تبلیغات
دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی) - تحلیل‌ عملكرد كوفیان‌ در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع)
 

دكتر محمد علی‌ چلونگر

مقدمه‌

شهر كوفه‌ از زمان‌ امام‌ علی‌ (ع) از سال‌ 36 هجری‌ كه‌ به‌ آن‌ نقل‌ مكان‌ كرد و حتی‌زودتر از آن‌، مركز اصلی‌ نهضت‌ها، الهامات‌، امیدها و بعضی‌ اوقات‌ كوشش‌های‌ هماهنگ‌شیعیان‌ شد. در داخل‌ و اطراف‌ كوفه‌، بسیاری‌ از حوادث‌ آشفته‌ كه‌ تاریخ‌ صدر تشیع‌ رامی‌سازد، واقع‌ گردید. حوادثی‌ نظیر تجهیز قوای‌ امام‌ علی‌ (ع) برای‌ جنگ‌های‌ جمل‌ وصفین‌، قیام‌ حجربن‌ عدی‌ و قیام‌ امام‌ حسین‌، از جمله‌ آنان‌ است‌.

دكتر محمد علی‌ چلونگر

مقدمه‌

شهر كوفه‌ از زمان‌ امام‌ علی‌ (ع) از سال‌ 36 هجری‌ كه‌ به‌ آن‌ نقل‌ مكان‌ كرد و حتی‌زودتر از آن‌، مركز اصلی‌ نهضت‌ها، الهامات‌، امیدها و بعضی‌ اوقات‌ كوشش‌های‌ هماهنگ‌شیعیان‌ شد. در داخل‌ و اطراف‌ كوفه‌، بسیاری‌ از حوادث‌ آشفته‌ كه‌ تاریخ‌ صدر تشیع‌ رامی‌سازد، واقع‌ گردید. حوادثی‌ نظیر تجهیز قوای‌ امام‌ علی‌ (ع) برای‌ جنگ‌های‌ جمل‌ وصفین‌، قیام‌ حجربن‌ عدی‌ و قیام‌ امام‌ حسین‌، از جمله‌ آنان‌ است‌.

در كنار آن‌ ها، كوفه‌ جایگاه‌ موانع‌، نا امیدی‌ها، محرومیت‌ها و حتی‌ خیانت‌ وشكست‌ آرزوهای‌ شیعیان‌ از طرف‌ كسانی‌ بود كه‌ نمی‌توانستند خاندان‌ علوی‌ (ع) را درفرمان‌ روایی‌ جامعه‌ اسلامی‌ ببینند. بررسی‌ اوضاع‌ اجتماعی‌ و خاص‌ حاكم‌ بر آن‌، علل‌عدم‌ موفقیت‌ ظاهری‌ امام‌ حسین‌ (ع) را روشن‌ می‌كند.

مهم‌ ترین‌ حادثه‌ای‌ كه‌ در تاریخ‌ تشیع‌ ارتباط‌ مستقیمی‌ با كوفه‌ دارد، قیام‌ كربلااست‌. كوفیان‌ جزو دعوت‌ كنندگان‌ امام‌ حسین‌ (ع) بودند و از طرف‌ دیگر لشكری‌ كه‌امویان‌ در روز عاشورا برای‌ كشتن‌ امام‌ (ع) بسیج‌ كردند، همه‌ از آنان‌ بود.

این‌ مقاله‌ در پی‌ پاسخ‌ به‌ این‌ عمل‌كرد متضاد كوفیان‌ در برخورد با قیام‌ كربلااست‌. در این‌ مقاله‌ برای‌ مردم‌ شناسی‌ كوفه‌ در زمان‌ قیام‌ كربلا، پیشینه‌ كوفه‌، بافت‌جمعیتی‌ از نظر نژادی‌ و عقیدتی‌، روحیة‌ كوفیان‌ و نقش‌ اشراف‌ و رؤسای‌ قبایل‌، بررسی‌ وتحلیل‌ شده‌ است‌.

آن‌ چه‌ در زمان‌ قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) در كوفه‌ اتفاق‌ افتاد، جدای‌ از پیشینه‌ شهر وعمل‌كرد قبلی‌ كوفیان‌ نیست‌ و بدون‌ بررسی‌ پیشینة‌ كوفه‌، محقق‌ نمی‌تواند، تحلیل‌جامعی‌ از مردم‌شناسی‌ كوفیان‌ در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) به‌ دست‌ آورد.

كوفه‌ از تأسیس‌ تا قیام‌ كربلا

كوفه‌ را سعد بن‌ ابی‌ وقاص‌ در سال‌ هفدهم‌ برای‌ جای‌ دادن‌ لشكریان‌ ساخت‌. درآغاز كار غرض‌ از ساختن‌ آن‌، فراهم‌ كردن‌ جایی‌ برای‌ سكونت‌ سربازان‌ بود، اما دیری‌نگذشت‌ كه‌ گروهی‌ از اصحاب‌ پیامبر (ص) و دیگر مردم‌ بدان‌ شهر روی‌ آوردند. هرچه‌دامنة‌ فتح‌ در شرق‌ گسترش‌ می‌یافت‌، دسته‌های‌ بیشتری‌ از مردم‌ سرزمین‌های‌ فتح‌شده‌، به‌ كوفه‌ می‌آمدند.

امام‌ علی‌ (ع) پس‌ از غلبه‌ بر پیمان‌ شكنان‌ جمل‌، از بصره‌ به‌ كوفه‌ رفت‌ و آن‌ شهررا مركز خلافت‌ خویش‌ كرد و تا پایان‌ عمر به‌ مدینه‌ بازنگشت‌. برخی‌ از عواملی‌ كه‌ موجب‌شد، امیرمؤمنان‌ علی‌ (ع) كوفه‌ را مركز خلافت‌ برگزیند، عبارتند از:

1ـ حضور بسیاری‌ از اصحاب‌ رسول‌ الله‌ (ص) در این‌ شهر كه‌ در هیچ‌ یك‌ ازشهرهای‌ دیگر به‌ این‌ تعداد نبودند. در جنگ‌ صفین‌ دو هزار و شش‌ صدتن‌ از صحابة‌مقیم‌ كوفه‌، همراه‌ امام‌ (ع) بودند.

2ـ موقعیت‌ خاص‌ نظامی‌ این‌ شهر، در برابر شام‌ و سركشی‌ معاویه‌.

3ـ حضور نام‌آورترین‌ قبایل‌ و شخصیت‌های‌ مسلمان‌ از شهرهای‌ حجاز، یمن‌ ودیگر شهرها در كوفه‌.

4ـ بی‌ توجهی‌ و عدم‌ علاقة‌ مردم‌ دیگر شهرها به‌ اهل‌بیت‌ (ع) .

5ـ از نظر جغرافیایی‌، در قلب‌ جهام‌ اسلام‌ آن‌ روزگار جای‌ داشت‌ و بر ایران‌، حجاز،مصر و جزیره‌ مسلط‌ بود.

از زمان‌ ورود امام‌ علی‌ (ع) به‌ كوفه‌، این‌ شهر اهمیتی‌ خاص‌ یافت‌. كوفه‌ تا زمان‌شهادت‌ امیرمؤمنان‌ (ع) به‌ سال‌ چهلم‌ هجری‌، مركز تحولات‌ نظامی‌، سیاسی‌ واجتماعی‌ جهان‌ اسلام‌ بود. سركشی‌ كوفیان‌ از رویارویی‌ با لشكریان‌ معاویه‌، غارت‌های‌ضحاك‌ بن‌ قیس‌، نعمان‌ بن‌ بشیر، سفیان‌ بن‌ عوف‌ غامدی‌ از جمله‌ وقایعی‌ است‌ كه‌ به‌كوفه‌ و كوفیان‌ مربوط‌ می‌شود.

بعد از شهادت‌ امام‌ علی‌ (ع) ، كوفیان‌ با امام‌ حسن‌ (ع) بیعت‌ كردند. سستی‌ مردم‌كوفه‌ در برابر ترفندهای‌ بنی‌ امیه‌ از عواملی‌ بود كه‌ امام‌ حسن‌ (ع) مجبور به‌ صلح‌ بامعاویه‌ شد پس‌ از آن‌ كه‌ امام‌ حسن‌ (ع) ، صلح‌ كرد و كوفه‌ را ترك‌ كرد، خاطر معاویه‌ ازدرگیری‌ با سپاهی‌ منظم‌ در عراق‌ آسوده‌ شد. در این‌ دوران‌ معاویه‌، تا آن‌ جا كه‌ توانست‌ ازآزار كوفیان‌ دریغ‌ نكرد. بسیاری‌ از مردم‌ دین‌ دار را با مكر و حیله‌ و دادن‌ امان‌ به‌ دام‌انداخت‌ و سپس‌ بر خلاف‌ مسلمانی‌، دستور كشتن‌ آنان‌ را داد و چه‌ بسیار تحقیرها كه‌ درحضور شامیان‌ بر بزرگان‌ كوفه‌ روا نداشت‌. اندك‌ اندك‌ كوفیان‌ از تحمل‌ این‌ همه‌ ستم‌ وتحقیرها به‌ جان‌ آمدند و همین‌ كه‌ معاویه‌ مرد، كوفیان‌ احساس‌ كردند، فرصتی‌ مناسب‌برای‌ اقدامی‌ تازه‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. در این‌ موقعیت‌ تنها ایالتی‌ كه‌ سرنگونی‌ رژیم‌ اموی‌را می‌خواست‌ و برای‌ اجرای‌ این‌ منظور عملاً دست‌ به‌ كار شد، كوفه‌ بود. نامه‌های‌ زیادی‌برای‌ امام‌ حسین‌ (ع) نوشته‌ شد و از او دعوت‌ شد كه‌ به‌ طرف‌ كوفه‌ حركت‌ كند. امام‌ براساس‌ خواست‌ مردم‌ كوفه‌ به‌ طرف‌ آن‌ شهر حركت‌ كرد ولی‌ اكثر كوفیان‌ برخلاف‌ نامه‌هاخویشان‌، به‌ امام‌ خیانت‌ كردند و وی‌ را در مقابل‌ امویان‌ تنها گذاشتند.

تركیب‌ جمعیت‌ كوفه‌ از نظر نژادی‌ و عقیدتی‌

الف‌ ـ نژادی‌

تركیب‌ جمعیتی‌ كوفه‌ در بعد نژادی‌ از دو گروه‌ بود: عنصر اوّل‌، عرب‌ها كه‌ نزاری‌ ویمنی‌ بودند. تركیب‌ عنصر عرب‌ در كوفه‌، بیشتر از هر شهر عربی‌ دیگر، پیچیده‌ بود. بادقت‌ در فهرست‌ گروه‌های‌ قبائلی‌ عرب‌ و امواج‌ متوالی‌ تازه‌ واردان‌، متوجه‌ می‌شویم‌ كه‌عنصر عرب‌ در این‌ شهر فوق‌ العاده‌ در اصل‌ و زمینه‌، نامتجانس‌ بوده‌ است‌. در میان‌ خودگروه‌های‌ نزاری‌ و یمنی‌، دسته‌بندی‌های‌ گوناگون‌ وجود داشته‌ است‌؛

عنصر اساسی‌ دیگر جمعیت‌ كوفه‌، موالی‌ بود كه‌ عمدتاً ایرانی‌ها بودند. عوامل‌فراوانی‌ برای‌ به‌ حساب‌ آوردن‌ این‌ جریان‌ عظیم‌ كه‌ در كوفه‌ بیشتر از دیگر شهرها وجودداشتند، بود. این‌ گروه‌ از دوران‌ فتوحات‌ به‌ بعد در این‌ شهر ساكن‌ شدند. حدودچهارهزارنفر از ایرانیان‌ كه‌ معروف‌ به‌ دیالمه‌ بودند در بین‌ عرب‌ها وجود داشتند كه‌ از آغازتأسیس‌ كوفه‌ در این‌ شهر اقامت‌ گزیدند و بعد از آن‌، تعداد آنان‌ رو به‌ گسترش‌ نهاد.

اعراب‌ رفتاری‌ متفاوت‌ با گروه‌های‌ موالی‌ داشتند. موالی‌ ایرانی‌ از موقعیت‌ مساوی‌با شهروندان‌ عرب‌ در نظام‌ اجتماعی‌ شهری‌ برخوردار نبودند. آنان‌ را موالی‌ یا گماشتگان‌می‌خواندند؛ اصطلاحی‌ كه‌ دلالت‌ بر مرتبة‌ پایین‌ پایگاه‌ اجتماعی‌ داشت‌. با وجودی‌ كه‌اینان‌ در صحنه‌های‌ نظامی‌ نقش‌ فعالی‌ داشتند ـ به‌ جز زمان‌ امام‌ علی‌ (ع) ـ حقوق‌ آنان‌مورد توجه‌ نبود. برخورد دون‌ پایة‌ اشراف‌ عرب‌ با آنان‌ موجب‌ شده‌ بود كه‌ نفرتی‌ بین‌ آنان‌ واشراف‌ عرب‌ به‌ وجود آید. توجه‌ امام‌ علی‌ (ع) به‌ حقوق‌ آنان‌ موجب‌ گرایش‌ آنان‌ به‌خاندان‌ علوی‌ شد. الغارات‌ می‌نویسد: «در روز جمعه‌ای‌، امام‌ علی‌ (ع) بر روی‌ منبری‌آجری‌ خطبه‌ می‌خواند، اشعث‌ بن‌ قیس‌ كندی‌ از اشراف‌ یمنی‌ به‌ نزد امام‌ آمد و گفت‌: این‌سرخ‌ رویان‌ (ایرانیان‌) جلو روی‌ تو بر ما غلبه‌ كرده‌اند و تو جلو اینان‌ را نمی‌گیری‌، سپس‌ درحالی‌ كه‌ خشم‌ گین‌ شده‌ گرفته‌ بود، گفت‌: من‌ امروز نشان‌ خواهم‌ داد كه‌ عرب‌ چه‌كاره‌است‌. امیرمؤمنان‌ (ع) فرمود: این‌ شكم‌ گنده‌ها خودشان‌ روزها در بستر نرم‌ استراحت‌می‌كنند، و آنان‌ (موالی‌ ایرانی‌) روزهای‌ گرم‌ برای‌ خدا فعالیت‌ می‌كنند و آن‌ گاه‌ از من‌می‌خواهند كه‌ آنان‌ را طرد كنم‌ تا از ستم‌ كاران‌ باشم‌.» این‌ گونه‌ برخوردها رابطة‌ نزدیكی‌بین‌ موالی‌ كوفه‌ و اهل‌ بیت‌ : ایجاد كرد. این‌ موالی‌ نقش‌ برجسته‌ای‌ در تاریخ‌ سیاسی‌،مذهبی‌ كوفه‌ به‌ خصوص‌ در نهضت‌های‌ شیعه‌ ایفا كردند.

ب‌ ـ عقیدتی‌

تركیب‌ جمعیتی‌ كوفه‌ در بعد عقیدتی‌ شامل‌ گروه‌های‌ خوارج‌، هواداران‌ بنی‌ امیه‌،بنی‌ تفاوت‌ها و شیعیان‌ بود.

خوارج‌ از زمان‌ رویارویی‌ صفین‌ به‌ این‌ نام‌، خوانده‌ شدند و مخالفتشان‌ را هم‌ اززمان‌ امیرمؤمنان‌ (ع) و پس‌ از آن‌ بی‌ درنگ‌ آشكار كردند. هواداران‌ بنی‌ امیه‌، معمولاً ازاشراف‌ قبایل‌ بودند. اینان‌ در ساختار قدرت‌ رسمی‌ عراق‌ واسطة‌ حاكمیت‌ بنی‌ امیه‌ وجمعیت‌ قبیله‌ای‌ بودند. آنان‌ علاقه‌مند به‌ نگه‌داری‌ و برقراری‌ موقعیت‌های‌ سیاسی‌ وامتیازات‌ و انحصارات‌ اقتصادی‌ بودند و هر موقع‌ كه‌ احساس‌ می‌كردند، حمایت‌ ازاهل‌بیت‌ : این‌ موقعیت‌ آنان‌ را مورد تهدید قرار می‌دهد، به‌ طرف‌ بنی‌امیه‌ متمایل‌می‌شدند. آنان‌ در بنی‌ امیه‌، تأمین‌ موقعیت‌های‌ ممتاز و منافع‌ بی‌ شمار خود را می‌دیدند.مراحل‌ شكل‌گیری‌ تشیع‌ و خوارج‌ در پیوند مخالفتشان‌ با نظم‌ قبیله‌ای‌ موجود بود.

شیعیان‌ موجود در كوفه‌ شامل‌ دو دسته‌ می‌شدند:

الف‌) برخی‌ از «نخستین‌ مهاجران‌» به‌ كوفه‌ كه‌ از هواداران‌ امیرمؤمنان‌ (ع) بودند.اینان‌ نقشی‌ در حكومت‌ یا سازمان‌ قبیله‌ای‌ نداشتند؛ از این‌ جمله‌، حجر بن‌ عدی‌ كندی‌است‌ كه‌ كاملاً تحت‌ الشعاع‌ اقتدار محمد بن‌ اشعث‌ كندی‌ است‌.

ب‌) «مهاجران‌ جدید» كه‌ تا زمان‌ امام‌ علی‌ (ع) به‌ كوفه‌ نیامده‌ بودند.

اینان‌ به‌ امید بهبودی‌ وضعشان‌ در برابر قدرت‌ قبیله‌ای‌، مسلط‌ ایستادگی‌می‌كردند. بعضی‌ از دسته‌هایی‌ كه‌ در آغاز از پر شورترین‌ حامیان‌ امیرمؤمنان‌ ظاهر شدندو بعداً حمایت‌ خود را از امام‌ حسین‌ (ع ) نشان‌ دادند، از این‌ گروه‌ بودند. شیعیان‌ درصدقابل‌ توجهی‌ از كوفیان‌ را تشكیل‌ می‌دادند. ابوالفرج‌ اصفهانی‌ می‌نویسد: «وقتی‌ زیاد دربصره‌ بود، حجر و یارانش‌ در مسجد، یك‌ سوم‌ و یا نصف‌ آن‌ را اشغال‌ كرده‌ و به‌ مذمت‌ وبدگویی‌ معاویه‌ می‌پرداختند.» این‌ مسئله‌ نشان‌ از گروه‌ قدرت‌مندی‌ از شیعیان‌ در بین‌كوفیان‌ داشت‌.

این‌ شیعیان‌ به‌ دو دسته‌ تقسیم‌ می‌شدند:

1ـ شیعیان‌ سیاسی‌ كه‌ اكثر شیعیان‌ كوفه‌ از این‌ دسته‌ بودند. آنان‌ از امام‌علی‌ (ع) وبعد از آن‌ از فرزندش‌ امام‌ حسین‌ (ع) به‌ جهت‌ ملاحظات‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ حمایت‌كردند. حمایت‌ آنان‌ از علویان‌ به‌ برای‌ دشمنی‌ با استیلای‌ شامیان‌ بود. در واقع‌ آنان‌ فقط‌در مسائل‌ سیاسی‌، همراهی‌ معینی‌ با اولاد علی‌ (ع) داشتند. این‌ گروه‌ از توده‌های‌ وسیع‌كوفی‌ و اكثر از قبایل‌ یمنی‌ و موالی‌ غیر عرب‌ به‌ شمار می‌آمدند كه‌ ظاهراً متمایل‌ به‌آرمان‌های‌ رهبری‌ شیعیان‌ بودند، ولی‌ از مواجهه‌ با هر خطری‌ كه‌ امكان‌ وقوع‌ آن‌ وجودداشت‌، پرهیز می‌كردند. هرگاه‌، امید موفقیتی‌ در یكی‌ از افراد اهل‌ بیت‌ : می‌دیدند، باشور و هیجان‌ در اطراف‌ او جمع‌ می‌شدند و زمانی‌ كه‌ امیدهای‌ موفقیت‌ رو به‌ زوال‌می‌گذاشت‌، او را رها می‌كردند. آنان‌ فاقد شجاعت‌ و شهامت‌ لازم‌ یا ثبات‌ قدم‌ در مرحلة‌امتحان‌ بودند. این‌ دسته‌ در حوادث‌ زمان‌ امام‌ علی‌ (ع) ، صلح‌ امام‌ حسن‌ (ع) ، قضیة‌مسلم‌ بن‌ عقیل‌ و امام‌ حسین‌ (ع) چون‌ قدرت‌ سیاسی‌، نظامی‌ بنی‌ امیه‌ را برتر احساس‌كردند، از اطراف‌ اهل‌بیت‌ : پراكنده‌ و بعضاً دسته‌ دسته‌ به‌ سوی‌ بنی‌ امیه‌ فرار كردند.

2ـ شیعیان‌ اعتقادی‌؛ یعنی‌ آنان‌ كه‌ به‌ امامت‌ امام‌ علی‌ (ع) و فرزندانش‌ از طریق‌نص‌ قائل‌ بودند و امامت‌ و رهبری‌ مسلمانان‌ را بعد از پیامبر (ص) از طریق‌ وحی‌ الهی‌ وخاندان‌ پیامبر (ص) می‌دانستند. اینان‌ خود را تسلیم‌ وجود مقدس‌ امام‌ علی‌ (ع) وفرزندان‌ معصوم‌ او كرده‌ بودند. این‌ گروه‌ نسبت‌ به‌ دستة‌ اول‌ كمتر بودند. به‌ فرمودة‌ امام‌باقر (ع) در میان‌ یاران‌ امام‌علی‌ (ع) و بیعت‌ كنندگان‌ كمتر از پنجاه‌ نفر معرفت‌ حقیقی‌نسبت‌ به‌ او و مقام‌ امامت‌ او داشتند.

این‌ گروه‌ كم‌ شمار با ارادتی‌ خالصانه‌، برای‌ گسترش‌ تشیع‌ در كوفه‌ بسیار كوشیدند.كوفیان‌ گرچه‌ با خیانت‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع) ، ننگی‌ ابدی‌ برای‌ خویش‌ خریدند، اما توجه‌امام‌ حسین‌ (ع) به‌ كوفه‌ در بین‌ ایالات‌ مختلف‌ اسلامی‌ نشان‌ دهنده‌ آن‌ است‌ كه‌ ارادت‌مندان‌ راستین‌ اهل‌بیت‌ : تنها در كوفه‌ بوده‌اند، چنان‌ كه‌ شهیدان‌ ركاب‌ آن‌ حضرت‌ دركربلا، شماری‌ چشم‌گیر كوفی‌ بودند.

كوفیانی‌ كه‌ از امام‌ حسین‌ (ع) بعد از مرگ‌ معاویه‌ بن‌ ابی‌ سفیان‌ برای‌ رفتن‌ به‌شهرشان‌ دعوت‌ كردند، تنها از شیعیان‌ اعتقادی‌ و راستین‌ نبودند، بلكه‌ از همة‌ گروه‌هایی‌كه‌ نام‌ بردیم‌، بودند. اكثر دعوت‌ كنندگان‌ با توجه‌ به‌ بافت‌ جمعیتی‌ اعتقادی‌ شهر ازگروه‌های‌ غیر شیعی‌ اعتقادی‌ بودند. تصویری‌ كه‌ از مردم‌ و اوضاع‌ كوفه‌ در آستانة‌ خلافت‌یزید می‌توان‌ به‌ دست‌ آورد، آن‌ است‌ كه‌ چون‌ برای‌ مردم‌ كوفه‌ از جهت‌ ملاحظات‌سیاسی‌، اقتصادی‌ و مذهبی‌، حكومت‌ بنی‌ امیه‌ و شخص‌ یزید تحمل‌ نكردنی‌ بود، با مرگ‌معاویه‌ بن‌ ابی‌ سفیان‌ و روی‌ كار آمدن‌ یزید شروع‌ به‌ مخالفت‌ كردند. آغاز این‌ مخالفت‌ ازجانب‌ شیعیان‌ كوفه‌ بود. به‌ دنبال‌ مخالفت‌ شیعیان‌، دسته‌جات‌ دیگر كوفیان‌ هم‌ كه‌جانشین‌ مناسبی‌ برای‌ یزید نداشتند، بر اثر جو عمومی‌ِ به‌ وجود آمده‌، امام‌ حسین‌ (ع) رابرگزیدند و همراه‌ هواداران‌ شیعی‌ِ حسین‌ بن‌ علی‌ (ع) شدند. در كنار اظهار علاقه‌ شیعیان‌به‌ آمدن‌ امام‌ (ع) به‌ كوفه‌، كسانی‌ كه‌ موقعیت‌ خود را در خطر می‌دیدند، تحت‌ تأثیر روش‌دیگر مردم‌، اظهار حمایت‌ از حسین‌ بن‌ علی‌ (ع) كردند. جوی‌ به‌ جهت‌ خلا سیاسی‌، پس‌از مرگ‌ معاویه‌، در كوفه‌ ایجاد شده‌ بود كه‌ بنی‌ امیه‌ نیز نتوانستند جای‌ آن‌ را پركنند.

در واقع‌، همة‌ كسانی‌ كه‌ امام‌ (ع) را به‌ كوفه‌ دعوت‌ كردند و آن‌ دوازده‌ یا هیجده‌هزار نفری‌ كه‌ با فرستاده‌اش‌، مسلم‌ بن‌ عقیل‌، بیعت‌ كردند، احساس‌ مذهبی‌ نداشتند،بلكه‌ به‌ دلایل‌ سیاسی‌، هوادار خاندان‌ رسول‌ الله‌ (ص) شده‌ بودند، این‌ نكته‌ در درك‌ روحیة‌مردم‌ كوفه‌ در برخورد با قیام‌ كربلا، حتماً باید مورد نظر قرار گیرد. كوفیان‌ صدها نامه‌ به‌امضاهای‌ گروهی‌ به‌ سوی‌ حسین‌ بن‌ علی‌ (ع) فرستادند و وقتی‌ كه‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌كوفه‌ رسید، در اطراف‌ او گرد آمدند، ولی‌ این‌ اقدام‌ برای‌ اكثر آنان‌ بیان‌ آرزوهایشان‌ یعنی‌سقوط‌ استیلای‌ شامیان‌ بر كوفیان‌ معنا می‌داد. اهدافی‌ كه‌ به‌ نظر آنان‌ در آن‌ موقعیت‌زمانی‌، دسترسی‌ به‌ ا´ن‌ فقط‌ از طریق‌ امام‌ حسین‌ (ع) ممكن‌ بود.

این‌ وضعیت‌ با وجود حاكم‌ سهل‌گیری‌، مثل‌ نعمان‌ بن‌ بشیر گسترش‌ یافت‌.مردم‌ بر اثر عدم‌ شدت‌ عمل‌ حاكم‌ كوفه‌ و جو ایجاد شده‌، به‌ راحتی‌ اظهار هواداری‌ از امام‌كردند. عوض‌ شدن‌ حاكم‌ و جای‌گزین‌ شدن‌ عبیدالله‌ بن‌ زیاد كه‌ مردم‌ كوفه‌ و روحیات‌آنان‌ را خوب‌ می‌شناخت‌ و به‌ سیاست‌ ماهرانه‌ و مكارانه‌اش‌ معروف‌ بود، اوضاع‌ را به‌ كلی‌تغییر داد. اتخاذ اقدامات‌ شدید و افراطی‌، ابن‌ زیاد، به‌ منظور سركوبی‌ نهضت‌ كوفیان‌،بسیاری‌ از آنان‌ را به‌ هراس‌ افكند و كسانی‌ كه‌ زود و عجولانه‌ تصمیم‌گیری‌ می‌كردند، خودرا از ناحیه‌ ابن‌ زیاد، در معرض‌ خطر دیدند. بر اثر تهدید وی‌ مبنی‌ بر آمدن‌ قریب‌ الوقوع‌ ازشام‌ افرادی‌ كه‌ روی‌ ملاحظات‌ سیاسی‌، اقتصادی‌ و نه‌ اعتقادی‌، از امام‌ دعوت‌ كرده‌بودند، خود را به‌ كلی‌ باختند و عقب‌ نشینی‌ كردند، ویژگی‌ عدم‌ قاطعیت‌ كوفیان‌ بر افكارسیاسی‌شان‌ چیره‌ شد. از این‌ رو، آنان‌ خود را به‌ واقعیت‌ موجود تسلیم‌ كردند و حاضرنشدند، خود را به‌ مخاطره‌ بیندازند.

اشراف‌ قبیله‌ای‌ كه‌ اكنون‌ اطمینان‌ به‌ حكومت‌ اموی‌ كوفه‌ داشتند و تثبیت‌ امویان‌را آشكار می‌دیدند، به‌ حمایت‌ از امویان‌ پرداختند. ابن‌ زیاد برای‌ سركوبی‌ قیام‌ از آنان‌ سودجست‌ و آنان‌ را نزد قبایل‌ خود فرستاد تا مردم‌ را از اطراف‌ مسلم‌ پراكنده‌ كنند. این‌بزرگان‌ به‌ میان‌ مردم‌ رفتند و آنان‌ را پراكنده‌ كردند، بسیاری‌ از مردم‌ كه‌ مخالفت‌ با رؤسای‌قبایل‌ را چندان‌ به‌ مصلحت‌ نمی‌دیدند، از اطراف‌ مسلم‌ پراكنده‌ شدند. وقتی‌ كه‌ مسلم‌ به‌قصر ابن‌ زیاد حمله‌ كرد، همین‌ اشراف‌ با تهدید و تطمیع‌، یاران‌ او را به‌ حداقل‌ رساندند وقدرت‌ خود را بر مهار مردم‌ خویش‌ نشان‌ دادند.

در مقابل‌ آنانی‌ كه‌ به‌ حسین‌ بن‌ علی‌ (ع) پشت‌ كردند، گروه‌ كوچكی‌ از كوفیان‌بودند كه‌ از نهضت‌ نوادة‌ پیامبر (ص) خالصانه‌ و با احساسات‌ عمیق‌ مذهبی‌ حمایت‌می‌كردند. این‌ گروه‌، به‌ مجردی‌ كه‌ خبر ورود امام‌ (ع) را به‌ كربلا شنیدند، بر رغم‌ وجودهمه‌ موانع‌، به‌ هر طریقی‌ ترتیب‌ رساندن‌ خود را به‌ كربلا دادند. آنان‌ جان‌ خود را درمقابل‌ امام‌ حسین‌ (ع) و یا هركس‌ از اعضای‌ خاندان‌ آسیب‌ دیدة‌ او نهادند. عده‌ای‌ از این‌دسته‌ به‌ جهت‌ دستگیر شدن‌ و یا راه‌ بندان‌ و مراقبت‌ شدید جاده‌ها، نتوانستند در كربلاحضور یابند.

ویژگی‌های‌ روحی‌ و خلقیات‌ كوفیان‌

آن‌ چه‌ كه‌ مردم‌ این‌ شهر در برخورد با قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) از خود نشان‌ دادند،برگرفته‌ از خلقیات‌ و ویژگی‌های‌ روانی‌ آنان‌ بوده‌ است‌. بدون‌ بررسی‌ و شناخت‌ روحیات‌كوفیان‌، نمی‌توان‌ علل‌ این‌ گونه‌ عكس‌ العمل‌ آنان‌ را متوجه‌ شد.

آنان‌ مردمی‌ پر احساس‌ و گرم‌ بودند تا موقعی‌ كه‌ خطر پیش‌ نمی‌آمد، جسور به‌ نظرمی‌آمدند، زبان‌ و عمل‌ ظاهرشان‌ دو تا بود و اعتماد به‌ نفس‌ آنان‌ كار مشكلی‌ بود.ظاهرشان‌ خوب‌ و دل‌ فریب‌ اما دل‌های‌ آنان‌ آلوده‌ و پر از نیرنگ‌ بود. تاریخ‌ به‌ خوبی‌ شاهداین‌ مطلب‌ است‌.

مردم‌ این‌ شهر در مقاطع‌ مختلف‌، مواضع‌ متفاوتی‌ داشتند. تركیب‌ قبایلی‌ شهر براین‌ تغییر مواضع‌ سریع‌، مؤثر بود. حساسیت‌های‌ قبیله‌ای‌ آنان‌ را گرفتار روحی‌ تندخویانه‌كرده‌ بود، به‌ طوری‌ كه‌ با دیدن‌ حادثه‌ای‌، مقطعی‌ تصمیم‌ می‌گرفتند. این‌ تصمیمات‌عمدتاً در جهت‌ منافع‌ قبیله‌ای‌ آنان‌ بود و سبب‌ عدم‌ یك‌پارچگی‌ كوفیان‌ می‌شد، چیزی‌كه‌ بنی‌ امیه‌ بارها از آن‌ بهره‌ گرفتند.

روحیة‌ ترس‌ و وحشت‌ از دشمن‌ و خود باختن‌ در مقابل‌ نیروی‌ مخالف‌ ازویژگی‌های‌ دیگر آنان‌ بود. این‌ مسئله‌، همیشه‌ در شكست‌ها و مغلوب‌ شدن‌ها اثر مهمی‌داشته‌ است‌.

دست‌ خوش‌ احساسات‌ تند شدن‌، پذیرش‌ تحریك‌ آنی‌، عاقبت‌ نیندیشی‌، اخذتصمیم‌ سریع‌ و پشیمانی‌ از تصمیم‌ گرفته‌ شده‌، تذبذب‌، نظام‌ ناپذیری‌، دنیا طلبی‌،تناقض‌ در رفتار، فریب‌ كاری‌، تمرد بر والیان‌ از مختصات‌ كوفیان‌ است‌. بسیاری‌ ازنامه‌هایی‌ كه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع) نوشته‌ شد، برخاسته‌ از همین‌ ویژگی‌های‌ روانی‌ بود.

آنچه‌ به‌ گوش‌ این‌ مردم‌ كمتر فرو می‌رفت‌، سخنی‌ بود كه‌ از واقع‌بینی‌ و خیرخواهی‌برمی‌خاست‌ و آنچه‌ را كه‌ به‌ گوش‌ جان‌ می‌خریدند، گفتاری‌ بود كه‌ عاطفه‌ و احساس‌ راتحریك‌ كند.

از پایان‌ خلافت‌ عثمان‌ تا موقعی‌ كه‌ مركز خلافت‌ به‌ بغداد منتقل‌ شد و حتی‌ بعد ازآن‌، كوفه‌ آرام‌ ننشست‌. هرگاه‌ حاكمی‌ ستم‌كار و با اقتدار بر سر آنان‌ بود، در خانه‌هامی‌خزیدند و هرگاه‌ ضعف‌ حكومت‌ بر آنان‌ آشكار می‌گشت‌ به‌ دسته‌بندی‌ و توطئه‌ وسرانجام‌ قیام‌ و شورش‌ برمی‌خاستند. كوفه‌ فقط‌ زمانی‌ آرام‌ می‌گرفت‌ كه‌ افرادی‌؛ چون‌،زیاد یا پسرش‌ عبیدالله‌ یا حجاج‌ بن‌ یوسف‌ ثقفی‌ بر آن‌ حكومت‌ می‌كردند، كه‌ با سیاست‌خشن‌ و وحشتناك‌ خود نفسهایشان‌ را در سینه‌ خفه‌ می‌كردند. بدین‌ گونه‌ فقط‌ استبدادموجب‌ فروكش‌ كردن‌ تنش‌های‌ سیاسی‌ این‌ شهر بود و این‌ ویژگی‌ را در قیام‌ كربلا به‌روشنی‌ و وضوح‌ می‌بینیم‌، تا وقتی‌ نعمان‌ بن‌ بشیر حاكم‌ سهل‌گیر بر كوفه‌ حكومت‌می‌كرد، كوفیان‌ در سر، هوای‌ شورش‌ بر بنی‌ امیه‌ داشتند. ولی‌ وقتی‌ عبیدالله‌ بن‌ زیاد برآنان‌ وارد شد، اكثر كوفیان‌ از نهضت‌ كنار كشیدند. تعبیرات‌ امیرمؤمنان‌ (ع) نسبت‌ به‌روحیات‌ كوفیان‌، بسیار گویای‌ واقعیت‌ آنان‌ است‌. امام‌ علی‌ (ع) در قالب‌ خطبه‌ای‌،دوگانگی‌ شخصیت‌ كوفیان‌ و تذبذب‌ آنان‌ را، میان‌ حقیقت‌ و ایمان‌ و نفاق‌ و دورنگی‌،ترسیم‌ می‌كند. محتوای‌ این‌ خطبه‌ چهرة‌ جامعه‌ كوفه‌ را می‌نمایاند. در نگاه‌ امام‌ (ع) كوفیان‌ به‌ خواری‌ تن‌ در داده‌ بودند و خواری‌ ایشان‌ را دوایی‌ نبود:

«ا ی‌ مردمی‌ كه‌ به‌ تن‌ فراهمید و در خواهش‌ها مخالف‌ همید. سخنانتان‌ تیز،چنان‌ كه‌ سنگ‌ خاره‌ را گدازد و كردارتان‌ كند، چنان‌ كه‌ دشمن‌ را درباره‌ شما به‌ طمع‌اندازد...»

در خطبه‌ای‌ دیگر امیرمؤمنان‌ روحیات‌ كوفیان‌ را تشبیه‌ به‌ زن‌ حامله‌ای‌ می‌كند كه‌پس‌ از تحمل‌ درد و رنج‌ دوران‌ حمل‌ در نهایت‌، بچة‌ خود را سقط‌ می‌كند. و بار دیگر آنان‌را به‌ شتران‌ بی‌ سرپرستی‌ تشبیه‌ می‌كند كه‌ هرگاه‌ از یك‌ سو گرد هم‌ آیند از سوی‌ دیگرپراكنده‌ می‌شوند.

این‌ روحیه‌، طبیعتاً نمی‌توانست‌ یك‌ والی‌ و زمام‌ دار آرام‌ و اصلاح‌ طلب‌، آن‌ هم‌پای‌بند به‌ راه‌های‌ منطقی‌ و انسانی‌ را تحمل‌ كند؛ از این‌ روست‌ كه‌ امام‌ علی‌ (ع) در اواخركار، هرچه‌ به‌ این‌ مردم‌، اصرار می‌كند تا علیه‌ شام‌ متحد شوند، آنان‌ حتی‌ برای‌ دفاع‌ ازخود عراق‌ نیز تلاشی‌ نمی‌كنند. آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ زبان‌ ملامت‌ امام‌ علی‌ (ع) به‌ روی‌ آنان‌گشوده‌ می‌شود:

«ای‌ گروهی‌ كه‌ وقتی‌ دستوری‌ می‌دهم‌، اطاعت‌ نكرده‌ و وقتی‌ دعوت‌ می‌كنم‌اجابت‌ نمی‌كنید. شما را به‌ خدا قسم‌ آیا دینی‌ نیست‌ كه‌ شما را وحدت‌ بخشد؟ آیا جمعیتی‌نیست‌ كه‌ شما را به‌ خدا تحریك‌ كند؟ آیا تعجب‌ نیست‌ كه‌ معاویه‌، ستم‌گران‌ فرومایه‌ رابدون‌ پول‌ فرا می‌خواند و او را متابعت‌ می‌كنند و من‌ شما را دعوت‌ می‌كنم‌، در حالی‌ كه‌باقی‌ مانده‌ اسلام‌ هستید، اما نسبت‌ به‌ هیچ‌ كدام‌ از دستورهای‌ رضایت‌ بخش‌ من‌ تن‌ درنمی‌دهید و علیه‌ هیچ‌ فرمان‌ مورد خشم‌ من‌ فراهم‌ نمی‌آیید.»

تذبذب‌ كوفیان‌ در قیام‌ كربلا بعد از تسلط‌ عبیدالله‌ بن‌ زیاد بر اوضاع‌ كوفه‌ آشكارگردید. این‌ روحیه‌ موجب‌ گردید كه‌ اشراف‌ كوفه‌ را در همكاری‌ پنهانی‌ با بنی‌ امیه‌ و نادیده‌گرفتن‌ عصبیت‌های‌ پیشین‌ تشویق‌ كند. در واقع‌ آن‌ تذبذب‌ و این‌ خیانت‌ را برای‌ سلطة‌همه‌ جانبة‌ یزید بر كوفه‌، تعامل‌ كارسازی‌ یافتند؛ یعنی‌، تسلط‌ مردی‌ كه‌ كوفیان‌ تا دیروز ازسر غیرت‌ و حمیت‌ و گاه‌ ایمان‌ و عتقاد، او را دشمن‌ خویش‌ می‌شمردند.

بلای‌ تسلط‌ ابن‌ زیاد، حاصل‌ تذبذب‌ و سستی‌ اراده‌های‌ كوفیان‌ بود. این‌ روحیة‌آنان‌ موجب‌ گردید كه‌ همه‌ شمشیرها از كوفه‌ بر ضد امام‌ حسین‌ (ع) به‌ حركت‌ در آید، درحالی‌ كه‌ رضای‌ خود مردم‌ در این‌ كار نبود. كلام‌ فرزدق‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع) گویای‌ این‌روحیه‌ كوفیان‌ است‌: «قلوبهم‌ معك‌ و سیوفهم‌ علیك‌» و «دل‌های‌ آنان‌ با توست‌، ولی‌شمشیرهایشان‌ بر ضد توست‌.» و یا گفتار دیگرش‌ «أنت‌ أحب‌ الناس‌ الی‌ الناس‌ و القضاءفی‌ السماء والسیوف‌ مع‌ بنی‌ امیه‌»؛ تو محبوب‌ترین‌ مردم‌ در نزد مردم‌ هستی‌، اما قضا درآسمان‌ است‌ و شمشیرها در كنار بنی‌امیه‌.» در توضیح‌ این‌ جمله‌ به‌ گفتار مجمع‌ بن‌عبدالله‌ العائذی‌، یكی‌ از كوفیانی‌ كه‌ به‌ امام‌ ملحق‌ شد، می‌توان‌ استناد كرد كه‌ گفت‌:اشراف‌ همگی‌ بر ضد تو هستند، اما بقیه‌ مردم‌ قلوبشان‌ با توست‌، هرچند فردا روی‌ توشمشیر خواهند كشید.

نقش‌ رئیسان‌ و اشراف‌ قبایل‌ كوفه‌

كوفه‌ در آغاز، برای‌ استقرار لشكریان‌ مسلمان‌ و مأمور فتوحات‌ در قلمرو ایران‌ساسانی‌ تأسیس‌ شد، لذا از همان‌ آغاز شمار بسیاری‌ از قبایل‌ گوناگون‌ شمالی‌ و جنوبی‌ دركوفه‌ ساكن‌ شدند. مهاجرت‌ قبایل‌ از شهرهای‌ مختلف‌، از دوران‌ عمر آغاز شد بر خلاف‌دیگر شهرها كه‌ دارای‌ تركیبی‌ تقریباً یك‌ دست‌ بود، كوفه‌ تنوع‌ جمعیتی‌ و قبیله‌ای‌ داشت‌.

نخستین‌ تقسیم‌بندی‌ مردم‌ كوفه‌ به‌ دو گروه‌ كلی‌، نزاری‌ (عرب‌ شمالی‌) و یمنی‌(عرب‌ جنوبی‌) بود. سوی‌ شرق‌ مسجد كه‌ مرغوب‌تر بود، یمنی‌ها، و سوی‌ غرب‌ آن‌نزاری‌ها ساكن‌ شدند.

در دوران‌ عمر، كوفه‌ به‌ هفت‌ قبیله‌ یا هفت‌ بخش‌ نظامی‌ تقسیم‌ شد كه‌ محل‌تجمع‌ و بسیج‌ نیروهای‌ نظامی‌ و رسیدگی‌ به‌ حقوق‌ و غنیمت‌های‌ جنگی‌ بود. این‌گروه‌بندی‌ مدت‌ نوزده‌سال‌ ادامه‌ داشت‌، تا زمانی‌ كه‌ امیرمؤمنان‌ (ع) در سال‌ 36 هجری‌به‌ كوفه‌ آمد و تغییرات‌ دیگری‌ در آن‌ داد. امام‌ علی‌ (ع) در حالی‌ كه‌ گروه‌ها را در همان‌هفت‌ گروه‌ نگاه‌ داشت‌، تغییراتی‌ ژرف‌ در تركیب‌ و صورت‌ خارجی‌ آنان‌ پدید آورد. آخرین‌تغییر در اداره‌ كوفه‌، چهارده‌ سال‌ بعد، وقتی‌ كه‌ زیاد بن‌ ابیه‌، به‌ عنوان‌ والی‌ در سال‌ 50 به‌كوفه‌ آمد، ایجاد شد. نظام‌ قبیله‌ای‌ كه‌ زیاد در كوفه‌ پایه‌گذاری‌ كرده‌ بود، در زمان‌ قیام‌امام‌حسین‌ (ع) بود. تغییر شكل‌ در تقسیم‌بندی‌ قبیله‌ها، متناسب‌ با مصالحی‌ بود كه‌حكام‌ در نظر می‌گرفتند. با توجه‌ به‌ ماهیت‌ قبیله‌ای‌ كوفه‌، در بسیاری‌ از موارد، قدرت‌رئیسان‌ قبایل‌ بیش‌ از قدرت‌ حاكمان‌ شهر بود و همین‌ موجب‌ می‌شد كه‌ اغلب‌ حكام‌ملاحظه‌ رئیسان‌ و بزرگان‌ قبایل‌ را بكنند.

در حوادث‌ قبل‌ از قیام‌ كربلا، مثل‌ جنگ‌ صفین‌، صلح‌ امام‌ حسن‌ (ع) و قیام‌حجربن‌ عدی‌ رهبران‌ قبایل‌ نقش‌ مهمی‌ ایفا كردند. رهبران‌ قبیله‌ای‌ در كوفه‌ در دوران‌حاكمیت‌ امام‌ علی‌ (ع) چون‌ علاقه‌مند به‌ نگه‌داری‌ و برقراری‌ موقعیت‌های‌ سیاسی‌ وامتیازات‌ انحصاری‌، اقتصادی‌ بودند و با پیروزی‌ و موفقیت‌ امام‌ (ع) موقعیت‌ آنان‌ در خطرجدی‌ قرار می‌گرفت‌، نسبت‌ به‌ امام‌ علی‌ (ع) بی‌ تفاوت‌ و به‌ سوی‌ معاویه‌ متمایل‌ شدند،زیرا در معاویه‌ تأمین‌ موقعیت‌های‌ ممتاز و منافع‌ بی‌ شمار خود را می‌دیدند. در عین‌ حال‌،این‌ رهبران‌، مردد بودند كه‌ آشكارا خود را به‌ معاویه‌ تسلیم‌ كنند و موقعیت‌ جنگ‌ و ستیزخود را از دست‌ بدهند. به‌ همین‌ واسطه‌ بود كه‌ به‌ صورت‌ ظاهر، در زمرة‌ لشكریان‌امیرمؤمنان‌ (ع) باقی‌ ماندند، در حالی‌ كه‌ بر معاویه‌ فشار می‌آوردند تا امتیازاتشان‌ راتضمین‌ كند. آنان‌ چنین‌ وانمود می‌كردند كه‌ از هواداران‌ و حامیان‌ شیعی‌ هستند.

همین‌ رهبران‌ قبیله‌ای‌ و طایفه‌ای‌ در دوران‌ كناره‌گیری‌ امام‌ حسن‌ (ع) ، وقتی‌ كه‌معاویه‌ بر كوفه‌ استیلا یافت‌، به‌ خدمت‌ گزاری‌ در ساخت‌ قدرت‌ ایالت‌، میانجی‌ شدند.اشراف‌ قبیله‌ای‌ در كوفه‌، در دوران‌ معاویه‌ كه‌ رویكرد گسترده‌ای‌ به‌ نظام‌ قبیله‌ای‌ داشت‌،موقعیت‌ مهمی‌ در بین‌ مردم‌ خود به‌ دست‌ آوردند.

در قیام‌ حجر بن‌ عدی‌، رهبران‌ قبیله‌ای‌ كه‌ بعضی‌ نیز از دوستان‌ قدیمی‌ حجر به‌حساب‌ می‌آمدند، بین‌ او و حاكم‌ كوفه‌، زیاد بن‌ ابیه‌ میانجی‌ شدند . زیاد كه‌ نفوذ رهبران‌قبایل‌ را می‌دانست‌، برای‌ پایان‌ دادن‌ به‌ قیام‌ حجر بن‌ عدی‌ به‌ تطمیع‌ و تهدید اشراف‌ ورهبران‌ قبایل‌ به‌ خصوص‌ یمنی‌ها پرداخت‌ و خطاب‌ به‌ آنان‌ گفت‌: اگر از حمایت‌ حجردست‌ بر ندارید، نیروهای‌ شامی‌ را برای‌ سركوبی‌ كامل‌ همگی‌ شما فرا می‌خوانم‌. آنان‌هم‌چنین‌ تهدید شدند كه‌ اگر حجر را تسلیم‌ نكنند به‌ مرگ‌ محكوم‌ خواهند شد واموالشان‌ مصادره‌ خواهد شد. در نهایت‌ زیاد به‌ یاری‌ اشراف‌ قبیله‌ای‌ یاران‌ حجر راپراكنده‌ كرد.

نقش‌ دو گانه‌ و خیانت‌ آمیز كوفیان‌ در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) ، ارتباط‌ تنگاتنگی‌ باعمل‌كرد اشراف‌ و رهبران‌ قبایل‌ دارد. در این‌ حادثه‌، منافع‌ شخصی‌ رهبران‌ قبیله‌ای‌ موردبهره‌برداری‌ امویان‌ قرار گرفت‌ و آنان‌ را وادار كردند كه‌ علیه‌ اصول‌ مذهبی‌ و ارزش‌های‌دینی‌ خود قیام‌ كنند. بنی‌ امیه‌ هم‌ چنین‌ در این‌ حادثه‌ از رقابت‌های‌ قبیله‌ای‌ به‌ نفع‌ خودسود جست‌.

ابن‌ زیاد برای‌ سركوبی‌ قیام‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ از نفوذ رئیسان‌ قبایل‌ و اشرافی‌ كه‌خواهان‌ وضع‌ موجود خود بودند و در نتیجه‌ به‌ راحتی‌ در برابر تهدید و تطمیع‌ حكام‌سرفرود می‌آوردند، بهره‌ گرفت‌. فرهنگ‌ قبیله‌ای‌ حاكم‌ بر جامعة‌ كوفه‌، به‌ گونه‌ای‌ بود كه‌عموم‌ مردم‌، ناچار پیرو اشراف‌ و رئیسان‌ قبایل‌ خود بودند، تعصب‌ و رقابت‌ قبیله‌ای‌ نیز براین‌ امر دامن‌ می‌زد ، به‌ تبلیغات‌ وسیعی‌ انجامید كه‌ در پراكندگی‌ مردم‌ از اطراف‌ مسلم‌نقش‌ مهمی‌ داشت‌. عدم‌ هم‌كاری‌ سران‌ قبایل‌ با مسلم‌ و حتی‌ مخالفت‌ آنان‌ با ایشان‌حاكی‌ از درك‌ آنان‌ نسبت‌ به‌ مصلحت‌هایی‌ بود كه‌ با منافع‌ قبیله‌ای‌ سازگاری‌ بیشتری‌داشت‌.

عبدالله‌ بن‌ حازم‌ ازدی‌ در مورد نقش‌ رئیسان‌ قبایل‌، در پراكنده‌ ساختن‌ همراهان‌مسلم‌ می‌گوید: «سران‌ قبایل‌ از بالا بر ما ظاهر شدند، كثیر بن‌ شهاب‌ قبل‌ از همه‌ آغازسخن‌ كرد و گفت‌: ای‌ مردم‌ نزد افراد خودتان‌ روید و به‌ كار شر شتاب‌ نیاورید كه‌ خویشتن‌را در معرض‌ كشته‌ شدن‌ قرار می‌دهید. سپاهیان‌ یزید در راهند و فرا می‌رسند، امیر قرارنهاده‌ كه‌ اگر امشب‌ به‌ جنگ‌ اصرار ورزید و شبان‌گاه‌ نروید، باقی‌ ماندگان‌ شما را از عطامحروم‌ دارد و جنگیانتان‌ را بی‌ مقرری‌ در نبردگاه‌های‌ شام‌ پراكنده‌ سازد، سالم‌ را به‌ جای‌بیمار بگیرد و حاضر را به‌ جای‌ غایب‌ تا كسی‌ از عصیان‌ گران‌ باقی‌ نماند، مگر این‌ كه‌سزای‌ كار خویش‌ را دیده‌ باشد.»

اشرافی‌ كه‌ ابن‌ زیاد برای‌ سركوبی‌ قیام‌ مسلم‌ از آنان‌ سود جست‌ و آنان‌ را نزد قبایل‌خود فرستاد، تا مردم‌ را از كنار مسلم‌ دور كنند؛ عبارت‌ بودند از: كثیر بن‌ شهاب‌ حارثی‌،محمد بن‌ اشعث‌ بن‌ قیس‌ كندی‌، قعقاع‌ بن‌ شور ذهلی‌، شبث‌ بن‌ ربعی‌ تمیمی‌، حجاربن‌ابجر عجلی‌ و شمر بن‌ ذی‌ الجوشن‌ عامری‌. این‌ اشراف‌ به‌ میان‌ مردم‌ رفتند و مردم‌ راپراكنده‌ كردند.

با هم‌دستی‌ اشراف‌، مردم‌ از اطراف‌ مسلم‌ پراكنده‌ می‌شدند. مردان‌ و زنان‌ دست‌فرزندان‌ و برادران‌ خود را گرفته‌ و آنان‌ را با خود می‌بردند، تا جایی‌ كه‌ چون‌ مسلم‌ نمازمغرب‌ خواند، تنها سی‌ نفر همراه‌ وی‌ ماندند و هنوز از مسجد خارج‌ نشده‌ بود كه‌ عدة‌همراهانش‌ به‌ كمتر از ده‌ نفر رسید و چون‌ از مسجد بیرون‌ آمد، هیچ‌ كس‌ با وی‌ نبود.

در حادثه‌ كربلا هم‌، اشراف‌ یمن‌ و نزاری‌ كوفه‌ برای‌ كشتن‌ امام‌ حسین‌ (ع) بسیج‌شدند. عبیدالله‌ بن‌ زیاد ضمن‌ اعلان‌ حكومت‌ نظامی‌ در كوفه‌ از اشراف‌ و سران‌ كوفه‌؛همچون‌ كثیر بن‌ شهاب‌ حارثی‌، محمد بن‌ اشعث‌ كندی‌، قعقاع‌ بن‌ سوید منقری‌ و اسماءبن‌ خارجه‌ فزاری‌ برای‌ بسیج‌ مردم‌ و حركت‌ آنان‌ به‌ طرف‌ كربلا استفاده‌ كرد.

فرماندهی‌ سپاه‌ انبوهی‌ كه‌ ابن‌ زیاد برای‌ جنگ‌ با امام‌ حسین‌ بسیج‌ كرد، به‌ عهدة‌جمعی‌ از اشراف‌ و سران‌ قبایل‌ بود. هركدام‌ از اینان‌ چندین‌ هزار نیرو تحت‌ فرمان‌داشتند.

این‌ فرماندهان‌ از همان‌ دعوت‌ كنندگان‌ پیمان‌ شكنی‌ بودند كه‌ از روی‌ خدعه‌ ومكر، از امام‌ حسین‌ (ع) برای‌ آمدن‌ به‌ كوفه‌ دعوت‌ نمودند و اكنون‌ در صف‌ مقابل‌ امام‌،برای‌ جنگ‌ با ایشان‌ فرماندة‌ سپاه‌ بودند. در روز عاشورا به‌ سید الشهدا (ع) به‌ دروغ‌ پاسخ‌دادند كه‌ «ما نامه‌ ننوشتیم‌...» امام‌ (ع) دربارة‌ آنان‌ فرمود: «آنان‌ از روی‌ خدعه‌ و مكر به‌قصد نزدیكی‌ به‌ یزید نامه‌ برای‌ من‌ نوشتند.»


نتیجه‌

خیانت‌ كوفیان‌ در برخورد با قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) ، نیازمند شناسایی‌ جامعة‌ كوفه‌ اززمان‌ شكل‌گیری‌ این‌ شهر است‌.

چون‌ شهر كوفه‌ تنوع‌ قبیله‌ای‌ داشته‌، رقابت‌ بین‌ قبایل‌ مسئله‌ای‌ بوده‌ كه‌ مورداستفادة‌ بنی‌ امیه‌ در مواقع‌ مختلف‌ قرار گرفته‌ است‌. در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) این‌ مسئله‌،مورد استفادة‌ ابن‌ زیاد كه‌ آشنایی‌ كامل‌ نسبت‌ به‌ جامعة‌ كوفی‌ داشت‌، قرار گرفت‌.

گرچه‌ در این‌ شهر برخی‌ از قبایل‌ به‌ تشیع‌ شهرت‌ داشتند، امّا نمی‌توان‌ تشیع‌ آنان‌را به‌ مفهوم‌ تشیع‌ اعتقادی‌ ارزیابی‌ كرد. در حادثه‌ كربلا فقط‌ افراد معدودی‌ وفادار به‌ امام‌حسین‌ (ع) باقی‌ ماندند. این‌ معدود افراد، كسانی‌ جز شیعیان‌ اعتقادی‌ نبودند.

در این‌ جا، استبداد ابن‌ زیاد را هم‌ می‌باید مد نظر داشت‌، به‌ صورتی‌ كه‌ اگر یكی‌ ازرئیسان‌ قبایل‌ هم‌ مخالفتی‌ می‌كرد، افراد قبیله‌اش‌ جرئت‌ حمایت‌ از او را نداشتند. این‌وضع‌ كوفه‌، اوضاع‌ جدیدی‌ را به‌ وجود آورد كه‌ اكثر كوفیان‌ یا در كنار ابن‌ زیاد قرار گرفتند یابرای‌ این‌ كه‌ در صف‌ قاتلان‌ امام‌ حسین‌ (ع) قرار نگیرند، مخفی‌ شدند و یا فرار كردند.

روحیات‌ خاص‌ كوفیان‌ كه‌ برگرفته‌ از نظام‌ قبیله‌ای‌ و بافت‌ شهر كوفه‌ بود، آنان‌ راانسان‌هایی‌ غیر پای‌ بند به‌ تصمیمات‌ خود، زود رنج‌، عجول‌، مذبذب‌ بار آورده‌ بود. تذبذب‌كوفیان‌ موجب‌ گردید، بعد از آن‌ كه‌ عبیدالله‌ بن‌ زیاد بر اوضاع‌ مسلط‌ شد، آنان‌ تغییر روش‌دهند. این‌ روحیه‌، اشراف‌ كوفه‌ را در همكاری‌ پنهانی‌ با بنی‌ امیه‌ و نادیده‌ گرفتن‌عصبیت‌های‌ پیشین‌ تشویق‌ كرد.

اشرافیت‌ قبیله‌ای‌ در كوفه‌ كه‌ رویكرد گسترده‌ای‌ به‌ نظام‌ قبیله‌ای‌ داشت‌، موقعیت‌مهمی‌ در بین‌ مردم‌ خود به‌ دست‌ آورده‌ بود. از این‌ موقعیت‌، ابن‌ زیاد در جریان‌ قیام‌ امام‌حسین‌ (ع) برای‌ پراكندن‌ مردم‌ از اطراف‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌، استفاده‌ كرد. اشراف‌ كه‌خواهان‌ وضع‌ موجود بودند، به‌ راحتی‌ در برابر تطمیع‌ و تهدید ابن‌زیاد، سر فرود آوردند.

وابستگی‌ مردم‌ كوفه‌ به‌ عطا و مقرری‌ و بخشش‌های‌ بنی‌ امیه‌، آنان‌ را در یاری‌امام‌ حسین‌ (ع) مردد كرد. آنان‌ برای‌ حفظ‌ مقرری‌ خود، درخواست‌ یاری‌ امام‌ حسین‌ (ع) را در روز عاشورا رد كردند.

منابع‌:

1ـ ابن‌ ابی‌ الحدید، عزالدین‌: شرح‌ نهج‌ البلاغه‌، تحقیق‌ ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌،دارالاحیاء الكتب‌ العربیه‌، 1387 ق‌.

2ـ ابن‌ الاثیر، عزالدین‌ ابوالحسن‌: الكامل‌ فی‌ التاریخ‌، تصحیح‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌،داراحیاء التراث‌ العربی‌، 1989 م‌.

3ـ ابن‌ اعثم‌ الكوفی‌، ابو محمد احمد: الفتوح‌، بیروت‌، دارالكتب‌ العلمیه‌، 1406ق‌.

4ـ ابن‌ سعد، محمد: ترجمه‌ الامام‌ الحسین‌ (طبقات‌ الكبری‌)، تحقیق‌ السید عبدالعزیزالطباطبائی‌، قم‌، مؤسسه‌ آل‌ البیت‌، 1415 ق‌.

5ـ ابن‌ سعد، محمد: طبقات‌ الكبری‌، بیروت‌، دار بیروت‌، 1405 ق‌.

6ـ ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن‌ علی‌: مناقب‌ آل‌ ابی‌ طالب‌، بیروت‌، دارالاضواء، ]بی‌ تا[.

7ـ ابن‌ عساكر: ترجمه‌ الامام‌ الحسین‌ (ع) من‌ تاریخ‌ دمشق‌، تحقیق‌ محمد باقرالمحمودی‌، بیروت‌.

8ـ ابن‌ قتیبه‌ الدینوری‌، ابو محمد عبدالله‌ بن‌ مسلم‌: الامامه‌ والسیاسه‌، قم‌، منشورات‌الشریف‌ الرضی‌، 1363.

9ـ ابوالفرج‌ الاصفهانی‌، علی‌ بن‌ الحسین‌: الاغانی‌، بیروت‌، داراحیاء التراث‌العربی‌،1994م‌.

10ـ ابوالفرج‌ الاصفهانی‌، علی‌ بن‌ الحسین‌: الاغانی‌، قاهره‌، دارالكتب‌، 1930 م‌.

11ـ ابوالفرج‌ الاصفهانی‌، علی‌ بن‌ الحسین‌: مقاتل‌ الطالبیین‌، تصحیح‌ السید احمدالصقر، بیروت‌، مؤسسه‌ الاعلمی‌ للمطبوعات‌، 1998 م‌.

12ـ البلاذری‌، احمد بن‌ یحیی‌، فتوح‌ البلدان‌، تصحیح‌ رضوان‌ محمد رضوان‌، بیروت‌،دارالكتب‌ العلمیه‌، 1398 ق‌.

13ـ البلاذری‌، احمد بن‌ یحیی‌: انساب‌ الاشراف‌، تصحیح‌ محمد باقر المحمودی‌، بیروت‌،دارالتعارف‌ للمطبوعات‌، ج‌ 3، 1397 ق‌.

14ـ البلاذری‌، احمد بن‌ یحیی‌، انساب‌ الاشراف‌، تصحیح‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌، دارالنشر شتانیر، ج‌ 4، 1400 ق‌.

15ـ بكری‌ اندلسی‌، ابوعبید عبدالله‌: معجم‌ ما استعجم‌ من‌ اسماء البلاد والمواضع‌، بیروت‌،عالم‌ الكتب‌، 1403 ق‌.

16ـ ثقفی‌ كوفی‌، ابواسحاق‌ ابراهیم‌ بن‌ محمد: الغارات‌، تصحیح‌ میر جلال‌ الدین‌ حسینی‌ارموی‌، تهران‌، انجمن‌ آثار ملی‌، 1354.

17ـ جعفری‌، سید حسین‌ محمد: تشیع‌ در مسیر تاریخ‌، ترجمه‌ سید محمد تقی‌ آیت‌اللهی‌، تهران‌، دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی‌، 1373.

18ـ الدینوری‌، ابوحنیفه‌ احمد بن‌ داود: اخبار الطوال‌، تحقیق‌ عبدالمنعم‌ عامر، قم‌،منشورات‌ الشریف‌ الرضی‌، 1370.

19ـ الطبری‌، محمدبن‌ جریر: تاریخ‌ الطبری‌، بیروت‌، مؤسسه‌ الاعلمی‌ للمطبوعات‌،]بی‌تا[.

20ـ الطوسی‌، ابوجعفر محمد بن‌ حسن‌: رجال‌، تحقیق‌ محمد صادق‌ بحر العلوم‌، نجف‌،المطبعه‌ الحیدریه‌، 1381 ق‌.

21ـ الطوسی‌، ابوجعفر محمد بن‌ حسن‌: اختیار معرفه‌ الرجال‌ المعروف‌ برجال‌ الكشی‌،تصحیح‌ حسن‌ المصطفوی‌، مشهد، دانشگاه‌ مشهد، 1348.

22ـ قمی‌، شیخ‌ عباس‌: سفینه‌ البحار، تهران‌، انتشارات‌ فراهانی‌، ]بی‌ تا[.

23ـ المسعودی‌، ابوالحسن‌: مروج‌ الذهب‌، بیروت‌، دارالاندلس‌، 1966 م‌.

24ـ مفید. محمد بن‌ النعمان‌: الارشاد: ترجمه‌ و شرح‌ سیدهاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌، تهران‌،انتشارات‌ علمیه‌ الاسلامیة‌، ]بی‌ تا[.

25ـ و لهاوزن‌، جولیوس‌: تاریخ‌ الدوله‌ العربیه‌ من‌ ظهور اسلام‌ الی‌ نهایه‌ الدوله‌ الامویه‌، نقله‌الی‌ العربیه‌ عبدالهادی‌ ابوریده‌ و حسین‌ مؤنس‌، 1958 م‌.

26ـ یاقوت‌ حموی‌، ابوعبدالله‌ شهاب‌ الدین‌: معجم‌ البلدان‌، بیروت‌، داراحیاء التراث‌العربی‌، 1399 ق‌.

27ـ الیعقوبی‌، احمد بن‌ واضح‌: تاریخ‌ الیعقوب‌، بیروت‌، دار صادر، ]بی‌ تا[.

پیشوای‌ خیرخواهان‌





نوع مطلب :
برچسب ها : تحلیل‌ عملكرد كوفیان‌ در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع)، مقاله در مورد تحلیل‌ عملكرد كوفیان‌ در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع)، تحقیق در مورد تحلیل‌ عملكرد كوفیان‌ در قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع)،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد مقاله
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :