
پیام به ملت ایران و نیروهای مسلح (68/1/28 )؛ صحیفه امام ج 21 ص 356.
از خطبه های نماز جمعه (1359/7/18 )؛ ارتش از نگاه رهبر ص 10 .
 





نوع مطلب :
برچسب ها : عوامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد مقاله
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :