تبلیغات
دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی) - روانشناسی دروغ
 
چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

روانشناسی دروغ


تقریبا همه دروغ می گویند، اما دروغ داریم تا دروغ. جان هالند راست می گوید دروغ داریم تا دروغ: دروغ شاخ دار، دروغ مصلحت آمیز، دروغ كودكانه و... اما دروغ های بی خطر یا كم خطری هم هست كه همة ما در زندگی روزمره مان زیاد گفته یا شنیده ایم. در زمانه ای كه می شود به كمك انواع روش های ارتباطی، یاد بگیریم كه صادق باشیم و با یكدیگر با احترام رفتار كنیم، چرا به دروغ گویی عادت كرده ایم و چگونه می توانیم از شر این عادت مزاحم، خلاص شویم؟ روان شناسان به این پرسش ها، پاسخ های علمی و دقیقی می دهند.

۱ دروغ گوهای مرضی:

فرایند دروغ گویی از سن 4 تا 5 سالگی آغاز می شود، یعنی همان زمانی كه كودك، نسبت به استفاده از زبان، آگاهی پیدا می كند. البته دروغ كودكان، معمولا بی ضرر و صرفا به قصد رهایی از مخمصه یا رسیدن به آن چیزی است كه دوست دارند داشته باشند. اما در میان بزرگسالان، اگر دروغ های مصلحتی را كنار بگذاریم، به اشخاصی برمی خوریم كه خیلی زیاد و در مسائل كوچك و بزرگ، دروغ می گویند. روان شناسان به این افراد می گویند: دروغ گوهای مرضی.
دروغ گوهای مرضی، دروغ می گویند تا در خیال خودشان از حریمشان محافظت كنند، دوست داشتنی و موجه به نظر برسند، به منافع مادی یا اجتماعی بیشتری دست پیدا كنند و یا این كه از مجازات فرار كنند. البته در بیشتر مواقع، آن هایی كه از چنین افرادی دروغ می شنوند، خودشان تا درجاتی متوجه اند كه فرد مقابل شان دارد دروغ می گوید و چه بسا كه دلشان هم برای آن فرد بسوزد كه چرا چنین ذهن بیماری دارد.
دستة دیگری از دروغ گوها هستند كه حساب شده، عامدانه و برای كسب منافع شخصی، دروغ می گویند و این كار را هم زیاد و به صورت حرفه ای انجام می دهند. روان شناسان، این افراد را جزو شخصیت های ضداجتماعی طبقه بندی می كنند. این گروه معمولا زیاد سر و كارشان به پلیس، دادگاه و زندان می افتد. دروغ گویی معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر می شود. چرا كه اصل بر این است كه وقتی آدم یك دروغ می گوید، بعدها ناچار می شود كه برای رفع و رجوع آن دروغ، دروغ های بیشتری بگوید.
 
۲ تمرین حقیقت:
چرا؟ اصلا چرا دروغ می گوییم؟ روان شناسان، برخی از مهم ترین دلایلی را كه باعث می شود دروغ بگوییم، این گونه فهرست می كنند:
می خواهیم از درگیری پرهیز كنیم.
نمی خواهیم باعث خشم یا صدمة كسی بشویم.
نمی خواهیم احساسات كسی را جریحه دار كنیم.
می خواهیم كسی را تخریب یا روحیه اش را تضعیف كنیم.
می خواهیم احترام و تحسین دیگران را جلب كنیم.
دوست داریم به قدرت بیشتری برسیم.
نمی خواهیم با حقیقت تلخی دربارة خودمان مواجه شویم.
دوست نداریم به اشتباهات مان اعتراف كنیم.
می خواهیم فعلا روی قضیه ای را بپوشانیم، به این امید كه شاید بعدا اوضاع، بهتر شود.
جالب این كه خیلی از مواقع، ممكن است نیت شخص دروغ گو هم خیرخواهانه باشد، هر چند كه دروغ گویی در اكثر مواقع، ریشه در خود شخص و خودخواهی شخص دروغ گو دارد.
اما سؤال مهم تر، این است كه آیا می توانیم با یادگیری و تمرین مهارت های ویژه ای، خودمان را مقید كنیم كه همیشه و تحت هر شرایطی، حقیقت را بگوییم و از دروغ گویی خودداری كنیم؟ پاسخ روان شناسان، این است كه بله، این كار در بیشتر مواقع امكان پذیر است، اما به تمرین و ممارست نیاز دارد. باید یاد بگیریم الگوهای فرار از حقیقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بین ببریم تا بتوانیم نوعی رابطة سالم و احترام آمیز را با مخاطبان مان سر و شكل بدهیم.

3 تغییر ذهنیت:
با فرض این كه شخص دروغ گو از نظر روانی دچار مشكل حادی نیست، روان شناسان می گویند كه دروغ گو به خاطر فقدان مهارت، دست به نوعی انتخاب اشتباه می زند و از بین راست و دروغ، دروغ را انتخاب می كند تا به زعم خودش، شرایط را به نحو مؤثری مدیریت كرده باشد. دروغ گویی های بی خطر یا كم خطر نیز در بیشتر موارد، صرفا ریشه در یك تنبلی ذهنی دارد و به شكل یك عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ می كند.
روان شناسان اعتقاد دارند برای كسی كه به دروغ گویی عادت كرده، بهتر این است كه اول از همه، ذهنیت (mindset) خودش را تغییر بدهد تا بتواند راست گویی مهارتی (skillful honesty) را بیاموزد و به كار ببندد.
 
۴ تصمیم عجولانه، ممنوع:
چه چیزی باعث می شود ما به این فكر بیفتیم كه دروغ گفتن، بهترین راه حل در وضعیت موجود است؟ چه ترسی در پشت این انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از این كه اشتباه كرده باشیم؟ ترس از این كه دیگران از ما خوششان نیاید؟ ترس از این كه قادر نباشیم حقیقت را در قالبی محترمانه، قابل پذیرش و قابل تحمل عرضه كنیم؟
چرا فكر می كنیم كه دروغ در شرایط خاصی می تواند نتیجة خوبی به همراه داشته باشد؟ و...
سؤالات بالا را به دقت بررسی كنید و دربارة پاسخ هایتان عادلانه قضاوت كنید. وقتی انگیزه های دروغ گویی تان معلوم شد، بهتر می توانید خودتان را مجهز كنید تا اگر دوباره سر و كلة میل به دروغ گویی پیدا شد، آن را از سر راه بردارید.
اما قبل از این كه بخواهید كاری بكنید یا عكس العملی از خودتان نشان بدهید، تمام گزینه های احتمالی را بررسی كنید. دروغ گویی در خیلی از موارد، نتیجة تصمیم گیری های عجولانه و عاری از تدبیر است. وقتی متوجه شدید كه دارید دروغ سر هم می كنید، مكث كوتاهی بكنید و از مخاطب خودتان اجازه بخواهید تا بار دیگر، سؤال او و شرایط و موضوع مورد بحث را بررسی كنید. شاید زمان، این اجازه را به تان بدهد كه سر و سامانی به افكار تان ببخشید. در همین زمان می توانید در كنار بررسی مسأله، نیت و انگیزة خود تان را نیز ارزیابی كنید.ذهنتان را متوجه شخص یا جملة قصاری كنید كه شما را به راست گویی دعوت می كند. چه بهتر كه پیشاپیش، مجموعه ای از این نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم كرده باشید یا پیشاپیش، فهرستی از كسانی را كه دوستشان دارید و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشید. صادقانه از خودتان بپرسید كه در شرایط كاملا واقع بینانه، اگر راستش را بگوییم، بدترین اتفاقی كه ممكن است بیفتد، چیست؟
 
۵ درك طرف مقابل:
تصور كنید شما باعث شده اید موقعیتی متفاوت از آن چه كه باید، به وجود بیاید و فرض كنید كه شما مسبب این وضع نابهنجار بوده اید. اگر فكر می كنید كه شاید با بحث بتوانید به یك درك متقابل برسید و تلخی حاصل از ابراز حقیقت را بگیرید، بهتر است از این نوع عبارات و جملات استفاده كنید:
شاید این حرفی كه می خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشید...
برداشت من این است كه... آیا شما هم چنین برداشتی دارید؟
می دانم كه شاید اشتباه كرده باشم، اما می خواهم شما هم بدانید كه...
سعی كنید حتما نشان بدهید كه احساس طرف مقابل را درك می كنید. مثلا ابتدا بگویید: من درك می كنم كه تو عصبانی هستی و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راه حل های پیشنهادی تان را ارائه دهید. سعی كنید احساستان را به نوعی در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنید: من هم از این كه فلان كار، رأس زمان مقرر تمام نمی شود، واقعا ناراحتم. شما می توانید این ناراحتی را در صدا و چهرة من ببینید... سپس توضیح بدهید كه قصدتان این نبوده و سریع نتیجه گیری كنید كه: الان می خواهم در حضور شما برنامه ای تنظیم كنم كه هر چه سریع تر، كار تكمیل شود. و دقیقا مشخص كنید كه كدام بخش از گفته هایتان واقعیت است و كدام بخش، تصورات و نظرات شماست. اگر این كار را نكنید، ممكن است كم كم به سراغ جعل واقعیت و نهایتا سراغ دروغ گویی بروید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط م. محمدبیگی   |  نظر بدهید

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط م. محمدبیگی   |  نظر بدهید

فراروانشناسی

فرا روانشناسی که همواره در بحث از هشیاری و حالتهای مختلف هشیاری ، اشاره‌ای نیز به آن می‌کنند شاخه‌ای است که با توانائیهای خارق‌العاده و غیرطبیعی انسانها سر و کار دارد و به دو پرسش می‌خواهد پاسخ دهد:
  • اینکه آیا آدمیان می‌توانند از راههایی غیر از حواس پنجگانه خود اطلاعاتی بدست آورند؟
  • آیا می‌توان از طریق ذهن بر رویدادهای طبیعی اثر گذاشت؟ پدیده‌های فرا روانی نیز یکسری تجریبات ذهنی و ادعاهای مبهم برخی افراد می‌باشند.




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : روانشناسی دروغ،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد مقاله
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :