تبلیغات
دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی) - مطالب خرداد 1391
 
چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

روانشناسی دروغ


تقریبا همه دروغ می گویند، اما دروغ داریم تا دروغ. جان هالند راست می گوید دروغ داریم تا دروغ: دروغ شاخ دار، دروغ مصلحت آمیز، دروغ كودكانه و... اما دروغ های بی خطر یا كم خطری هم هست كه همة ما در زندگی روزمره مان زیاد گفته یا شنیده ایم. در زمانه ای كه می شود به كمك انواع روش های ارتباطی، یاد بگیریم كه صادق باشیم و با یكدیگر با احترام رفتار كنیم، چرا به دروغ گویی عادت كرده ایم و چگونه می توانیم از شر این عادت مزاحم، خلاص شویم؟ روان شناسان به این پرسش ها، پاسخ های علمی و دقیقی می دهند.

۱ دروغ گوهای مرضی:

فرایند دروغ گویی از سن 4 تا 5 سالگی آغاز می شود، یعنی همان زمانی كه كودك، نسبت به استفاده از زبان، آگاهی پیدا می كند. البته دروغ كودكان، معمولا بی ضرر و صرفا به قصد رهایی از مخمصه یا رسیدن به آن چیزی است كه دوست دارند داشته باشند. اما در میان بزرگسالان، اگر دروغ های مصلحتی را كنار بگذاریم، به اشخاصی برمی خوریم كه خیلی زیاد و در مسائل كوچك و بزرگ، دروغ می گویند. روان شناسان به این افراد می گویند: دروغ گوهای مرضی.
دروغ گوهای مرضی، دروغ می گویند تا در خیال خودشان از حریمشان محافظت كنند، دوست داشتنی و موجه به نظر برسند، به منافع مادی یا اجتماعی بیشتری دست پیدا كنند و یا این كه از مجازات فرار كنند. البته در بیشتر مواقع، آن هایی كه از چنین افرادی دروغ می شنوند، خودشان تا درجاتی متوجه اند كه فرد مقابل شان دارد دروغ می گوید و چه بسا كه دلشان هم برای آن فرد بسوزد كه چرا چنین ذهن بیماری دارد.
دستة دیگری از دروغ گوها هستند كه حساب شده، عامدانه و برای كسب منافع شخصی، دروغ می گویند و این كار را هم زیاد و به صورت حرفه ای انجام می دهند. روان شناسان، این افراد را جزو شخصیت های ضداجتماعی طبقه بندی می كنند. این گروه معمولا زیاد سر و كارشان به پلیس، دادگاه و زندان می افتد. دروغ گویی معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر می شود. چرا كه اصل بر این است كه وقتی آدم یك دروغ می گوید، بعدها ناچار می شود كه برای رفع و رجوع آن دروغ، دروغ های بیشتری بگوید.
 
۲ تمرین حقیقت:
چرا؟ اصلا چرا دروغ می گوییم؟ روان شناسان، برخی از مهم ترین دلایلی را كه باعث می شود دروغ بگوییم، این گونه فهرست می كنند:
می خواهیم از درگیری پرهیز كنیم.
نمی خواهیم باعث خشم یا صدمة كسی بشویم.
نمی خواهیم احساسات كسی را جریحه دار كنیم.
می خواهیم كسی را تخریب یا روحیه اش را تضعیف كنیم.
می خواهیم احترام و تحسین دیگران را جلب كنیم.
دوست داریم به قدرت بیشتری برسیم.
نمی خواهیم با حقیقت تلخی دربارة خودمان مواجه شویم.
دوست نداریم به اشتباهات مان اعتراف كنیم.
می خواهیم فعلا روی قضیه ای را بپوشانیم، به این امید كه شاید بعدا اوضاع، بهتر شود.
جالب این كه خیلی از مواقع، ممكن است نیت شخص دروغ گو هم خیرخواهانه باشد، هر چند كه دروغ گویی در اكثر مواقع، ریشه در خود شخص و خودخواهی شخص دروغ گو دارد.
اما سؤال مهم تر، این است كه آیا می توانیم با یادگیری و تمرین مهارت های ویژه ای، خودمان را مقید كنیم كه همیشه و تحت هر شرایطی، حقیقت را بگوییم و از دروغ گویی خودداری كنیم؟ پاسخ روان شناسان، این است كه بله، این كار در بیشتر مواقع امكان پذیر است، اما به تمرین و ممارست نیاز دارد. باید یاد بگیریم الگوهای فرار از حقیقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بین ببریم تا بتوانیم نوعی رابطة سالم و احترام آمیز را با مخاطبان مان سر و شكل بدهیم.

3 تغییر ذهنیت:
با فرض این كه شخص دروغ گو از نظر روانی دچار مشكل حادی نیست، روان شناسان می گویند كه دروغ گو به خاطر فقدان مهارت، دست به نوعی انتخاب اشتباه می زند و از بین راست و دروغ، دروغ را انتخاب می كند تا به زعم خودش، شرایط را به نحو مؤثری مدیریت كرده باشد. دروغ گویی های بی خطر یا كم خطر نیز در بیشتر موارد، صرفا ریشه در یك تنبلی ذهنی دارد و به شكل یك عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ می كند.
روان شناسان اعتقاد دارند برای كسی كه به دروغ گویی عادت كرده، بهتر این است كه اول از همه، ذهنیت (mindset) خودش را تغییر بدهد تا بتواند راست گویی مهارتی (skillful honesty) را بیاموزد و به كار ببندد.
 
۴ تصمیم عجولانه، ممنوع:
چه چیزی باعث می شود ما به این فكر بیفتیم كه دروغ گفتن، بهترین راه حل در وضعیت موجود است؟ چه ترسی در پشت این انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از این كه اشتباه كرده باشیم؟ ترس از این كه دیگران از ما خوششان نیاید؟ ترس از این كه قادر نباشیم حقیقت را در قالبی محترمانه، قابل پذیرش و قابل تحمل عرضه كنیم؟
چرا فكر می كنیم كه دروغ در شرایط خاصی می تواند نتیجة خوبی به همراه داشته باشد؟ و...
سؤالات بالا را به دقت بررسی كنید و دربارة پاسخ هایتان عادلانه قضاوت كنید. وقتی انگیزه های دروغ گویی تان معلوم شد، بهتر می توانید خودتان را مجهز كنید تا اگر دوباره سر و كلة میل به دروغ گویی پیدا شد، آن را از سر راه بردارید.
اما قبل از این كه بخواهید كاری بكنید یا عكس العملی از خودتان نشان بدهید، تمام گزینه های احتمالی را بررسی كنید. دروغ گویی در خیلی از موارد، نتیجة تصمیم گیری های عجولانه و عاری از تدبیر است. وقتی متوجه شدید كه دارید دروغ سر هم می كنید، مكث كوتاهی بكنید و از مخاطب خودتان اجازه بخواهید تا بار دیگر، سؤال او و شرایط و موضوع مورد بحث را بررسی كنید. شاید زمان، این اجازه را به تان بدهد كه سر و سامانی به افكار تان ببخشید. در همین زمان می توانید در كنار بررسی مسأله، نیت و انگیزة خود تان را نیز ارزیابی كنید.ذهنتان را متوجه شخص یا جملة قصاری كنید كه شما را به راست گویی دعوت می كند. چه بهتر كه پیشاپیش، مجموعه ای از این نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم كرده باشید یا پیشاپیش، فهرستی از كسانی را كه دوستشان دارید و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشید. صادقانه از خودتان بپرسید كه در شرایط كاملا واقع بینانه، اگر راستش را بگوییم، بدترین اتفاقی كه ممكن است بیفتد، چیست؟
 
۵ درك طرف مقابل:
تصور كنید شما باعث شده اید موقعیتی متفاوت از آن چه كه باید، به وجود بیاید و فرض كنید كه شما مسبب این وضع نابهنجار بوده اید. اگر فكر می كنید كه شاید با بحث بتوانید به یك درك متقابل برسید و تلخی حاصل از ابراز حقیقت را بگیرید، بهتر است از این نوع عبارات و جملات استفاده كنید:
شاید این حرفی كه می خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشید...
برداشت من این است كه... آیا شما هم چنین برداشتی دارید؟
می دانم كه شاید اشتباه كرده باشم، اما می خواهم شما هم بدانید كه...
سعی كنید حتما نشان بدهید كه احساس طرف مقابل را درك می كنید. مثلا ابتدا بگویید: من درك می كنم كه تو عصبانی هستی و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راه حل های پیشنهادی تان را ارائه دهید. سعی كنید احساستان را به نوعی در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنید: من هم از این كه فلان كار، رأس زمان مقرر تمام نمی شود، واقعا ناراحتم. شما می توانید این ناراحتی را در صدا و چهرة من ببینید... سپس توضیح بدهید كه قصدتان این نبوده و سریع نتیجه گیری كنید كه: الان می خواهم در حضور شما برنامه ای تنظیم كنم كه هر چه سریع تر، كار تكمیل شود. و دقیقا مشخص كنید كه كدام بخش از گفته هایتان واقعیت است و كدام بخش، تصورات و نظرات شماست. اگر این كار را نكنید، ممكن است كم كم به سراغ جعل واقعیت و نهایتا سراغ دروغ گویی بروید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط م. محمدبیگی   |  نظر بدهید

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط م. محمدبیگی   |  نظر بدهید

فراروانشناسی

فرا روانشناسی که همواره در بحث از هشیاری و حالتهای مختلف هشیاری ، اشاره‌ای نیز به آن می‌کنند شاخه‌ای است که با توانائیهای خارق‌العاده و غیرطبیعی انسانها سر و کار دارد و به دو پرسش می‌خواهد پاسخ دهد:
  • اینکه آیا آدمیان می‌توانند از راههایی غیر از حواس پنجگانه خود اطلاعاتی بدست آورند؟
  • آیا می‌توان از طریق ذهن بر رویدادهای طبیعی اثر گذاشت؟ پدیده‌های فرا روانی نیز یکسری تجریبات ذهنی و ادعاهای مبهم برخی افراد می‌باشند.




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : روانشناسی دروغ،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله
روانشناسی بلوغ    

Image
روان شناسی بلوغ به بررسی تغییرات و ویژگیهای مربوط به بلوغ در جنبه‌های مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی می‌پردازد و فرآیند بلوغ را به عنوان پدیده مهم در انتقال از کودکی به بزرگسالی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

تاریخچه روان شناسی بلوغ
در مطالعه تغییرات مربوط به بلوغ "ارسطو" تغییرات خاص از بلوغ جنسی را شرح داده و همچنین به تغییرات روانی همزمان با این تغییرات اشاره کرده است. "ژان" "ژاک" "روسو" در قطعه‌ای از خطابه مدیحه سن برنارد به بوسوئه و همچنین در کتاب چهارم امیل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوی نامیده است، بحث می‌نماید. اولین مقاله معتبر و علمی در رابطه با بلوغ توسط برنمایم در سال 1891 منتشر شد و بالاخره با پژوهشهای گسترده استانلی هال به عنوان پدر روان شناسی بلوغ (نوجوانی) این مطالعات وارد حیطه روانشناسی شد.

مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ
 
مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی
بررسی و تعییم مفهوم بلوغ از طرف روان شناسان بلوغ و صاحب نظران سایر حوزه‌های مورد بررسی قرار گرفته است. اکثریت قریب به اتفاق صاحب نظران در مورد واژه‌های بلوغ و نوجوانی توافق ندارند و معمولا پیدا کران نظریه‌ای مشترک بین آنها کار دشواری است. عمدتا توجه به تغییرات جنسی در اکثریت تعاریف مورد تاکید بوده است و بلوغ را مرحله شروع تغییرات جسمی و جنسی دانسته‌اند که در آغاز نوجوانی اتفاق می‌افتد.
ویژگیهای بلوغ ، مراحل بلوغ ، انواع بلوغ ، سن بلوغ ، معیار بلوغ ، علل بلوغ
از دیگر مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ است که توسط روان شناسان بلوغ مورد بررسی قرار گرفته و نظریاتی ارائه شده است.
 
عوامل موثر در بلوغ
در این مقوله روان شناسی بلوغ تاثیر عواملی چون عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، زمان ، عوامل عصبی و هورمونی را مورد بررسی قرار می‌دهد. نظریات ارائه شده در این مقوله با انجام پژوهشها و تحقیقات اجتماعی ، زیستی و ... در جوامع مختلف بدست می‌آید.
 
بررسی آگاهی از تغییرات بلوغ و بازتاب آنها در شخصیت
از مقوله‌های مهم و مورد علاقه روان شناسی بلوغ است. توجه به نگرانیهای ناشی بویژه بلوغ جنسی و هموارسازی طی این مسیر برای نوجوان از دیدگاه روان شناسی نوجوانی حائز اهمیت است.
 
ارتباط روان شناسی بلوغ با سایر حوزه‌های علمی
از آنجائیکه بلوغ به عنوان یک مفهوم کلی و گسترده جنبه‌های مختلفی از رشد را شامل می‌شود مثل بلوغ جنسی و جسمی ، بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی ، بلوغ اقتصادی و .... روان شناسی بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عمیق خود با سایر حوزه‌های روان شناسی همچون روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی بالینی و مشاوره با دیگر شاخه‌های علمی نیز ارتباط گسترده‌ای دارد.
در بررسی ویژگیهای بلوغ اجتماعی و تغییرات خاص از آن در زندگی نوجوان روان شناسی بلوغ عمدتا از علوم اجتماعی و نظریات و مباحث موجود در این شاخه سلاحی جوید. در پیوند بین روان شناسی بلوغ و علوم اجتماعی پرسشهایی چون یک جامعه چه استنباطی از بلوغ دارد، چه نقشی برای فردی که دوران بلوغ را سپری می‌کند می‌شناسد و شیوه تاثیرگذاری آن بر سهولت بلوغ چگونه است.

بنابراین پیوند تغییرات روانی دوارن بلوغ ، طول بلوغ و ... نشان داده‌اند. پژوهشهای اریمان و همینطور تحقیقات لاندیس بر این تفاوت صحه گذارده‌اند. لاندیس سه نوع ساخت اجتماعی شامل جامعه بدوی ، روستایی و شهری را بر شمارد که بلوغ افراد خود را به شیوه‌های متفاوتی تحت تاثیر قرار می‌دهند.
پژوهشهای مارگرت مید در مورد قبایل جزیره ساموا و گینه نو نیز از آثار به نسبت قدیمی جامعه شناختی و مردم شناختی است که به تاثیر عوامل محیطی در دوارن بلوغ توجه داشت. مید نشان داده است که علائم بلوغ را نباید تنها معلول تغییرات درونی و جسمانی دانست و این عوارض بر حسب شرائط و اجتماعی بسیار متنوع خواهند بود.

از سوی دیگر در مباحث مربوط به بررسی علائم جسمی و ظاهری بلوغ بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی و فیزیولوژیک پیوندی برقرار می‌شود. شناسائی علائم بلوغ در حیطه جسمی و جنسی شامل رشد صفات اولیه و ثانویه جنسی ، رشد قد ، وزن ، اندامهای داخلی مثل قلب ، ششها و ... سوخت و سازها و نیازهای تغذیه‌ای ، تونایی بدنی و عضلانی و شیمی خون ، ارتباط بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی را مستحکمتر می‌سازد.
یافته‌های حاصل از تحقیقات زیستی و فیزیولوژیک مواد خاص برای تحقیقات روان شناسی بلوغ به شمار می‌روند. در کنار بروز تغییرات طبیعی و همه‌گیر بلوغ مواردی در این دوارن ظاهر می‌شود که ریشه به هنجار نداشته و اغلب به عنوان ویژگیهای نابهنجار دوران بلوغ به شمار می‌روند. برخی انحرافات و بزهکاریها و رفتارهای نابهنجار با دوارن بلوغ ارتباط دارند و همچنین شروع برخی اختلافات روانی دوره بلوغ شناسایی شده است. در این حیطه روان شناسی بالینی ، روان شناسی مشاوره و علوم تربیتی با روان شناسی بلوغ وارد عمل می‌شوند
.
به عنوان مثال آشنایی با یافته‌های روان شناسی بلوغ برای متخصصان علوم تربیتی و بالینی و مشاوره از جهت تشخیص طبیعی بودن یا نابهنجار بودن رفتار ارجاع داده شده بسیار حائز اهمیت است. همچنین در برنامه‌ریزیهای مربوط به آموزش و تربیت ، به عنوان مثال ارائه بینش صحیح به نوجوانان در جهت شناخت بلوغ و ایجاد واقع بینی در آنان مورد توجه فراوان می‌باشد.
 
روش پژوهش در روانشناسی بلوغ
روش و پژوهش در این حوزه نیز همچون سایر حوزه‌های روانشناسی با روشهای علمی پژوهشی صورت می‌گیرد. به لحاظ ارتباط تنگاتنگ این شاخه با علوم زیستی و اجتماعی و از روشهای آزمایشی و غیر آزمایشی (با سهم بیشتر تحقیقات غیر آزمایشی) رایج است.




نوع مطلب : آموزشی، 
برچسب ها : روانشناسی بلوغ،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

نقش رنگها در بهبود بخشیدن به زندگی

Image
تا به حال شده است برای این كه احساس آرامش بیشتری كنید خودتان را بین ملحفه های سبزرنگ بپیچانید تا به خواب روید؟
آیا برایتان پیش آمده هنگام انجام یك مصاحبه شغلی لباسی به رنگ قرمز بپوشید و آن را عامل موفقیت خود بدانید؟
آیا رنگهایی كه در لباس و دكوراسیون خانه شما به كار رفته اند می توانند رفتار و سطح انرژی یا زندگی شما را بهبود بخشند؟ می توانید امتحان كنید.

 

سبز لیمویی:
پوشیدن لباسی به این رنگ یا استفاده از آن در تزیین و دکوراسیون منزل می تواند توانایی منطقی و پیگیر بودن شما را بیفزاید.
سبز لیمویی به شما این امکان را می دهد که بفهمید برای پیشرفت بیشتر خود به چه چیزی نیاز دارید.

سبز:
لباس یا دکوراسیون سبزرنگ کمک می کند احساس نزدیکی بیشتری با طبیعت داشته باشید و نیز باعث می شود به دیگران احساس راحتی و آرامش بیشتری ببخشید.
استفاده از این رنگ همانند یک خاک حاصلخیز باعث می شود دنیایی پربار برای شما به وجود آید. طبیعت ذاتی این رنگ که نوعی توازن و تعادل در خود دارد، شما را تشویق می کند به نجوای درون خود گوش دهید و بفهمید برای این که شما و دیگران از احساس راحتی بیشتری برخوردار باشید به چه چیزی نیاز دارید.

 

سبز كله اردكی:
این رنگ توانایی شما را در قدرت انتقال فکر افزایش می دهد. همچنین باعث می شود سیاست بیشتری در زندگی تان داشته باشید.
استفاده از این رنگ که نوعی آبی آمیخته با سبز است به شما این باور را القا می کند که می توانید با دست خود آینده ای دلخواه بسازید.

 

آبی:
لباس و آرایش آبی رنگ ، شما را بیشتر رویایی می کند و الهامات شما را افزایش می دهد. این رنگ بسیار آرامش بخش بوده و باعث متمرکز شدن افکارتان می شود.
اثر آرامش بخش این رنگ باعث می شود برنامه ها و افکار مغشوش از ذهنتان خارج شوند و رویاها و اهدافتان نظم و ترتیب بیشتری بگیرند.

 

نیلی:
رنگ لباس یا تزیینات و آرایشی که به رنگ نیلی باشد می تواند قدرت خطرپذیری شما را افزایش دهد. نیلی اعتماد به نفس بیشتری به شما می دهد تا به نقشه هایی که در سر می پرورانید جامه عمل بپوشانید.
استفاده از رنگ نیلی که نوعی آبی آمیخته با قرمز است ، کمک می کند آینده ای خوب و برنامه ریزی شده را برای خودتان ایجاد کنید.
این رنگ به شما کمک می کند دلواپسی هایتان را به کارهایی مثبت تبدیل کنید.

 

بنفش:
رنگ بنفش بر خیالپردازی شما می افزاید و کمک می کند احساس قدرت و اختیار بیشتری کنید.این رنگ همچنین سبب تقویت کردن عمق احساسات شما می شود و شما را صاحب اراده ای مصمم تر می کند و توانایی تان را در ارائه راهبردهای جدید در زندگی افزایش می دهد.

 

بنفش تیره:
این رنگ اشتیاق و خوشبینی شما را افزایش می دهد. استفاده از این رنگ به شما الهام می کند باید کاری جدید را آغاز کنید.
اگر لباسی به این رنگ بپوشید یا در دکور منزلتان از این رنگ بهره گیرید بد گمانی شما را کاهش می دهد و فرصتهای جدیدی را برای شما می گشاید.

 

قرمز:
لباس و آرایش قرمزرنگ شما را بیشتر اهل عمل می کند و پرمایه و مبتکر می سازد. استفاده از قرمز آتشین به شما علم و قدرت این را می دهد که حرف دلتان را براحتی بزنید و آنچه را دوست دارید به دنیا بگویید.

 

نارنجی پررنگ:
استفاده از این رنگ در لباس و دکور منزلتان کمک می کند به شخصیت خود احترام بیشتری بگذارید. نارنجی پررنگ شما را تشویق می کند تا خودتان را قبول داشته باشید و آنها را که دوستشان دارید، تحسین کنید.

 

نارنجی:
رنگ نارنجی به شما احساس شهامت و بیباکی می دهد. این رنگ که گرمترین رنگ اتمسفر است نظم و ترتیبی را که نیاز دارید تا انتظارات غیرواقعی را از خود دور کنید به شما می بخشد.

 

طلایی:
استفاده از رنگ طلایی در لباس و آرایش یا وسایل منزل باعث می شود احساسات و سرزندگی شما بیدار شود. استفاده از رنگ طلایی به شما نیرویی می بخشد تا آن چیزی را که باعث خرسندی و رضایت خاطرتان می شود، پیدا کنید.

 

زرد:
رنگ زرد باعث می شود ذهنتان بیشتر باز شود. استفاده از رنگ زرد که روشن ترین رنگ در طیف است ذهنی سیال تر و بازتر را برای شما خلق می کند.
این رنگ سبب می شود نقطه نظرات دیگران را بهتر بفهمید و سیاست بیشتری در زندگی خود اعمال کنید.

 

سیاه:
استفاده از این رنگ باعث می شود توانایی بیشتری در تمرکز کردن داشته باشید. استفاده از رنگ مشکی ، یعنی غیبت نور، ناشناخته ها را به شما نشان می دهد.
در تاریکی ، افکار شما باطنی و درونی شده و بهتر می توانید برروان و احساسات درست خود تمرکز کنید.

 

قهوه ای:
لباس قهوه ای رنگ یا اتاقی که به این رنگ تزیین شده باشد، آگاهی و هوشیاری شما را افزایش می دهد. این رنگ به شما کمک می کند واقعیت هر موقعیتی را بهتر دریابید و بدانید چه چیزی برای شما بهترین خواهد بود.

 

سفید:
لباس یا دکوراسیون سفیدرنگ قدرت تحلیل شما را افزایش می دهد. استفاده از رنگ سفید که اصل همه رنگهاست ، به شما احساس آزادی و رهایی بیشتری می بخشد.
این رنگ هر موقعیت یا ارتباطی را که باعث می شود بتوانید از حل مشکلاتتان برآیید برای شما روشن می کند.





نوع مطلب : آموزشی، 
برچسب ها : نقش رنگها در بهبود بخشیدن به زندگی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

قسمت سوم

==فصل بیستم - زیان، انحلال و تصفیه شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی

ماده ۱۱۹ - شرکت یا اتحادیه تعاونی می‌تواند زیان سالانه را با تصویب مجمع عمومی از حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم تأمین نماید ونمی‌تواند قبل از انتقال مبالغ برداشتی مذکور به حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم، درآمد سالهای بعدی شرکت یا اتحادیه را تقسیم کند.

ماده ۱۲۰ - شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی در موارد زیر منحل می‌شود:

  • ۱ - کاهش سرمایه به میزانی که ادامه عملیات مقدور و یا صلاح نباشد با تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده.
  • ۲ - کاهش تعداد اعضاء از حد نصاب قانونی.
  • ۳ - اتمام برنامه‌ای که به موجب اساسنامه، شرکت برای انجام آن تأسیس شده‌است.
  • ۴ - تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده.
  • ۵ - عدم تطبیق عملیات شرکت یا اتحادیه با اساسنامه و مقررات قانونی و یا تعطیل کار و یا عدم فعالیت آن در مهلتهایی که وزارت تعاون و امورروستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) مقرر می‌دارد.

ماده ۱۲۱ - در موارد مذکور در بند ۵ ماده ۱۲۰ وزارت تعاون و امور روستاها پیشنهاد انحلال شرکت یا اتحادیه مربوط را به شورای رسیدگی وداوری در اختلافات تعاونیها خواهد داد و تا اعلام نظر آن شورا دارای کلیه اختیارات پیش‌بینی شده در مجمع عمومی عادی و فوق‌العاده برای جلوگیری‌از عملیات و فعالیتهای خلاف قانون شرکت یا اتحادیه مربوط خواهد بود.

ماده ۱۲۲ - شورای رسیدگی و داوری در اختلافات تعاونیها مکلف است ظرف یک هفته از تاریخ وصول پیشنهاد وزارت تعاون و امور روستاهامراتب را به شرکت یا اتحادیه مورد نظر اعلام نماید تا در صورتی که به نظر آن وزارت اعتراض داشته باشد دلایل خود را ظرف ۱۵ روز از تاریخ وصول‌اخطار شورا کتباً ارسال دارد.

ماده ۱۲۳ - شورای رسیدگی و داوری در اختلافات تعاونیها مکلف است رأی خود را حداکثر ظرف دو ماه از تاریخ وصول پیشنهاد وزارت تعاون وامور روستاها در مورد انحلال صادر نماید، آراء صادره قطعی و لازم‌الاجرا است.

ماده ۱۲۴ - با ابلاغ تصمیم شورای رسیدگی و داوری در اختلافات تعاونیها مبنی بر انحلال شرکت یا اتحادیه وزارت تعاون و امور روستاها اقدام به‌انحلال آن و تعیین هیأت تصفیه کرده و درخواست لغو ثبت شرکت یا اتحادیه را از اداره ثبت خواهد کرد.

ماده ۱۲۵ - در تصفیه شرکت یا اتحادیه پرداخت تعهدات از محل دارایی آنها با رعایت تقدیم به شرح زیر است:

  • ۱ - پرداخت بدهیهای شرکت یا اتحادیه.
  • ۲ - پرداخت سهام اعضاء حداکثر به میزان مبلغ اسمی هر سهم و سود سهام در صورتی که مازاد تصفیه از حساب ذخیره غیر قابل تقسیم شرکت‌بیشتر باشد.
  • ۳ - انتقال مازاد تصفیه به حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم برای اقدامات مقرر طبق این قانون.

فصل بیست و یکم - مجازاتها

ماده ۱۲۶ - هر یک از اعضاء هیأت مدیره و بازرسان و مدیر عامل در صورتی که با سوء نیت بر خلاف اصول مقرر در این قانون و اساسنامه‌های‌مصوب مرتکب عملی شود که موجب زیان شرکت گردد علاوه بر جبران زیان وارده به حبس تأدیبی از سه ماه تا شش ماه محکوم خواهد شد.

ماده ۱۲۷ - هر یک از اعضاء هیأت مدیره و بازرسان و مدیر عامل به مجمع عمومی گزارش خلاف واقع بدهد به حبس تأدیبی از سه ماه تا شش ماه‌یا جزای نقدی از ده هزار ریال تا یکصد هزار ریال و یا به هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

ماده ۱۲۸ - هر یک از مدیران عامل یا اعضای هیأت مدیره یا بازرسان و یا کارکنان شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی مرتکب خیانت در امانت در موردوجوه و اموال شرکت یا اتحادیه گردد به حداکثر مجازات مقرره در ماده ۲۴۱ قانون مجازات عمومی محکوم می‌شود.

تبصره - رسیدگی به اتهام هر یک از کارکنان سازمانها و مؤسسات وابسته به دولت که بر حسب وظیفه سمت نظارت یا سرپرستی یا ارشاد یامداخله در اداره امور شرکتها یا اتحادیه‌های تعاونی را دارند تابع قوانین و مقررات دیوان کیفر کارکنان دولت خواهد بود.

ماده ۱۲۹ - حسابرسانی که درباره نتیجه حسابرسی شرکت یا اتحادیه تعاونی گزارش خلاف واقع بدهند به حبس تأدیبی از ۶ ماه تا یک سال‌محکوم می‌شوند.

ماده ۱۳۰ - هر یک از اعضای شرکتهای تعاونی که با عدم انجام تعهد در معامله با شرکتی که عضو آن است عامداً به شرکت خسارت وارد کند علاوه‌بر جبران خسارت به جزای نقدی از پنج هزار ریال تا پنجاه هزار ریال محکوم خواهد شد در مورد این ماده تعقیب با گذشت مدعی خصوصی موقوف‌می‌شود.

ماده ۱۳۱ - وزارت تعاون و امور روستاها در تعقیب مجرمین و مطالبه خسارات ناشی از جرمهای پیش‌بینی شده در این قانون در تمام مراحل‌رسیدگی از هزینه دادرسی معاف می‌باشد. تبصره - رسیدگی به دعاوی مذکور خارج از نوبت به عمل خواهد آمد.

ماده ۱۳۲ - پس از صدور کیفر خواست در مورد جرائم مندرج در این قانون مراتب از طرف مراجع قضایی به شرکت یا اتحادیه مربوط اعلام می‌شودو در این صورت متهم از سمت خود در شرکت یا اتحادیه برکنار می‌گردد.

فصل بیست و دوم

وظایف وزارت تعاون و امور روستاها در مورد شرکتها و سازمانهای تعاونی

ماده ۱۳۳ - وزارت تعاون و امور روستاها برای ارشاد و نظارت و سرپرستی شرکت‌ها و سازمانهای تعاونی به تدریج و متناسب با امکانات خودعهده‌دار وظائف زیر است: ۱ - تربیت کارشناسان تعاونی و کمک مالی و فنی به تأسیس و اداره مراکز آموزش و تحقیقات تعاونی. ۲ - تربیت و تعلیم نیروی انسانی مورد نیاز شرکتها و سازمانهای تعاونی مانند مدیران عامل و حسابداران و حسابرسان. ۳ - اجرای برنامه‌های ترویج و آموزش برای تفهیم و تعمیم اصول و روشهای تعاونی. ۴ - تحقیقات آماری و مطالعه درباره فعالیت تعاونیها و اظهار نظر و اتخاذ تصمیم نهایی در زمینه اجرای طرحهای اساسی تعاونی‌ها که وسیله سایرسازمانهای دولتی و خصوصی تهیه می‌شود. ۵ - اعمال کمکهای فنی و اداری و مالی در موارد لازم به منظور اداره صحیح تعاونیها. ۶ - تهیه اساسنامه و آیین‌نامه‌های نمونه و فرمها و دفاتر مورد لزوم برای انواع شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی و همچنین کمک به تنظیم آیین‌نامه‌های‌استخدامی کارکنان موظف در شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی. ۷ - جلوگیری از فعالیت شرکت‌ها و سازمانهایی که با به کار بردن نام تعاون عملیات آنها مخالف اصول تعاون و هدفهایی است که در این قانون‌تصریح شده‌است. ۸ - تعیین خط مشی کلی در امور آموزشی و اداری و اعتباری سازمانهای تعاونی از طریق پیشنهاد به شورای عالی هماهنگی تعاونیهای کشور(‌مندرج در فصل ۲۳ این قانون) و اجرای تصمیمات آن و هماهنگ کردن کلیه فعالیت‌های تعاونی کشور در رشته‌های تعاونی. ۹ - نظارت بر اجرای این قانون و سایر قوانین موضوعه درباره عملیات و وظایف شرکت‌ها و اتحادیه‌های تعاونی. ۱۰ - تشکیل تدریجی کنگره تعاونیهای هر رشته در استانها و فرمانداریهای کل به منظور کمک به تشکیل اتحادیه‌های نظارت و هماهنگی مناطق واتحادیه‌های مرکزی.

فصل بیست و سوم - تشکیلات و نظام تعاونی کشور

ماده ۱۳۴ - اتحادیه مرکزی هر یک از رشته‌های تعاونی نماینده آن رشته‌است که به شرح زیر تشکیل می‌شود: ۱ - اتحادیه مرکزی تعاونیهای کشاورزی و روستایی. ۲ - اتحادیه مرکزی تعاونیهای مصرف. ۳ - اتحادیه مرکزی تعاونیهای کار و پیشه.

ماده ۱۳۵ - تشکیلات تعاونی در کشور به شرح زیر خواهد بود: الف - در هر منطقه تعاونی: ۱ - انواع شرکتهای تعاونی و اتحادیه‌های مربوط به منظور توسعه عملیات اقتصادی. ۲ - اتحادیه نظارت و هماهنگی تعاونیهای رشته‌های سه‌گانه. ۳ - اتحادیه‌های اعتباری موضوع فصل هفتم این قانون. ۴ - سازمان اداری وزارت تعاون و امور روستاها. ب - تشکیلات تعاونی مرکزی: ۱ - شورای عالی هماهنگی تعاونیهای کشور. ۲ - شورای رسیدگی و داوری در اختلافات تعاونیها. ۳ - بانک تعاون کشاورزی ایران. ۴ - اتحادیه مرکزی تعاونیهای کار و پیشه. ۵ - اتحادیه مرکزی تعاونیهای کشاورزی و روستایی. ۶ - اتحادیه مرکزی تعاونیهای مصرف.

ماده ۱۳۶ - شورای عالی هماهنگی تعاونیهای کشور که دبیرخانه و محل تشکیل جلسات آن در وزارت تعاون و امور روستاها خواهد بود، به‌ریاست وزیر تعاون و امور روستاها و با عضویت مقامات زیر تشکیل می‌گردد: رییس هیأت مدیره اتحادیه مرکزی تعاونیهای کشاورزی و روستایی. رییس هیأت مدیره اتحادیه مرکزی تعاونیهای مصرف. رییس هیأت مدیره اتحادیه مرکزی تعاونیهای کار و پیشه. رییس هیأت مدیره بانک تعاون کشاورزی ایران. رییس کل بانک رفاه کارگران. رییس هیأت مدیره سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران. نماینده وزارت کار و امور اجتماعی. یک نفر کارشناس تعاونی به انتخاب وزیر تعاون و امور روستاها. تبصره - مادام که اتحادیه‌های مرکزی تعاونیها تشکیل نشده‌است وزیر تعاون و امور روستاها قائم مقام آنها در جلسات شورا خواهد بود.

ماده ۱۳۷ - آیین‌نامه وظائف شورای عالی هماهنگی تعاونیهای کشور از طرف دبیر شورا تهیه و پس از تصویب شورا به مورد اجرا گذاشته می‌شود.

ماده ۱۳۸ - شورای رسیدگی و داوری در اختلافات تعاونیها با شرکت نماینده قضایی - دادستان کل کشور - نماینده وزارت تعاون و امور روستاها -‌نماینده وزارت کار و امور اجتماعی - سه نفر کارشناس تعاونی به انتخاب وزیر تعاون و امور روستاها و نمایندگان اتحادیه‌های مرکزی تعاونیها (‌پس ازتشکیل) به منظور اعلام نظر در مواردی که در این قانون و آیین‌نامه اجرایی آن و یا اساسنامه شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی تصریح شده‌است تشکیل‌می‌شود.

فصل بیست و چهارم - حسابرسی شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی

ماده ۱۳۹ - وزارت تعاون و امور روستاها به منظور نظارت و ارشاد تعاونیها مجاز به حسابرسی آنها می‌باشد و در عین حال می‌تواند طبق‌آیین‌نامه‌ای که تنظیم خواهد کرد اجازه حسابرسی شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی عضو اتحادیه به نظارت و هماهنگی را برای دوره‌های معین به اتحادیه‌مذکور بدهد و یا این اجازه را برای ادوار بعدی تمدید کند. تبصره ۱ - وزارت تعاون و امور روستاها با مشاهده نقص یا تخلفی در کار حسابرسی اتحادیه نظارت و هماهنگی مربوط می‌تواند در هر هنگام‌اجازه قبلی را لغو کند. تبصره ۲ - در مورد حسابرسی شرکتهای تعاونی کارگری وزارت تعاون و امور روستاها به وزارت کار و امور اجتماعی نمایندگی برای انجام این‌وظیفه خواهد داد تا طبق ضوابط مصوب شورای عالی هماهنگی تعاونیهای کشور حسابرسی را انجام داده و نتیجه را به وزارت تعاون و امور روستاهااعلام دارد.

ماده ۱۴۰ - شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی موظفند نسخه‌ای از ترازنامه هر سال یا دوره مالی و حساب سود و زیان دوره مربوط را حداکثر ظرف یک‌هفته پس از تنظیم به اتحادیه نظارت و هماهنگی مربوط و در صورتی که این اتحادیه تشکیل نشده باشد به اداره کل تعاون و امور روستاهای محل (‌یااداره کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) ارسال دارند.

ماده ۱۴۱ - حسابرسی شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی طبق آیین‌نامه‌ای خواهد بود که از طرف وزارت تعاون و امور روستاها تنظیم و به مورد اجراگذاشته خواهد شد.

فصل بیست و پنجم - مقررات مختلف

ماده ۱۴۲ - شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی روستایی که قبل از تصویب این قانون به ثبت رسیده‌اند بنا به تشخیص وزارت تعاون و امور روستاها به‌تدریج وضع خود را با این قانون تطبیق خواهند داد.

ماده ۱۴۳ - مطالبات شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی از اعضاء خود جزء مطالبات ممتازه‌است.

ماده ۱۴۴ - شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی از پرداخت حق‌الثبت و نصف تعرفه آگهی ثبت در روزنامه رسمی کشور معافند.

ماده ۱۴۵ - وزارت تعاون و امور روستاها نمونه دفاتر مالی و حسابداری شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی را تهیه خواهد کرد که پس از تأیید وزارت‌دارایی به جای دفاتر قانونی مقرر در قانون تجارت در اختیار آنها قرار گیرد و دفاتر مذکور در حکم دفاتر قانونی خواهد بود.

ماده ۱۴۶ - در مواردی که وزارت تعاون و امور روستاها تخلفی را در اداره امور شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی ملاحظه کند بلافاصله با استفاده ازکلیه اختیارات پیش‌بینی شده برای مجمع عمومی عادی و فوق‌العاده شرکت یا اتحادیه مربوط تصمیم لازم را اتخاذ و به مورد اجرا خواهد گذاشت.

ماده ۱۴۷ - سازمان تعاون مصرف کادر نیروهای مسلح شاهنشاهی از شمول این قانون مستثنی است و وظایفی را که بر عهده دارد مستقلاً طبق‌مقررات و اساسنامه و آیین‌نامه‌های مخصوص به خود انجام خواهد داد.

ماده ۱۴۸ - کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون ملغی است و در قوانین بعدی نیز نسخ یا اصلاح مواد و مقررات این قانون باید صریحاً قید شود.

ماده ۱۴۹ - این قانون به مدت پنج سال به صورت آزمایشی اجرا خواهد شد و هر گاه در این مدت وزارت تعاون و امور روستاها با توجه به نتایج‌تحقیقات انجام شده وسیله مرکز تحقیقات روستایی این وزارت (‌موضوع ماده ۱۵ قانون تشکیل شرکت‌های سهامی زراعی) که از این پس مرکزتحقیقات وزارت تعاون و امور روستاها نامیده خواهد شد تغییرات و اصلاحاتی را در این قانون لازم تشخیص دهد جهت تصویب به کمیسیون‌های‌تعاون و امور روستاهای مجلسین تقدیم می‌نماید و این تغییرات و اصلاحات پس از تصویب قابل اجراست.

دولت مکلف است در پایان مدت پنج سال لایحه نهایی را جهت تصویب مجلسین تقدیم نماید، مادام که لایحه نهایی به تصویب نرسیده مقررات این‌قانون و مصوبات کمیسیونهای مذکور لازم‌الاجرا خواهد بود.

قانون فوق مشتمل بر یکصد و چهل و نه ماده و چهل و یک تبصره پس از تصویب مجلس سنا در تاریخ روز چهارشنبه پنجم خرداد ماه ۱۳۵۰ در جلسه‌روز یکشنبه شانزدهم خرداد ماه یک هزار و سیصد و پنجاه به تصویب مجلس شورای ملی رسید.





نوع مطلب :
برچسب ها : تحقیق شرکت های تعاونی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

قسمت دوم

فصل هشتم - اعتبارات تعاونی

ماده ۶۶ - وزارت تعاون و امور روستاها به تدریج با توسعه شرکتهای تعاونی مصرف‌کنندگان اعتبار - صاحبان حرفه‌ها و صنایع دستی - صیادان واتحادیه‌های تعاونی بازرگانی آنها همچنین پیشرفت عملیات شرکت‌های تعاونی روستایی و کشاورزی در هر منطقه تعاونی اقدامات لازم را برای تشویق‌و کمک به تشکیل اتحادیه تعاونی اعتباری همان منطقه برای هر یک از انواع شرکت‌های مذکور و اتحادیه‌های تعاونی بازرگانی آنها فراهم خواهد کرد. در مورد شرکتهای تعاونی کارگری وظایف مقرر در این ماده را وزارت کار و امور اجتماعی انجام خواهد داد.

ماده ۶۷ - با تشکیل اتحادیه تعاونی اعتباری کشاورزی و روستایی در هر منطقه تعاونی سهام اتحادیه‌های تعاونی کشاورزی و روستایی منطقه دربانک تعاونی کشاورزی ایران به عنوان قسمتی از سرمایه آنها به حساب اتحادیه تعاونی اعتباری کشاورزی و روستایی منطقه در بانک مذکور منتقل‌می‌شود و از آن پس اتحادیه تعاونی اعتباری کشاورزی و روستایی منطقه به جای اتحادیه‌های تعاونی کشاورزی و روستایی همان منطقه صاحب سهم‌در بانک تعاون کشاورزی ایران خواهد بود.

ماده ۶۸ - اتحادیه‌های تعاونی اعتباری به تبعیت از مقررات و ضوابطی که وسیله بانک تعاون کشاورزی ایران تهیه می‌شود مجاز به انجام عملیات‌اعتباری برای پیشرفت معاملات و توسعه عملیات اقتصادی و بازرگانی شرکتها و اتحادیه‌های عضو خواهند بود و می‌توانند به نمایندگی بانک تعاون‌کشاورزی ایران فقط برای شرکت‌های صاحب سهم و اتحادیه‌های تعاونی عضو خود در منطقه حسابهای سپرده باز کنند. در مورد اتحادیه‌های تعاونی‌اعتباری کارگری قبول پس‌انداز و سپرده به نمایندگی بانک رفاه کارگران مجاز خواهد بود و این قبیل اتحادیه‌ها برای انجام عملیات اعتباری به تبعیت ازمقررات و ضوابطی که وسیله بانک رفاه کارگران تعیین خواهد شد اقدام خواهد کرد.

ماده ۶۹ - مادام که اتحادیه تعاونی اعتباری برای هر یک از انواع شرکتهای تعاونی مصرف‌کنندگان - اعتبار - صاحبان حرفه‌ها و صنایع دستی وصیادان و اتحادیه‌های تعاونی بازرگانی آنها در یک منطقه تشکیل نشده باشد این نوع شرکتها و اتحادیه‌های بازرگانی آنها در منطقه می‌توانند برای‌استفاده از اعتبارات مورد لزوم به منظور توسعه معاملات و عملیات بازرگانی خود با توجه به امکان بانک تعاون کشاورزی ایران و به میزان اعتباراتی که‌همه‌ساله به وسیله مجمع عمومی این بانک برای انجام اینگونه معاملات در سراسر کشور اختصاص داده می‌شود با تصویب نماینده وزارت تعاون وامور روستاها (‌در مورد هر درخواست اعتبار) از اعتبارات آن بانک استفاده کنند. نسبت به تأمین اعتبارات مورد نیاز شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی‌کارگری بانک رفاه کارگران در حدود امکان اقدام لازم خواهد کرد. تبصره - با تشکیل اتحادیه‌های تعاونی اعتباری از شرکتها و اتحادیه‌های مذکور در این ماده، اعتبارات بانک تعاون کشاورزی ایران برای توسعه امورو پیشرفت معاملات و عملیات بازرگانی آنها منحصراً از طریق اتحادیه‌های تعاونی اعتباری مربوط اعطاء خواهد شد.

ماده ۷۰ - کلیه عملیات بانکی اتحادیه‌های تعاونی و یا شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی که از بانک تعاون کشاورزی ایران اعتبار می‌گیرند از قبیل افتتاح‌حسابهای بانکی و نقل و انتقال وجوه و غیره به وسیله شعبه‌ها و یا نمایندگیهای بانک تعاون کشاورزی ایران انجام خواهد شد.

ماده ۷۱ - شرکتهای تعاونی مکلفند به منظور استقراض با تساوی شرایط اعتباری در مرحله اول از مؤسسات اعتباری و بانکی موجود احتیاجات‌خود را تحصیل نمایند و چنانچه نتوانند از اینگونه مؤسسات احتیاجات خود را تأمین نمایند می‌توانند با تأیید نماینده وزارت تعاون و امور روستاها (‌یانماینده وزارت کار و امور اجتماعی در مورد تعاونیهای کارگری) از سایر منابع استقراض نمایند.

ماده ۷۲ - شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی که به اعطای اعتبارات مبادرت می‌ورزند مکلفند هر شش ماه یک بار اطلاعاتی درباره کمیت و کیفیت‌اعتبارات خود بر اساس صورتی که وزارت تعاون و امور روستاها تهیه خواهد نمود در اختیار آن وزارتخانه قرار دهند و در مورد تعاونیهای کارگری‌صورت مزبور برای وزارت کار و امور اجتماعی ارسال خواهد شد.

فصل نهم - شرکتهای تعاونی کشاورزی و روستایی

ماده ۷۳ - شرکت تعاونی کشاورزی با مشارکت کشاورزان - باغداران - دامداران - دامپروران - پرورش‌دهندگان کرم ابریشم - زنبور عسل - ماهی- و روستائیان شاغل در صنایع محلی و روستایی و یا کارگران کشاورزی برای مقاصد زیر تشکیل می‌شود: ۱ - قبول پس‌انداز و سپرده اعضاء به نمایندگی بانک تعاون کشاورزی ایران. ۲ - خرید و تهیه مواد و وسائل مورد احتیاج مصرف شخصی و خانوادگی یا حرفه‌ای اعضاء همچنین تهیه وسائل و علوفه دامها و خوراک طیور ووسائل دیگری از این قبیل. ۳ - انجام عملیات جمع‌آوری - نگاهداری - تبدیل - طبقه‌بندی و بسته‌بندی، حمل و نقل و یا فروش محصول اعضاء. ۴ - انجام خدمات به منظور بهبود امور حرفه‌ای و یا زندگی اعضاء مانند تهیه ماشین آلات کشاورزی و استفاده مشترک از آنها - تهیه وسایل حمل‌و نقل برای استفاده اعضاء و تهیه مسکن - تأمین و توزیع آب مشروب و آب برای مصارف زراعی اعضاء با رعایت قانون ملی شدن منابع آب، پیش‌بینی‌وسائل بهداشتی و بهداری و آموزشی به منظور استفاده جمعی و مشترک، توزیع نیروی برق - ایجاد شبکه تلفن - تلقیح مصنوعی دامها و مبارزه باامراض و آفات نباتی و حیوانی. ۵ - بهره‌برداری جمعی و مشترک از اراضی ملکی و یا استیجاری. ۶ - تأمین اعتبارات و وامهای مورد نیاز اعضاء.

ماده ۷۴ - شرکتهای تعاونی روستایی با مشارکت زارعینی که به موجب قوانین و مقررات اصلاحات ارضی صاحب زمین شده یا بشوند برای مقاصدمندرج در بندهای ماده ۷۳ تشکیل می‌شوند.

ماده ۷۵ - شرکتهای تعاونی کشاورزی و یا روستایی که از جمله مقاصد آنها رفع حوائج اعتباری اعضاء است می‌توانند با کسب اجازه از وزارت‌تعاون و امور روستاها به نمایندگی بانک تعاون کشاورزی ایران حسابهای سپرده برای اعضاء باز کنند.

ماده ۷۶ - در شرکتهای تعاونی کشاورزی و یا روستایی که مجاز به انجام عملیات اعتباری باشند مازاد درآمد حاصل از معاملات اعتباری عیناً به‌حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم شرکت منتقل می‌شود.

ماده ۷۷ - در اساسنامه اتحادیه‌های تعاونی کشاورزی یا روستایی که تا قبل از تصویب این قانون تشکیل شده‌اند و یا در آینده تشکیل می‌شوند برای‌نظارت، همچنین پرداخت اعتبار به شرکتهای عضو خود با تشخیص وزارت تعاون و امور روستاها به تدریج تغییرات متناسب با این قانون داده خواهدشد.

فصل دهم - شرکتهای تعاونی صیادان

ماده ۷۸ - شرکت تعاونی صیادان شرکتی است که با عضویت صیادان ماهی و سایر آبزیان برای تمام و یا قسمتی از مقاصد زیر تشکیل می‌شود: ۱ - تدارک خدمات جمعی برای اعضای شرکت از قبیل ساخت و تعمیر قایق‌ها و تهیه وسائل و ادوات صید. ۲ - صید ماهی و سایر آبزیان پس از کسب پروانه صید. ۳ - تأسیس فروشگاه. ۴ - پرداخت مساعده به صیادان. ۵ - تهیه وسائل و تأمین نیازمندیهای حرفه‌ای و خانوادگی صیادان. تبصره - شرکتهای تعاونی که به وسیله صیادان شرکتهای سهامی شیلات ایران و شیلات جنوب ایران تشکیل شده یا می‌شود تحت نظارت وسرپرستی شرکت‌های مذکور در فوق خواهند بود و در صورتی که شرکتهای نامبرده در این مورد احتیاج به کمک وزارت تعاون و امور روستاها داشته‌باشند مراتب را به آن وزارت اعلام خواهند کرد.

فصل یازدهم - شرکت‌های تعاونی مصرف‌کنندگان

ماده ۷۹ - شرکت تعاونی مصرف‌کنندگان برای تهیه انواع کالاهای مصرفی به منظور تأمین نیازمندیهای اعضاء و خانواده‌های آنان همچنین برای‌انجام تمام یا قسمتی از خدمات زیر و امثال آن تشکیل می‌شود: ۱ - تهیه آب مشروب. ۲ - تأمین وسائل توزیع گاز. ۳ - تأمین وسائل توزیع برق. ۴ - خدمات بهداشتی و درمانی. ۵ - تدارک وسائل حمل و نقل. ۶ - ایجاد باشگاه‌ها و رستورانها. ۷ - تأسیس انواع آموزشگاه‌ها.

ماده ۸۰ - در اساسنامه شرکت می‌توان پیش‌بینی کرد که معادل نصف مازاد برگشتی حاصل از معاملات با غیر عضو در صورت تقاضای او برای‌خرید سهام شرکت با داشتن شرایط عضویت برای این منظور اختصاص یابد که در این صورت بقیه مازاد برگشتی طبق مقررات این قانون به حساب‌ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم منتقل می‌شود.

==فصل دوازدهم - شرکتهای تعاونی مسکن:

ماده ۸۱ - شرکت تعاونی مسکن برای تمام یا قسمتی از امور مندرج زیر تشکیل می‌شود: ۱ - تهیه زمین و تقسیم آن به منظور ساختمان خانه‌های مسکونی و فروش آن به اعضاء نقداً و یا با اقساط همچنین ایجاد تأسیسات عمومی مورداستفاده مشترک اعضاء. ۲ - ساختمان طبقات مسکونی و فروش آپارتمان‌ها به اعضاء نقداً و یا با اقساط. ۳ - خرید واحدهای مسکونی و فروش آن به اعضاء نقداً و یا با اقساط. ۴ - واگذاری واحدهای مسکونی ملکی شرکت به صورت اجاره به اعضاء. ۵ - انجام خدمات نقشه‌کشی - مهندسی و معماری برای اعضاء و نظارت در ساختمانهای متعلق به آنها. ۶ - انجام تعمیرات ساختمانهای ملکی اعضاء و یا اقدامات مربوط به لوله‌کشی و کابل و سیم‌کشی و ایجاد دستگاه‌های تهویه و حرارت مرکزی. ۷ - نگاهداری و اداره ساختمان‌ها و تأسیسات و انجام خدمات عمومی مربوط.

ماده ۸۲ - منابع مالی و اعتباری شرکتهای تعاونی مسکن عبارتند از: ۱ - سرمایه و ذخایر شرکت. ۲ - پس‌انداز اعضاء برای تهیه مسکن. ۳ - اعتبارات بخش دولتی شامل: قسمتی از اعتبارات بانک رهنی ایران در حدود برنامه‌های مصوب سالانه آن بانک و اعتباراتی که بدین منظوربانک مرکزی ایران می‌تواند در اختیار آن بانک قرار دهد و اعتبارات از محل برنامه‌های عمرانی از طریق بانک رهنی ایران. ۴ - سایر منابع اعتباری که به وسیله اشخاص و مؤسسات در اختیار این نوع شرکتها گذاشته می‌شود. ۵ - در مورد شرکت‌های تعاونی کارگری مسکن علاوه بر منابع مالی و اعتباری مذکور در این ماده بانک رفاه کارگران نیز منابع مالی و اعتباری لازم‌را برای این شرکتها تأمین می‌نماید. تبصره - اعتبارات مذکور در بندهای ۴ و ۵ با تسهیلات لازم در نرخ بهره و شرایط پرداخت وامها، تا هشتاد درصد هزینه طرح‌های ساختمانی‌شرکتهای تعاونی مسکن به متقاضی اعتبار اعطاء می‌شود.

ماده ۸۳ - در شرکت تعاونی مسکن انجام معاملات و ساختمان و تمام اقداماتی که در اساسنامه پیش‌بینی شده‌است برای غیر عضو ممنوع است.

فصل سیزدهم - شرکتهای تعاونی اعتبار

ماده ۸۴ - شرکت تعاونی اعتبار بین افراد گروه‌های شغلی مختلف طبق مقررات آیین‌نامه‌ای که وسیله وزارت تعاون و امور روستاها (‌با وزارت کار وامور اجتماعی در مورد تعاونیهای کارگری) تهیه خواهد شد و به تصویب شورای پول و اعتبار خواهد رسید برای مقاصد زیر تشکیل می‌شود: ۱ - باز کردن حساب سپرده‌های مختلف منحصراً برای اعضاء شرکت. ۲ - پرداخت وام با دریافت بهره به اعضای شرکت. ۳ - انجام سایر خدمات اعتباری برای اعضاء در حدود امکانات.

ماده ۸۵ - در شرکت تعاونی اعتبار مازاد برگشتی عیناً به حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم شرکت منتقل می‌گردد.

ماده ۸۶ - شرکت تعاونی اعتبار مجاز به انجام عملیات اعتباری برای غیر عضو نیست.

فصل چهاردهم - شرکتهای تعاونی آموزشگاه‌ها

ماده ۸۷ - شرکت تعاونی آموزشگاه‌ها شرکتی است که با عضویت دانش‌آموزان یا دانشجویان مراکز آموزشی به منظور آموزش عملی مقررات‌شرکت‌های تعاونی و تعمیم اصول تعاون برای تمام یا قسمتی از مقاصد زیر تشکیل می‌شود: ۱ - تشویق اعضاء به پس‌انداز. ۲ - ایجاد فروشگاه و تهیه وسائل تحصیلی و مصرفی اعضاء. ۳ - ایجاد رستوران و کافه برای استفاده از اعضاء. ۴ - تدارک وسائط نقلیه برای ایاب و ذهاب اعضاء. ۵ - تأسیس باشگاه و تهیه وسائل تفریحات سالم برای استفاده اعضاء. ۶ - تدارک وسائل بهداشتی و درمانی اعضاء. ۷ - خرید مصنوعات و کارهای دستی اعضاء از طرف شرکت و فروش آن.

ماده ۸۸ - شرکتهای تعاونی آموزشگاه‌هایی که سن دانش‌آموزان آنها کمتر از سن قانونی است با راهنمایی و هدایت مربیان و معلمان تشکیل‌می‌شود. تبصره - آیین‌نامه شرکتهای تعاونی مذکور در مواد ۸۷ و ۸۸ از طرف وزارتخانه‌های آموزش و پرورش و علوم و آموزش عالی تنظیم و پس ازتصویب شورای عالی هماهنگی تعاونیهای کشور به مورد اجراء گذارده می‌شود.

ماده ۸۹ - هر شرکت تعاونی آموزشگاهی حسابی در نزدیکترین شعبه یا نمایندگی بانک تعاون کشاورزی ایران باز خواهد کرد و کلیه عملیات مالی‌شرکت و دریافت و پرداخت سپرده‌های اعضاء باید به وسیله آن بانک انجام شود.

فصل پانزدهم - شرکتهای تعاونی کار

ماده ۹۰ - شرکت تعاونی کار شرکتی است که به منظور تولید کالا یا انجام خدمات با عضویت افرادی که نیروی کار خود را در اختیار شرکت‌می‌گذارند تشکیل می‌شود.

ماده ۹۱ - در شرکتهای تعاونی کار مازاد برگشتی از درآمد سالانه به تناسب ارزش محصول کار یا ساعات کار انجام شده به وسیله هر یک از اعضاءتقسیم می‌شود.

فصل شانزدهم - شرکتهای تعاونی صاحبان حرفه‌ها و صنایع دستی

ماده ۹۲ - شرکت تعاونی صاحبان حرفه‌ها و صنایع دستی برای تهیه مواد اولیه و وسائل مورد نیاز حرفه‌ای اعضاء و یا ساخت و تغییر شکل کالامربوط و عملیات تکمیلی صنایع مذکور و یا فروش آنها بین صاحبان حرفه‌ها و صنایع دستی تشکیل می‌شود. تبصره - صنعتگر دستی و یا صاحب حرفه ممکن است برای تهیه کالای مورد نظر از وسائل ماشینی کمکی نیز استفاده کند.

فصل هفدهم

شرکتهای تعاونی صنایع کوچک و کسبه و صاحبان مشاغل آزاد

ماده ۹۳ - شرکت تعاونی صنایع کوچک با عضویت صاحبان صنایع یک گروه از صنعت برای تمام یا قسمتی از مقاصد زیر تشکیل می‌شود: ۱ - تهیه مواد اولیه مورد نیاز. ۲ - ایجاد آزمایشگاه مواد اولیه یا محصولات ساخته شده. ۳ - تولید وسائل و ابزار مورد احتیاج مشترک اعضاء. ۴ - ایجاد گروه‌های تعمیراتی و نگاهداری. ۵ - تحقیق و برنامه‌ریزیهای مشترک. ۶ - تهیه وسائل توزیع و انجام خدمات بازاریابی.

تبصره - صنایع کوچک موضوع این ماده صنایعی است که ضوابط آن به وسیله وزارت اقتصاد تعیین می‌شود.

ماده ۹۴ - شرکت تعاونی کسبه و یا صاحبان مشاغل آزاد با عضویت کسبه از یک صنف که هر یک مستقیماً مباشر واحد کسبی خود باشند و یاصاحبان مشاغل از یک گروه برای تمام یا قسمتی از مقاصد زیر تشکیل می‌شود:

  • ۱ - تهیه وسائل و تدارک انواع خدمات وابسته به کسب یا شغل و ایجاد انبار و وسائل حمل و نقل به منظور بهبود اقتصادی و فنی اعضای شرکت‌و فعالیتهای واحدهای عضو.
  • ۲ - انجام عملیات مقدماتی و یا تبدیل کالای مورد نظر.
  • ۳ - تهیه کالا به منظور توزیع آن بین اعضاء.

فصل هیجدهم - ادغام

ماده ۹۵ - هر شرکت تعاونی و یا هر اتحادیه تعاونی می‌تواند با توجه به مقررات این فصل با هر شرکت و یا اتحادیه تعاونی دیگر به شرطی که ازیک نوع و دارای هدفها و عملیات مشابه باشند ادغام شود.

ماده ۹۶ - پیشنهاد ادغام باید در مجمع عمومی فوق‌العاده هر دو شرکت یا اتحادیه همراه با قبول مطالبات بستانکاران به تصویب برسد. نسخه‌ای ازمصوبات مجمع عمومی هر دو شرکت یا اتحادیه برای تمام اعضاء و بستانکاران هر دو شرکت یا اتحادیه همچنین نماینده وزارت تعاون و امور روستاها(‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکت‌های تعاونی کارگری) فرستاده می‌شود و به ترتیب مذکور در ماده ۲۵ این قانون برای اطلاع عموم آگهی‌می‌گردد.

تبصره - هر یک از بستانکاران می‌توانند تا مدت دو ماه از تاریخ نشر آگهی ادغام نظر خود را به شرکت یا اتحادیه بدهکار و نماینده وزارت تعاون وامور روستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) اعلام دارد.

ماده ۹۷ - نسخه‌ای از تصمیم ادغام باید ظرف دو هفته از تاریخ انعقاد مجمع عمومی فوق‌العاده هر یک از شرکتها یا اتحادیه‌ها همراه با آخرین‌ترازنامه و صورت بدهی‌ها و مطالبات آن و گزارش حسابرسی که بدین منظور باید تهیه شود و نسخه‌ای از آگهی ادغام که به شرح ماده ۹۶ منتشر شده‌است برای نماینده وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) ارسال شود.

ماده ۹۸ - هر یک از اعضاء شرکتها یا اتحادیه‌ها در صورتی که با تصمیم ادغام مخالف باشد می‌تواند حداکثر تا یک ماه نظر خود را کتباً به شرکت یااتحادیه مربوط همچنین نماینده وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکت‌های تعاونی کارگری) اعلام دارد.

ماده ۹۹ - نماینده وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) با وصول تصمیم ادغام از هر دوشرکت یا اتحادیه همراه با آخرین ترازنامه و صورت ریز مطالبات و بدهی‌ها و گزارش حسابرسان از وضع هر دو شرکت و یا اتحادیه و همچنین نظرات‌بستانکاران و با توجه به تعداد اعضاء مخالف ادغام ظرف دو ماه نظر خود را مبنی بر موافقت یا مخالفت با ادغام به هر دو شرکت یا اتحادیه اعلام‌خواهد داشت.

ماده ۱۰۰ - در صورتی که نماینده وزارت تعاونی و امور روستاها(‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) ادغام را تصویب‌نکند تصمیم ادغام در هر دو شرکت یا اتحادیه منتفی است. موافقت با ادغام در صورتی است که ترتیب قابل قبول بستانکاران برای تصفیه بدهی‌ها درهر دو شرکت یا اتحادیه پیش‌بینی شود همچنین تعداد اعضای مخالف با ادغام در حدی باشد که مجموع اعضاء باقیمانده و سرمایه شرکت یا اتحادیه‌بعد از ادغام کافی برای انجام هدفها و برنامه‌های آن باشد.

ماده ۱۰۱ - در صورت موافقت با ادغام هیأت‌های مدیره شرکتها یا اتحادیه‌های مربوط ظرف یک ماه اقدام به دعوت مجمع عمومی فوق‌العاده‌مشترک شرکتها یا اتحادیه‌ها برای ادغام خواهند نمود.

ماده ۱۰۲ - مجمع عمومی فوق‌العاده مشترک نسبت به تعیین سرمایه شرکت یا اتحادیه بعد از ادغام همچنین انتخاب هیأت مدیره و بازرس یابازرسان اقدام لازم به عمل خواهد آورد.

ماده ۱۰۳ - اعضایی که با تصمیم ادغام و انتشار آگهی آن مخالف باشند و از عضویت تعاونیها مستعفی گردند باید ظرف مهلت مقرر مخالفت خود راکتباً اعلام دارند. شرکت یا اتحادیه مربوط مکلف است بهای سهام آنها را حداکثر ظرف یک ماه نقداً پرداخت نماید.

ماده ۱۰۴ - هیأت مدیره شرکت یا اتحادیه جدید مصوبات مجمع عمومی فوق‌العاده مشترک را همراه با فهرست اعضاء شرکت یا اتحادیه جدید وتغییراتی که حاصل شده‌است به ترتیبی که در فصل سوم این قانون مقرر است برای اطلاع نماینده وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار و اموراجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) و انعکاس در دفاتر ثبت ارسال خواهد داشت.

ماده ۱۰۵ - با انجام عمل ادغام دارایی و بدهی شرکت یا اتحادیه جدید عبارت خواهد بود از مجموع دارایی و بدهی شرکتها یا اتحادیه‌های قبل ازادغام پس از وضع مطالبات و سهامی که بازپرداخت شده‌است.

ماده ۱۰۶ - ادغام شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی روستایی در شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی روستایی دیگر به موجب مقرراتی خواهد بود که وسیله‌وزارت تعاون و امور روستاها تهیه و به مورد اجرا گذاشته خواهد شد.

فصل نوزدهم - مالیات شرکتهای تعاونی

ماده ۱۰۷ - از درآمد مشمول مالیات شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی با رعایت معافیتهای مقرر در این قانون ۱۰٪ به نام مالیات شرکت وصول می‌شودو نسبت به بقیه به ترتیب زیر عمل خواهد شد: ۱ - نسبت به آن قسمت از درآمد که طبق تصمیم ارکان صلاحیتدار شرکت یا اتحادیه به عنوان سود سهام برای تقسیم بین اعضای شرکت تخصیص‌داده می‌شود پس از وضع مبلغی معادل شش درصد سرمایه منظور شده در آخرین ترازنامه شرکت به نرخ پانزده درصد. ۲ - نسبت به آن قسمت از درآمد که طبق تصمیم ارکان صلاحیتدار شرکت یا اتحادیه به عنوان مازاد برگشتی برای تقسیم بین اعضاء شرکت‌تخصیص داده می‌شود پس از وضع پنج هزار ریال در مورد هر عضو به نرخ پانزده درصد. ۳ - نسبت به بقیه درآمد مشمول مالیات به نرخ بیست و پنج درصد.

تبصره ۱ - معافیت موضوع بندهای ۱ و ۲ شامل سود سهام و مازاد برگشتی شرکتهای تعاونی موضوع فصل هفدهم نخواهد بود.

تبصره ۲ - وجوهی که شرکتهای تعاونی کشاورزی بابت بهای محصول کشاورزی متعلق به اعضاء که به شرکت تحویل می‌شود پرداخت می‌کننداعم از اینکه به عنوان پیش پرداخت یا مازاد برگشتی باشد مشمول مالیات شرکت نخواهد بود. این وجوه در محاسبه درآمد مشمول مالیات کشاورزی‌عضو منظور خواهد شد.

تبصره ۳ - مالیات مازاد برگشتی و سود سهام اتحادیه‌ها به عنوان علی‌الحساب مالیاتی شرکتهای عضو وصول و موقع محاسبه مالیات شرکت‌علی‌الحساب‌های پرداختی منظور و اضافه دریافتی مسترد خواهد شد.

ماده ۱۰۸ - شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی از پرداخت حق تمبر سهام معافند.

ماده ۱۰۹ - در شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی ذخائر موضوع بندهای ۱ و ۲ ماده ۱۵ این قانون که در دفاتر شرکت یا اتحادیه منظور شده‌است جزءهزینه محسوب می‌شود.

ماده ۱۱۰ - شرکتهای تعاونی مصرف‌کنندگان - مسکن - اعتبار - کشاورزی و روستایی - صیادان و کلیه اتحادیه‌های تعاونی از پرداخت ده درصدمالیات موضوع صدر ماده ۱۰۷ این قانون معافند.

ماده ۱۱۱ - درآمد شرکتهای تعاونی روستایی متشکل از افراد ساکن حوزه عمل شرکت که به امر کشاورزی مباشرت مستقیم دارند اعم از اینکه تحت‌سرپرستی وزارت تعاون و امور روستاها با بانک عمران باشند همچنین شرکتهای تعاونی کارگری مصرف - مسکن و اعتبار و نیز اتحادیه‌های آنهاهمچنین شرکتهای تعاونی صنایع دستی و صیادان و آموزشگاه‌ها و اتحادیه‌های آنها به طور کلی از پرداخت مالیات معاف می‌باشند.

ماده ۱۱۲ - معافیت درآمد کلیه فعالیت‌هایی که طبق قانون مالیاتهای مستقیم مشمول معافیت شناخته شده‌است شامل شرکتها و اتحادیه‌های‌تعاونی که به همان فعالیتها اشتغال داشته باشند نیز خواهد بود.

ماده ۱۱۳ - شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی از پرداخت مالیاتهای اضافی موضوع مواد ۱۶۶ و ۱۶۷ قانون مالیاتهای مستقیم و اصلاحیه آن معاف‌می‌باشند.

ماده ۱۱۴ - شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی اعتبار و شرکتهای تعاونی مسکن از لحاظ مالیات بهره تابع مقررات ماده ۴۵ قانون مالیات‌های مستقیم‌مصوب اسفند ۱۳۴۵ خواهند بود.

ماده ۱۱۵ - انتقالات قطعی و اجاره واحدهای مسکونی از طرف شرکتهای تعاونی مسکن به اعضاء آنها مشمول مقررات مالیات بر درآمد املاک‌قانون مالیات‌های مستقیم نخواهد بود لکن در موارد تشخیص علی‌الرأس درآمد مشمول مالیات طبق مقررات بخش مزبور تعیین خواهد شد.

ماده ۱۱۶ - در مورد رسیدگی به اختلافات مالیاتی شرکتهای تعاونی نماینده وزارت تعاون و امور روستاها (‌و در مورد تعاونیهای کارگری نماینده‌وزارت کار و امور اجتماعی) به جای نماینده موضوع بند (۳) ماده ۲۴۴ قانون مالیاتهای مستقیم در کمیسیون تشخیص شرکت می‌کند.

کمیسیون مجاز است با توجه به اطلاعاتی که از مراجع قانونی مربوط کسب می‌کند و رسیدگیهایی که به عمل می‌آورد ضرائب مالیاتی مصوب را درمورد شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی تعدیل کند.

ماده ۱۱۷ - در مورد رسیدگی به اختلافات مربوط به بقایای مالیاتی شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی نماینده وزارت تعاون و امور روستاها و در موردتعاونیهای کارگری نماینده وزارت کار و امور اجتماعی به جای نماینده مذکور در بند ب ماده ۳۱۱ قانون مالیاتهای مستقیم در کمیسیون حل اختلاف‌شرکت می‌کند.

ماده ۱۱۸ - کلیه مقررات مربوط به معافیتهای مالیاتی راجع به شرکتهای تعاونی از هر قبیل که در قانون مالیاتهای مستقیم مصوب اسفند ۱۳۴۵ واصلاحیه آن منظور شده‌است ملغی می‌شود.


 





نوع مطلب :
برچسب ها : تحقیق شرکت های تعاونی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

فصل اول - تعاریف

ماده ۱ - اصطلاحاتی که در این قانون به کار برده شده‌است از نظر اجرای این قانون به شرح زیر تعریف می‌شود:

۱ - عضو: در شرکت‌ها و اتحادیه‌های تعاونی هر صاحب سهم اعم از اینکه شخص حقیقی یا حقوقی باشد عضو شرکت یا اتحادیه نامیده می‌شود.

۲ - سهم: سهم واحدی از سرمایه یک شرکت یا اتحادیه تعاونی است که میزان آن در اساسنامه ذکر می‌شود.

۳ - درآمد ویژه: مبلغی است که از عملیات و معاملات یک شرکت یا اتحادیه تعاونی در یک دوره مالی پس از وضع هزینه‌ها و استهلاکات حاصل‌می‌شود.

۴ - سود سهم: مبلغی از درآمد ویژه سالانه شرکت یا اتحادیه تعاونی است که در هر سال به هر سهم اختصاص داده می‌شود.

۵ - مازاد برگشتی: مبلغی از درآمد ویژه شرکت یا اتحادیه تعاونی است که برای تقسیم بین اعضاء به تناسب میزان معاملات آنها با شرکت بااتحادیه تعاونی در حدود مقررات این قانون اختصاص داده می‌شود.

۶ - کشاورز: کسی که حرفه اصلی او تولید محصول به وسیله عملیات زراعی و یا باغداری باشد.

۷ - دامدار: کسی که حرفه اصلی او تولید یا پرورش دام و یا طیور باشد.

۸ - صاحب حرفه: کسی که با کمک نیروی کار شخصی و سرمایه و وسایل خود اقدام به تولید کالا به منظور فروش یا عرضه خدمت معین برای‌کسب درآمد می‌کند.

۹ - کاسب: صاحب کسبی که فروش آن به صورت خرده و جزئی است و عملیات عمده‌فروشی ندارد.

۱۰ - صاحب شغل آزاد: کسی که بدون وسائل و یا با وسائل لازم، خدمت یا خدماتی را عرضه و بدین وسیله کسب درآمد می‌کند.

فصل دوم - کلیات

ماده ۲ - شرکت تعاونی شرکتی است از اشخاص حقیقی و یا حقوقی که به منظور رفع نیازمندیهای مشترک و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی‌شرکاء از طریق خودیاری و کمک متقابل و همکاری آنان و تشویق به پس‌اندازی موافق اصولی که در این قانون مطرح است تشکیل می‌شود. تبصره - تعداد اعضای شرکت تعاونی نباید از ۷ عضو کمتر باشد.

ماده ۳ - عضویت در شرکت تعاونی برای تمام اشخاصی که محل عملیات یا سکونت آنها در حوزه عمل شرکت باشد و به تمام یا قسمتی از خدمات‌شرکت احتیاج داشته باشند آزاد است.

ماده ۴ - شرط عضویت در شرکت تعاونی خرید و پرداخت تمام بهای لااقل یک سهم می‌باشد.

ماده ۵ - هیچگونه تبعیض یا محدودیتی برای عضویت در شرکت نباید وجود داشته باشد مگر به سبب عدم کفایت ظرفیت فنی تأسیسات و وسائل‌و امکانات شرکت مشروط بر اینکه در اساسنامه تصریح شده باشد. تبصره - می‌توان در اساسنامه شرکت شرط قبول اعضای جدید را علاوه بر خرید سهام پرداخت مبلغی به عنوان حق عضویت متناسب با هزینه‌توسعه وسائل و یا امکانات شرکت برای انجام خدمات اضافی موکول کرد.

ماده ۶ - خروج هر عضو از شرکت اختیاری است و نمی‌توان آن را منع کرد و بهای سهم یا سهام او حداکثر به ارزش اسمی باید ظرف یک سال ازتاریخ خروج عضو از شرکت نقداً پرداخت گردد.

ماده ۷ - مجمع عمومی عالیترین مرجع اتخاذ تصمیم و ابراز اراده جمعی اعضا برای اداره امور شرکت است که در آن تمام اعضاء حق دارند حضوربه هم رسانند و رأی خود را درباره موضوع دستور جلسه مجمع بدهند. در مجمع عمومی هر عضو قطع نظر از تعداد سهام فقط دارای یک رأی است.

ماده ۸ - هر یک از اعضای شرکت تعاونی می‌تواند استفاده از حق خود را برای حضور و دادن رأی در مجمع عمومی به یک عضو دیگر با وکالت‌واگذار کند، لکن هیچ عضوی نمی‌تواند علاوه بر رأی خود بیش از یک رأی با وکالت داشته باشد.

ماده ۹ - در مجامع عمومی شرکتهای تعاونی با حوزه عمل وسیع و یا تعداد زیاد عضو ممکن است اعمال حق رأی به وسیله نماینده یا نمایندگان‌منتخب اعضاء در حوزه‌های مختلف فعالیت شرکت به نسبت تعداد عضو در هر حوزه و یا ترکیبی از تعداد اعضا و مجموع معاملات همان حوزه به‌نحوی که در اساسنامه مقرر خواهد شد انجام شود.

ماده ۱۰ - سرمایه شرکت تعاونی نامحدود و سهام آن با نام و مسئولیت هر عضو محدود به میزان سهمی است که از سرمایه شرکت خریداری و یاتعهد نموده‌است و حداکثر سود سالانه سهام نباید از ۶٪ تجاوز کند. تبصره - افزایش سرمایه شرکت تعاونی از طریق خرید سهام به وسیله اعضای جدید و یا افزایش تعداد سهام اعضای قبلی شرکت صورت می‌گیرد.

ماده ۱۱ - میزان سهام هر عضو را می‌توان در اساسنامه به نسبت امکان معاملات او با شرکت تعیین نمود و در هر حال میزان سهام یک عضو نباید ازیک هفتم کل سرمایه تجاوز کند. تبصره - به موجب اساسنامه می‌توان پرداخت بهای سهام خریداری شده هر عضو را به استثنای نخستین سهم خریداری از شرکت که نقدی است به‌اقساط با مدت معین که هر قسط از یک دهم مبلغ تعهدی کمتر نباشد مجاز دانست در این صورت پرداخت سود سهام به نسبت مبلغ پرداختی و مازادبرگشتی از بابت معاملات عضو که موافق مقررات این قانون از تاریخ عضویت تعلق می‌گیرد موکول است به تصفیه تمام اقساط تعهدی او بابت سهام‌خریداری.

ماده ۱۲ - انتقال سهام شرکت تعاونی به غیر عضو شرکت مجاز نیست.

ماده ۱۳ - در صورتی که سهام هر یک از اعضای شرکت تعاونی به عنوان تضمین بدهی یا تعهدات آن عضو در قبال بستانکاران از طریق مراجع‌قانونی بازداشت شود ترتیب استیفای طلب بستانکاران مشمول مقررات بازپرداخت سهام مذکور در این قانون خواهد بود. شرکت تعاونی می‌تواند طلب‌خود را از اعضایی که از شرکت خارج شده‌اند با حق تقدم نسبت به سایر طلب‌کارها از کل مطالبات آنها بابت سهام و یا سود آن، همچنین مازاد برگشتی‌مربوط و یا سپرده‌های آنها در شرکت برداشت کند.

ماده ۱۴ - درآمد ویژه شرکت در صورتی که موافق اساسنامه قابل تقسیم باشد به ترتیب پس از وضع ذخیره‌ها و سود سهام مطابق مقررات این قانون‌به صورت مازاد برگشتی به تناسب میزان معاملات هر عضو با شرکت قابل تقسیم است. مازاد درآمد حاصل از معاملات با غیر اعضاء در صورتی که موافق اساسنامه این نوع معاملات آزاد باشد قابل تقسیم به اعضاء نیست و به حساب ذخیره‌قانونی غیر قابل تقسیم شرکت منتقل می‌شود.

ماده ۱۵ - از محل درآمد ویژه سالانه شرکتهای تعاونی مبالغ زیر کسر و به حسابهای مربوط منظور می‌شود:

۱ - حداقل ۱۲ درصد به حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم.

احتساب مبالغ مربوط از محل درآمد حاصل از معاملات با اعضاء در حساب ذخیره مندرج در این بند تا زمانی که مبلغ کل ذخیره حاصل از درآمدهای‌مذکور به میزان معدل سرمایه سه سال اخیر شرکت نرسیده باشد الزامی خواهد بود ولی مبالغ حاصل از معاملات با غیر اعضاء و سایر درآمدهای مجازشرکت که خارج از حدود عملیات جاری آن باشد بدون رعایت معدل مذکور همه‌ساله به حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم منتقل می‌شود.

۲ - سه درصد از درآمد ویژه سالانه برای توسعه تعلیمات و آموزش تعاون در منطقه تعاونی مربوط و در سراسر کشور در اختیار وزارت تعاون وامور روستاها گذاشته می‌شود تا به موجب آیین‌نامه‌ای که به وسیله آن وزارت تنظیم می‌شود و به تصویب شورای عالی همآهنگی تعاونیهای کشورمی‌رسد به مصرف برسد. در مورد شرکتهای تعاونی کارگری سه درصد مزبور را وزارت کار و امور اجتماعی دریافت و به مصرف آموزش و تعلیمات‌تعاونی کارگران خواهد رسانید.

۳ - ذخایر دیگری که در اساسنامه مقرر شده باشد.

ماده ۱۶ - با انحلال شرکت تعاونی مانده حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم شرکت پس از تصفیه به پیشنهاد وزارت تعاون و امور روستاها و به‌موجب آیین‌نامه‌ای که به وسیله آن وزارت تهیه و به تصویب شورای عالی هماهنگی تعاونیهای کشور می‌رسد یا به وجوه ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم‌شرکت یا اتحادیه تعاونی که با همان مقاصد در حوزه مربوط فعالیت می‌کنند انتقال داده می‌شود و یا به مصرف امور اجتماعی و عام‌المنفعه همان حوزه‌خواهد رسید مگر در مورد شرکتهای تعاونی کارگری موضوع تبصره ماده ۱۸ که مصارف مربوط بنا به پیشنهاد وزارت کار و امور اجتماعی و تصویب‌شورای عالی هماهنگی تعاونیهای کشور معین خواهد شد.

ماده ۱۷ - شرکت تعاونی دارای ارکان زیر است:

۱ - مجمع عمومی.

۲ - هیأت مدیره.

۳ - بازرس یا بازرسان.

ماده ۱۸ - انواع شرکتهای تعاونی در سه رشته تعاونی به شرح زیر طبقه‌بندی می‌شود:

۱ - رشته کشاورزی: شامل تعاونیهای کشاورزی و روستایی.

۲ - رشته مصرف: شامل تعاونیهای مصرف‌کنندگان - مسکن - اعتبار و آموزشگاه‌ها.

۳ - رشته کار و پیشه: شامل تعاونیهای کار - صاحبان حرف و صنایع دستی صاحبان صنایع کوچک و کسبه و صاحبان مشاغل آزاد - صیادان.

فصل سوم - تشکیل و ثبت شرکتهای تعاونی

ماده ۱۹ - شرکت تعاونی طبق تصمیم مجمع عمومی مؤسس تشکیل می‌گردد.

در مجمع مذکور اساسنامه شرکت مطرح و با اکثریت حداقل دو سوم اعضاء حاضر در جلسه به تصویب می‌رسد و همچنین اولین هیأت مدیره و بازرس‌یا بازرسان شرکت به اکثریت نسبی اعضاء حاضر انتخاب و مأموریت ثبت شرکت به هیأت مدیره‌ای که قبولی خود را کتباً اعلام کرده باشند داده می‌شود.

تبصره - در جلسات مجمع مؤسس تعداد اعضاء موافق با اساسنامه نباید کمتر از ۷ باشد.

ماده ۲۰ - آن عده از داوطلبان تشکیل شرکت که با مصوبات مجمع مؤسس موافق نباشد حق استرداد تقاضای عضویت خود و مبالغی را که برای‌خرید سهم یا سهام پرداخته‌اند دارند.

در این صورت سرمایه شرکت تعاونی به مبلغی پس از کسر وجوه سهام اینگونه اشخاص که بدون رعایت مفاد ماده ۶ این قانون باید فوراً مسترد شود به‌ثبت خواهد رسید.

ماده ۲۱ - اساسنامه و نام اعضای مؤسس و هیأت مدیره و بازرس یا بازرسان و مدیر عامل همچنین هر گونه تغییرات بعدی در شرکتها و اتحادیه‌های‌تعاونی با رعایت تشریفات مقرر در این قانون و تأیید نماینده وزارت تعاون و امور روستاها در اداره ثبت مرکز اصلی شرکت یا اتحادیه به ثبت می‌رسد. در مورد شرکتهای تعاونی کارگری ثبت شرکت با تأیید وزارت کار و امور اجتماعی انجام خواهد شد و آن وزارت باید مراتب را کتباً به اطلاع وزارت‌تعاون و امور روستاها برساند.

ماده ۲۲ - اساسنامه شرکت تعاونی با توجه به مقررات این قانون باید شامل نکات زیر باشد:

۱ - نام (‌با قید کلمه تعاونی) - مرکز اصلی و نشانی شرکت - مدت و حوزه عملیات شرکت.

۲ - موضوع و حدود عملیات شرکت.

۳ - شرایط عضویت - مقررات مربوط به قبول یا عدم قبول عضویت - خروج از عضویت (‌اخراج - استعفا - فوت و یا ترک عضویت) - حقوق وتعهدات اعضاء - مسئولیت اعضاء.

۴ - سرمایه و تعداد سهام اولیه - ارزش هر سهم - حداکثر تعداد و میزان سهامی که یک عضو ممکن است داشته باشد - بازپرداخت یا انتقال سهام- مقررات مربوط به وکالت یا نمایندگی از طرف عضو.

۵ - مقررات مربوط به مجامع عمومی و ضرب‌الاجل مربوط به دعوت مجامع - مقررات راجع به دستور جلسات مجامع عمومی و حد نصاب‌برای تشکیل آن و فاصله بین دو جلسه.

۶ - اعضای هیأت مدیره و بازرسان (‌تعداد - نحوه انتخاب - وظایف عزل و استعفا - فوت) و مقررات مربوط به جلسات آنان و تعیین صاحبان‌امضای مجاز و حدود اختیارات و مسئولیتهای آنان همچنین مقررات مربوط به انتصاب و استخدام.

۷ - مقررات مربوط به نگاهداری وجوه نقدی و افتتاح حساب بانکی - استقراض - سرمایه‌گذاری و نحوه به کار انداختن وجوه زائد بر احتیاج‌شرکت.

۸ - سال مالی - مقررات تنظیم ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت و گزارشهای هیأت مدیره و بازرسان و طرحها و برنامه‌ها - بودجه مخارج وعملیات شرکت - حسابرسی شرکت.

۹ - طرز عمل شرکت درباره ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم و سایر ذخایر.

۱۰ - سود سالانه سهام و مازاد برگشتی.

۱۱ - طرز عمل شرکت درباره زیان احتمالی.

۱۲ - چگونگی اعلام و آگهی تصمیمات شرکت به اعضاء.

۱۳ - مقررات راجع به عضویت شرکت در سایر شرکتهای تعاونی و اتحادیه‌های تعاونی.

۱۴ - مقررات مربوط به تغییر اساسنامه.

۱۵ - موارد انحلال و طرز تصفیه شرکت.

۱۶ - امکان ادغام با شرکت تعاونی دیگر و ضوابط آن.

ماده ۲۳ - وزارت تعاون و امور روستاها می‌تواند به دلائل زیر تقاضای ثبت شرکت تعاونی را رد کند و نظر خود را مستدلاً به شرکت اعلام دارد. درمورد شرکتهای تعاونی کارگری این وظیفه بر عهده وزارت کار و امور اجتماعی است. ۱ - عدم تطبیق اساسنامه شرکت با مقررات این قانون. ۲ - عدم تطبیق هدفهای شرکت با مقاصد و هدفهای انواع شرکتهای تعاونی مقرر در این قانون.

ماده ۲۴ - هر گاه شرکت تعاونی که درخواست ثبت آن از طرف وزارت تعاون و امور روستاها و یا وزارت کار و امور اجتماعی رد شده‌است به‌تصمیم مذکور اعتراض داشته باشد می‌تواند ظرف ده روز از تاریخ وصول اعلام نظر وزارت مربوط اعتراض خود را همراه با دلائل و مدارک مربوط به‌تقاضای ثبت و رونوشت اعلام نظر دائر به رد تقاضای ثبت به شورای رسیدگی و داوری در اختلافات تعاونیها ارسال دارد. نظر شورای مذکور قطعی ولازم‌الاجرا است.

ماده ۲۵ - ثبت شرکت و تغییرات در اساسنامه آن به وسیله آگهی در روزنامه رسمی کشور و در صورت لزوم در یکی از جراید و یا از طریق الصاق‌آگهی در مرکز شرکت و اماکن و معابر عمومی به اطلاع عموم می‌رسد. تبصره - در مورد شرکت‌های تعاونی روستایی انتشار آگهی ثبت شرکت و تغییرات آن در روزنامه رسمی کشور و جرائد مورد لزوم نیست.

فصل چهارم - مجمع عمومی

ماده ۲۶ - مجامع عمومی با تصمیم اکثریت اعضای هیأت مدیره، یا بر اساس درخواست مقامات. یا اشخاص زیر به وسیله هیأت مدیره دعوت به‌تشکیل می‌شود:

۱ - بازرس یا اکثریت بازرسان.

۲ - یک پنجم اعضای شرکت.

۳ - وزارت تعاون و امور روستاها.

۴ - وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکت‌های تعاونی کارگری.

تبصره - در صورت استنکاف هیأت مدیره از دعوت تشکیل مجمع عمومی وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در موردشرکت‌های تعاونی کارگری) می‌تواند مستقیماً مجمع عمومی را برای موضوع یا موضوعاتی که مورد نظر است دعوت کند.

ماده ۲۷ - دعوت مجامع عمومی با قید دستور و روز و ساعت و محل تشکیل آن باید حداقل پانزده روز قبل از تشکیل جلسه به وسیله انتشار آگهی‌در جراید محلی و یا الصاق آگهی در مراکز و معابر حوزه عمل و محل کار شرکت و یا دعوتنامه کتبی انجام گیرد. تبصره - تجدید دعوت تشکیل مجمع عمومی نباید بیش از ۱۰ روز از تاریخ مقرر برای جلسه‌ای که تشکیل نشده‌است به طول انجامد.

ماده ۲۸ - جلسه مجمع عمومی را رییس هیأت مدیره و در غیاب او یکی از اعضای هیأت مدیره افتتاح می‌کند. در جلسه مجمع ابتدا برای انتخاب‌یک رییس و یک نایب رییس، یک منشی و سه نفر ناظر از میان اعضا اقدام خواهد شد. تبصره - مجمع عمومی که طبق مفاد تبصره ماده ۲۶ این قانون دعوت و تشکیل می‌شود به وسیله مسن‌ترین عضو حاضر در جلسه افتتاح خواهدشد.

ماده ۲۹ - صورت جلسات مجامع عمومی و تصمیمات متخذ در آن توسط منشی مجمع در دفتر مخصوصی ثبت می‌شود و به امضای رییس ومنشی مجمع و نظار خواهد رسید و رونوشت آن به وسیله رییس مجمع به هیأت مدیره ابلاغ می‌گردد. تبصره - صورت جلسات مجامع عمومی به عنوان اسناد شرکت باید همواره عیناً در شرکت محفوظ بماند.

ماده ۳۰ - هر یک از اعضاء می‌تواند منتها ظرف پنج روز قبل از تشکیل مجمع عمومی موضوع دیگری را غیر از موضوعاتی که در دعوتنامه تشکیل‌مجمع قید شده‌است برای طرح در همان مجمع توسط مقامی که مجمع عمومی را دعوت کرده‌است پیشنهاد کند. مقام دعوت‌کننده مجمع مکلف است‌پیشنهاد مربوط را در مجمع طرح کند تا در صورت تصویب در دستور قرار گیرد در غیر این صورت پیشنهاد طرح موضوع جدید در جلسات مجمع ازطرف هر یک از اعضاء موکول است به موافقت رییس مجمع و تصویب اکثریت اعضاء حاضر در جلسه و در هر دو مورد اتخاذ تصمیم درباره موضوع یاموضوعاتی که علاوه بر دستور جلسه آگهی شده به مجمع پیشنهاد می‌شود به جلسه بعدی که حداکثر ۲۵ روز بعد تشکیل می‌گردد موکول خواهد شد.

ماده ۳۱ - مجمع عمومی شرکت تعاونی به سه صورت زیر تشکیل می‌شود:

۱ - مجمع عمومی مؤسس موضوع فصل سوم این قانون.

۲ - مجمع عمومی عادی.

۳ - مجمع عمومی فوق‌العاده.

ماده ۳۲ - مجمع عمومی عادی حداقل سالی یک بار ظرف شش ماه پس از پایان سال مالی شرکت تشکیل می‌شود و در موارد مقتضی می‌توان درهر موقع از سال مجمع عمومی عادی را به طور فوق‌العاده تشکیل داد.

ماده ۳۳ - وظایف مجمع عمومی عادی به شرح زیر است:

۱ - انتخاب هیأت مدیره و بازرس یا بازرسان و یا تغییر هر یک از آنها. ۲ - رسیدگی و اتخاذ تصمیم درباره ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت پس از استماع گزارش هیأت مدیره و بازرسان. ۳ - اخذ تصمیم درباره گزارشها و پیشنهادهای حسابرسان بر اساس نتایج حسابرسی شرکت. ۴ - تعیین خط مشی و برنامه‌های شرکت و تصویب بودجه و تعیین ضوابط و معیارهای لازم برای حقوق و دستمزد و میزان تضمین ابوابجمعی‌مدیر عامل و کارکنان شرکت (‌بنا به پیشنهاد هیأت مدیره). ۵ - اخذ تصمیم نسبت به ذخایر و پرداخت سود سهام و مازاد درآمد و تقسیم آن طبق اساسنامه. ۶ - اتخاذ تصمیم درباره پیشنهادهای هیأت مدیره در مورد اعتبارات درخواستی و یا سرمایه‌گذاریهای شرکت. ۷ - تصویب آیین‌نامه‌های معاملات و سایر آیین‌نامه‌های داخلی شرکت. ۸ - اتخاذ تصمیم درباره شکایت عضوی که اخراج شده و یا کسی که درخواست عضویت او از طرف هیأت مدیره پذیرفته نشده‌است یا ارجاع امربه هیأتی مرکب از پنج نفر از اعضاء مجمع عمومی، تصمیم متخذه از طرف مجمع عمومی یا هیأت پنج نفری قطعی است. تبصره - عضو اخراج شده حق دارد اعتراض خود را کتباً به وسیله بازرس یا بازرسان و یا در غیاب آنها از طریق نماینده وزارت تعاون و امورروستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) اعلام دارد تا در نخستین مجمع عمومی مطرح گردد و در این صورت‌می‌تواند برای دادن توضیحات لازم بدون داشتن حق رأی در مجمع شرکت نماید. ۹ - تصویب تغییرات سرمایه در دوره مالی قبل همچنین تعیین مبلغی که بابت باز پرداخت سهام اعضای سابق در دوره مالی بعد باید پرداخت‌شود. ۱۰ - اتخاذ تصمیم درباره عضویت شرکت در شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی و میزان سهام یا حق عضویت سالانه پرداختی به اتحادیه طبق موازین‌این قانون. ۱۱ - رسیدگی و اتخاذ تصمیم درباره سایر اموری که به مجمع پیشنهاد می‌شود و منطبق با اساسنامه شرکت باشد.

ماده ۳۴ - مجمع عمومی عادی با حضور حداقل نصف به علاوه یک اعضاء یا وکلای آنها رسمیت پیدا می‌کند و در صورت به دست نیامدن حدنصاب مذکور مجمع عمومی باید با رعایت مفاد تبصره ماده ۲۷ حداکثر برای ۱۵ روز بعد با همان دستور جلسه قبلی تجدید دعوت شود. جلسه دوم با عده حاضر که نباید از هفت نفر کمتر باشد رسمیت خواهد یافت. در صورت عدم تشکیل جلسه دوم هر ذیحق می‌تواند برای رسیدگی به موضوع و یا انحلال شرکت به وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار وامور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) مراجعه نماید.

ماده ۳۵ - تصمیمات مجمع عمومی عادی با اکثریت اعضاء حاضر در مجمع اتخاذ می‌شود. تبصره - در صورتی که در جلسه مجمع عمومی مذاکرات به اخذ تصمیم منتهی نشود جلسه به عنوان تنفس تعطیل می‌گردد و جلسه بعدی که‌منحصراً برای تعقیب مذاکرات و اتخاذ تصمیم درباره دستور جلسه قبلی تشکیل می‌شود نباید از جلسه اول بیش از ۴۸ ساعت به طول انجامد.

ماده ۳۶ - مجمع عمومی فوق‌العاده برای رسیدگی و اتخاذ تصمیم نسبت به موارد زیر تشکیل می‌شود:

  • ۱ -تغییر مواد اساسنامه.
  • ۲ - ادغام با شرکت دیگر.
  • ۳ - انحلال شرکت.

ماده ۳۷ - مجمع عمومی فوق‌العاده با حضور حداقل سه چهارم اعضای شرکت و یا وکلای آنان رسمیت پیدا می‌کند. در صورت عدم حصول این‌حد نصاب با رعایت ماده ۳۴ آگهی دعوت مجمع با ذکر دستور و تاریخ تشکیل جلسه و نتیجه جلسه قبل منتشر می‌شود. این جلسه با حضور حداقل نصف به علاوه یک اعضا یا وکلای آنان رسمیت پیدا می‌کند و در صورت عدم حصول حد نصاب، مجمع برای بار سوم باهمان ترتیب دعوت می‌شود. جلسه سوم مجمع با حضور اعضای حاضر که نباید از هفت نفر کمتر باشد رسمیت پیدا می‌کند. در صورت عدم تشکیل‌جلسه سوم هر ذیحقی می‌تواند برای رسیدگی به موضوع و انحلال شرکت به وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در موردشرکتهای تعاونی کارگری) مراجعه نماید. تبصره - تصمیمات مجمع عمومی فوق‌العاده با اکثریت سه چهارم اعضای حاضر در جلسه مجمع اتخاذ می‌گردد.

ماده ۳۸ - ملاک تشخیص تعداد اعضای حاضر در جلسات مجامع عمومی ورقه حضور و غیابی است که حاضران در بدو ورود اصالتاً و یا وکالت‌موضوع ماده ۸ این قانون آن را امضاء می‌کنند.

فصل پنجم - هیأت مدیره

ماده ۳۹ - اداره امور شرکت طبق اساسنامه بر عهده هیأت مدیره‌ای مرکب از حداقل سه نفر به عنوان عضو اصلی و حداقل یک نفر به عنوان عضوعلی‌البدل خواهد بود که در مجمع عمومی عادی از میان اعضای شرکت با رأی مخفی و برای حداکثر مدت سه سال انتخاب می‌شوند. تجدید انتخاب‌هر یک از اعضای هیأت مدیره بلامانع است. تبصره ۱ - در صورت استعفا - فوت - ترک عضویت و یا ممنوعیت قانونی که مانع از انجام وظیفه هر یک از اعضاء اصلی بشود یکی از اعضاءعلی‌البدل برای بقیه مدت مقرر به جانشینی وی در جلسات هیأت مدیره دعوت می‌شود. تبصره ۲ - در صورت استعفای دسته‌جمعی هیأت مدیره مجمع عمومی به تقاضای هر یک از اعضای مستعفی و یا اعضای علی‌البدل و یا بازرس یابازرسان یا یک پنجم اعضای شرکت یا وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) برای انتخاب‌هیأت مدیره جدید دعوت می‌شود. تبصره ۳ - در صورتی که به علل استعفا - فوت و یا ممنوعیت قانونی، هیأت مدیره از اکثریت مقرر در اساسنامه برای اداره امور شرکت خارج گرددمجمع عمومی دعوت خواهد شد تا نسبت به تکمیل اعضای هیأت مدیره اقدام کند. تبصره ۴ - در فاصله مدت لازم برای انتخاب و تکمیل اعضای هیأت مدیره برای اداره امور جاری شرکت با نظر وزارت تعاون و امور روستاها (‌یاوزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) برای جانشینی اشخاصی که به یکی از علل فوق در هیأت مدیره شرکت نمی‌کنند از میان‌اعضای شرکت تعداد لازم موقتاً انتخاب خواهد شد. مسئولیت اعضای هیأت مدیره که بدین نحو موقتاً انتخاب می‌شوند عیناً همان مسئولیتهایی است که برای هیأت مدیره در این فصل پیش‌بینی شده‌است.

ماده ۴۰ - هیأت مدیره از بین خود یک رییس و یک نایب رییس و یک منشی انتخاب خواهد کرد. تبصره - تصمیمات هیأت مدیره در دفتری به نام دفتر صورت جلسات هیأت مدیره ثبت می‌گردد و به امضای اعضای هیأت مدیره حاضر در هرجلسه می‌رسد.

ماده ۴۱ - تصمیمات هیأت مدیره در جلساتی که با اکثریت اعضای هیأت مدیره به دعوت رییس یا نایب رییس یا مدیر عامل تشکیل می‌گردد اتخاذمی‌شود. برای اتخاذ تصمیم، رأی اکثریت اعضای حاضر در جلسه ضروری است.

ماده ۴۲ - خدمات هیأت مدیره در شرکت افتخاری و بلاعوض است.

ماده ۴۳ - نخستین هیأت مدیره شرکت موظف است ظرف یک ماه از تاریخ جلسه مجمع مؤسس برای ثبت شرکت در مراجع ذیصلاحیت اقدام‌قانونی به عمل آورد.

ماده ۴۴ - استخدام و اخراج کارکنان شرکت بر اساس مقرراتی است که از طرف مجمع عمومی تصویب می‌شود و اخذ تضمین از مدیر عامل و سایرکارکنان شرکت بر اساس مصوبات مجمع عمومی همچنین قبول درخواست عضویت و اخذ تصمیم نسبت به انتقال سهام اعضاء به یکدیگر و اخراج‌عضو طبق مقررات این قانون و نظارت بر مخارج جاری و رسیدگی به حسابهای شرکت و تسلیم به موقع گزارش و ترازنامه سالانه شرکت به بازرسان ومجمع عمومی و تعیین نماینده برای حضور در جلسات مجامع عمومی شرکتها و اتحادیه‌هایی که شرکت در آن عضویت دارد از اختیارات هیأت مدیره‌است. تبصره - هیأت مدیره حق اخراج عضوی را که به هر عنوان از جانب مجمع عمومی وظیفه یا مأموریتی به وی محول شده‌است ندارد و اتخاذتصمیم در اینگونه موارد با مجمع عمومی عادی شرکت است.

ماده ۴۵ - هیأت مدیره می‌تواند برای انجام امور شرکت فرد واجد صلاحیتی را از بین اعضای شرکت (‌غیر از اعضای هیأت مدیره و بازرسان) و یا ازخارج به صورت موظف و به عنوان مدیر عامل منصوب کند که زیر نظر مستقیم آن هیأت طبق اساسنامه شرکت و در حدود مصوبات مجمع عمومی‌انجام وظیفه نماید. وظایف مدیر عامل طبق آیین‌نامه‌ای خواهد بود که بنا به پیشنهاد هیأت مدیره به تصویب مجمع عمومی خواهد رسید.

ماده ۴۶ - هیأت مدیره نماینده قانونی شرکت است و می‌تواند مستقیماً و یا با وکالت با حق توکیل این نمایندگی را در دادگاه‌ها و مراجع قانونی وسایر سازمانها اعمال کند. مسئولیت هیأت مدیره در مقابل شرکت مسئولیت وکیل در مقابل موکل است.

ماده ۴۷ - کلیه قراردادها و اسناد تعهدآور شرکت به استثنای مواردی که هیأت مدیره به منظور اداره امور جاری شرکت ترتیب خاصی داده باشد پس‌از تصویب هیأت مدیره با دو امضای مجاز شرکت معتبر خواهد بود.

ماده ۴۸ - هیأت مدیره وظایف خود را به صورت جمعی انجام می‌دهد و هیچیک از اعضای هیأت مدیره حق ندارد از اختیارات هیأت منفرداً‌استفاده کند مگر در موارد خاص با داشتن وکالت یا نمایندگی از طرف هیأت مدیره.

ماده ۴۹ - اعضای هیأت مدیره مشترکاً مسئول جبران هر گونه زیانی هستند که در نتیجه اعمال آنان و یا عدم رعایت این قانون به شرکت وارد شود.

ماده ۵۰ - پس از انقضای مدت مأموریت هیأت مدیره در صورتی که انتخاب هیأت مدیره جدید انجام نشده باشد هیأت مدیره سابق تا انتخاب وقبولی هیأت مدیره جدید کماکان وظایف محوله را انجام داده و مسئولیت اداره امور شرکت را بر عهده خواهند داشت.

ماده ۵۱ - هیچیک از اعضای هیأت مدیره یا بازرسان و یا مدیر عامل یک شرکت تعاونی نمی‌تواند عضویت هیأت مدیره یا مدیریت عامل و یاسمت یک بازرس شرکت تعاونی دیگری از همان نوع را قبول کند.

ماده ۵۲ - انتخاب اتباع بیگانه به سمت عضو هیأت مدیره یا مدیر عامل یا بازرس شرکت تعاونی در حدود مقررات جاری کشور بلامانع خواهد بود.

ماده ۵۳ - محجور یا ورشکسته به تقصیر و کسی که به علت ارتکاب به جنایت یا یکی از جنحه‌های مؤثر سابقه محکومیت دارد نمی‌تواند سمت‌عضویت در هیأت مدیره و بازرس و مدیر عامل شرکت را داشته باشد.

فصل ششم - بازرسان

ماده ۵۴ - مجمع عمومی شرکت تعاونی بازرس یا بازرسانی را از میان اعضای شرکت برای مدت یک سال مالی انتخاب می‌کند تجدید انتخاب‌بازرس یا بازرسان قبلی بلامانع است.

ماده ۵۵ - وظایف بازرس به شرح زیر است: ۱ - نظارت بر انطباق نحوه اداره امور شرکت با مقررات اساسنامه و آیین‌نامه‌های مصوب و تصمیمات مجامع عمومی، برای این منظور بازرسان‌می‌توانند هر موقع که مقتضی بدانند به نحوی که به عملیات جاری شرکت لطمه وارد نشود کلیه حسابها و دفاتر و اسناد و مدارک مالی و دارایی نقدی وبرگهای بهادار و موجودی کالا و غیره را رسیدگی کنند. ۲ - اعلام کتبی تخلفات و بی‌ترتیبیهای احتمالی موجود در نحوه اداره امور شرکت به هیأت مدیره و تقاضای رفع نقیصه. ۳ - رسیدگی به حسابهای شرکت حداقل سالی دو بار و مخصوصاً رسیدگی به صورت حسابها و ترازنامه سالانه و اعلام نظر خود تا ۲۰ روز قبل ازجلسه مجمع عمومی سالانه. ۴ - دعوت مجمع عمومی بر اساس ماده ۲۶ و ماده ۵۸ این قانون در صورت لزوم. ۵ - نظارت در اجرای تذکرات و پیشنهادهای وزارت تعاون و امور روستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) وحسابرسانی که از شرکت حسابرسی کرده‌اند و تقدیم گزارش لازم در این باره به مجمع عمومی. تبصره - بازرسان حق دخالت مستقیم در امور شرکت ندارند و می‌توانند بدون حق رأی در جلسات هیأت مدیره شرکت کنند و نظرات خود رانسبت به مسائل جاری شرکت اظهار دارند، این نظرات باید در صورت جلسه هیأت مدیره با امضاء آنها درج شود.

ماده ۵۶ - با خاتمه مدت مأموریت بازرسان تا زمانی که بازرسان جدید انتخاب نشده‌اند بازرسان قبلی کماکان مسئولیت انجام وظایف محوله را برعهده خواهند داشت.

ماده ۵۷ - بازرسان برای انجام وظیفه خود حق دریافت هیچگونه وجهی اعم از حقوق و دستمزد و یا پاداش ندارند.

ماده ۵۸ - در صورتی که هر یک از بازرسان ضمن انجام وظایف خود تشخیص دهد که هیأت مدیره در انجام وظایف خود مرتکب تخلفاتی شده‌است و عملیات آنها مخالف اساسنامه و تصمیمات مجمع عمومی و مقررات آیین‌نامه‌های مصوب می‌باشد باید مجمع عمومی را برای رسیدگی به‌موضوعات مورد نظر و اتخاذ تصمیم لازم دعوت نماید.

ماده ۵۹ - انعقاد قرارداد شرکت با هر یک از اعضاء هیأت مدیره یا بازرسان تابع مقررات و ضوابطی خواهد بود که باید به تصویب شورای عالی‌همآهنگی تعاونی‌های کشور برسد.

فصل هفتم - اتحادیه‌های تعاونی

ماده ۶۰ - اتحادیه تعاونی بر اساس مقررات پیش‌بینی شده در این فصل و ضوابط مربوط به تشکیل شرکتهای تعاونی از عضویت شرکتهای تعاونی یااتحادیه‌های تعاونی با یکدیگر تشکیل می‌شود.

ماده ۶۱ - اتحادیه تعاونی به سه منظور زیر تشکیل می‌شود:

اول - اتحادیه تعاونی برای پیشرفت اداره امور و حفظ و حمایت تعاونیهای عضو و ایجاد هماهنگی و توسعه تعلیمات و حسابرسی آنها که به‌تدریج تشکیل می‌شوند.

تبصره ۱ - این نوع اتحادیه‌ها به دو شکل منطقه‌ای و مرکزی تشکیل می‌شود:

الف - اتحادیه منطقه‌ای برای هر یک از رشته‌های تعاونی مذکور در فصل دوم این قانون با نام اتحادیه تعاونی نظارت و هماهنگی تعاونیهای رشته‌مربوط در منطقه.

ب - اتحادیه مرکزی تعاونیهای رشته مورد نظر.

تبصره ۲ - اتحادیه‌های تعاونی نظارت و هماهنگی منطقه‌ای و یا اتحادیه‌های مرکزی مذکور در این بند مجاز به انجام فعالیتهای تجاری و اعتباری‌برای شرکتها و اتحادیه‌های تعاونی عضو نیستند مگر در حدود انجام وظایف مندرج در این قانون.

تبصره ۳ - غیر از مبلغی که از طرف شرکت‌های تعاونی عضو برای عضویت در اتحادیه‌های تعاونی نظارت و هماهنگی (‌اتحادیه منطقه‌ای) و یااتحادیه‌های تعاونی منطقه‌ای برای عضویت در اتحادیه مرکزی به عنوان سرمایه باید پرداخت شود خدمات اتحادیه برای واحدهای عضو در قبال حق‌عضویت سالانه‌ای انجام می‌گیرد که میزان آن برای هر واحد عضو به تناسب تعداد اعضاء و یا درصدی از درآمد سالانه آن در اساسنامه اتحادیه تعیین‌می‌شود.

دوم - اتحادیه تعاونی برای انجام امور اقتصادی و توسعه معاملات و عملیات بازرگانی شرکتهای تعاونی و یا اتحادیه‌های عضو - حوزه عمل این‌نوع اتحادیه‌ها در هر مورد تبعیت از مصالح اقتصادی و بازرگانی واحدهای عضو و تأیید وزارت تعاون و امور روستاها تعیین می‌شود.

در این نوع اتحادیه‌های تعاونی باید جمله‌ای که معرف نوع کار و عملیات اتحادیه باشد به نام آن اضافه شود و حداقل تعداد عضو مذکور در تبصره ماده۲ این قانون در آن رعایت نمی‌گردد. سوم - اتحادیه تعاونی اعتباری که به تدریج برای انجام خدمات اعتباری مورد نیاز واحدهای عضو با تأیید وزارت تعاون و امور روستاها و موافقت‌شورای پول و اعتبار به صورت منطقه‌ای و بر اساس مقررات فصل هشتم این قانون تشکیل می‌شود.

تبصره - در اتحادیه‌های تعاونی اعتباری مازاد درآمد سالانه (‌موضوع ماده ۱۴) عیناً به حساب ذخیره قانونی غیر قابل تقسیم منتقل می‌شود.

ماده ۶۲ - وظایف اتحادیه‌های نظارت و هماهنگی به شرح زیر است: ۱ - کمک به پیشرفت امور شرکتها و اتحادیه‌های عضو از طریق: الف - فراهم کردن وسائل توسعه تعلیمات و ترویج تعاونی و آموزش حرفه‌ای و جمع‌آوری اطلاعات مورد لزوم در این زمینه و انجام تبلیغات وانتشارات لازم. ب - راهنمایی و کمک به شرکتها و اتحادیه‌های عضو در امور اداری و سازمانی و مدیریت امور فنی و انجام خدمات مختلف از قبیل چاپ و تهیه‌دفاتر و اوراق و فرمهای چاپی مشترک. ۲ - نظارت بر فعالیت شرکتها و اتحادیه‌های عضو به منظور اطمینان از اجرای مقررات این قانون و مواد اساسنامه و مصوبات مجامع عمومی. ۳ - ایجاد هماهنگی و همکاری بین شرکتها و اتحادیه‌های عضو. ۴ - داوری و رفع اختلاف بین واحدهای تعاونی عضو در صورتی که در اساسنامه آنها پیش‌بینی لازم شده باشد. ۵ - حسابرسی شرکتها و اتحادیه‌های عضو در صورتی که وزارت تعاون و امور روستاها صلاحیت اتحادیه را برای این کار تشخیص دهد. ۶ - شرکت در شوراها و کمیسیونهای مقرر در این قانون. ۷ - دفاع از منافع شرکتها و اتحادیه‌های عضو در روابط آنها با سازمان و مؤسسات دولتی و عمومی و سایر رشته‌های تعاونی مصرح در این قانون. ۸ - ایجاد و بسط همکاری با سایر تعاونیهای کشور. ۹ - ایجاد روابط با مؤسسات جهانی تعاون و اتحادیه‌های تعاونی سایر کشورها. تبصره - تا زمانی که اتحادیه‌های نظارت و هماهنگی مناطق و یا اتحادیه‌های مرکزی تشکیل نشده‌است وزارت تعاون و امور روستاها (‌با وزارت‌کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) وظایف این اتحادیه‌ها را انجام خواهد داد.

ماده ۶۳ - پس از تشکیل اتحادیه‌های نظارت و هماهنگی در هر منطقه شرط استفاده از عنوان و مزایا و معافیتهای تعاونی شرکتها و اتحادیه‌های‌تعاونی در رشته‌ای که اتحادیه نظارت و هماهنگی آن تشکیل شده‌است قبول عضویت آن اتحادیه خواهد بود.

ماده ۶۴ - اعمال حق رأی شرکت‌های عضو در مجامع اتحادیه‌های مصرح در این قانون به شرح زیر است: ۱ - در اتحادیه تعاونی نظارت و هماهنگی هر شرکت یا اتحادیه عضو یک رأی. ۲ - در اتحادیه تعاونی که به منظور تأمین هدف‌های اقتصادی و یا اعتباری تشکیل می‌شود هر شرکت به تعداد اعضاء و یا ترکیبی از تعداد اعضاء وحجم معاملات خود با اتحادیه.

ماده ۶۵ - تا زمانی که اتحادیه‌های تعاونی نظارت و هماهنگی مناطق مختلف قدرت مالی و وسائل و تجهیزات کافی ندارند وزارت تعاون و امورروستاها (‌یا وزارت کار و امور اجتماعی در مورد شرکتهای تعاونی کارگری) موجبات تسهیل عملیات و فعالیت آنها را فراهم خواهد کرد.






نوع مطلب :
برچسب ها : تحقیق شرکت های تعاونی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

فهرست

 

مقدمه. 2

قتل غیر عمد. 2

انواع قتل.. 3

قتل عمد شبه عمد و خطای محض.... 3

عمل در فعل و عمل در قصد. 4

آلت قتاله. 5

نتیجه. 11

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

یكی از آسیب های مهم در همه جوامع انسانی ،ارتكاب جرم قتل است كه به عنوان یكی از قدیمی ترین جرایم در جهت مطرح می باشد.در واقع از زمانی كه جامعه بشری شكل گرفت و كشاكش و اصطكاك منافع بین انسان ها آغاز شد ،جرم قتل نیز به وجود آمد.به طور كلی قتل به دو دسته «عمد» و «غیرعمد» (خطایی)تقسیم بندی می گردد.البته در كشور ما نوع سومی كه به آن «قتل شبه عمد» گفته می شود نیز وجود دارد.

تفاوت اساسی این دو دسته قتل(عمد و غیرعمد)در هدف و نیت عامل یا عاملان آن است.در قتل عمد قاتل با هدف قبلی قصد كشتن مقتول را دارد اما در قتل غیرعمد ،سهل انگاری و عدم وجود نیت قبلی قاتل منجر به از بین رفتن انسانی مش ود و در هر دو صورت جرم محسوب می گردد.

قتل در نیروهای مسلح بیشتر غیرعمدی و به دلیل سهل انگاری رخ می دهد و آمار وقوع آنها بسیار اندك است ،ولی به لحاظ حساسیت موضوع كه از بین رفتن نیروی انسانی از مجموعه نیروهای مسلح كشور را در پی دارد قابل پژوهش علمی و با نگاه آسیب شناسی است.

قتل غیر عمد

قتلی است که در آن قاتل قصد کشتن مقتول را نداشته و عملی که منجر به قتل شده نیز نوعاً کشنده نبوده‌است.

قتل غیر عمد در مفهوم کلی خود در قانون مجازات (مادهٔ ۲۹۵) یا شبه عمد است و یا خطایی محض . بنابراین تعریف اگر عملی نوعا کشنده نباشد ولی بر اثر اتفاق مرگ را به دنبال بیاورند شبه عمد و اگر قاتل بدون این که قصد قتل را داشته باشد به انجام عملی ـ چه نوعا کشنده باشد و چه نباشد، چه مشروع باشد و چه نباشد ـ بر روی یک غیر انسان بپردازد مثل شلیک به یک شکار ولی این عمل باعث رخ دادن جنایتی بر روی یک انسان مثلا قتل انسانی که به طور غیر قابل پیش بینی ای در معرض تیر قرار بگیرد شود، عمل خطای محض است .

تصادفات رانندگی از مصادیق مهم قتل غیر عمد هستند . در این نوع قتل فرد مقصر به قصاص محکوم نمی شود بلکه به پرداخت دیه از جنبه حقوق فردی به وراث متوفی محکوم می‌شود، همچنین از جنبه عمومی جرم به جهت قصور انجام داده با حکم قاضی می تواند به مجازاتهایی مانند زندان یا جریمه نقدی محکوم شود .

چون شخص، شخص دیگر را بدون عداوت کشت یعنی بدون اراده و عمد اسبابی بر او انداخت و یا سنگی بر او فرود آورد و بدون خبر مرد، در حالتی که شخص فاعل دشمن و یا در پی اذیت و آزار او نبود.

 

انواع قتل

در این تعریف باید مفهوم عمد- عمد در فعل و عمد در قصد- را روشن ساخت ۰و نیز در تعبیر”آلت قتاله” دقت کرد. همچنین باید به این سوال پاسخ گفت که آیا در تحقق قتل عمد قصد شخص معین شرط است یا این شرط در تعریف و تحدید مساله دخالت ندارد.

قتل عمد شبه عمد و خطای محض


محقق ( ره ) در مقام بیان ضابطه عمد محض و شبه عمد و خطای محض که مبین فرق آنها ازیکدیگر نیز هست – در کتاب دیات می فرماید:
و ضابط العمد: ان یکون عامدا فی فعله و قصده . و شبیه العمد: ان یکون عامدا فی فعله مخطئا فی قصده . و الخطا المحض : ان یکون مخطئا فیهما.


در کتاب قصاص نیز درباره چگونگی تحقق قتل عمد می فرماید:
و یتحقق العمد بقصد البالغ العاقل الی القتل بما یقتل غالبا ولو قصد القتل بما یقتل نادرا. فاتفق القتل فالاشبه القصاص


صاحب جواهر بر این کلام افزوده اند:
بل و بقصده الضرب بما یقتل غالبا عالما به و ان لم یقصد القتل لان القصد الی الفعل المزبور قصد الی القتل کالضرب بالعصا فلا یقلع عنه حتی یموت
شیخ طوسی پیش از محقق و نیز علامه و شهیدین و سایر فقها مطابق همین رویه سخن گفته اند

 

بنابراین قتل عمد و شبه عمد و خطای محض را میتوان ابتدا بدین ترتیب تعریف کرد:
الف – قتل عمد آن است که عملی که در مورد مقتول انجام می یابد آگاهانه بوده و مقصود از انجام آن نیز کشتن وی با شد.
ب – در شبه عمد عملی که در مورد مقتول انجام یافته آگاهانه است اما قصد قتل در میان نیست و عمل انجام یافته نیز کشنده نمیباشد و اتفاقا موجب قتل میگردد.
در خطا محض شخص مقتول اصلا مورد نظر قاتل نیست یعنی قاتل نه می خواهد که مقتول را بکشد و نه درصدد انجام عملی در مورد مقتول بوده است. در واقع مقتول اتفاقا هدف را می گیرد و در نتیجه به قتل میرسد.
با توجه به آنچه گذشت در قتل عمد دو امر شرط است:
۱٫مقتول مورد نظر قاتل با شد با تمام اوصافی که باید مقتول دارا باشد و این اوصاف نیز در حکم قصاص موثر است .
۲٫قاتل از روی عمد و اختیار آهنگ قتل مقتول را نموده باشد. این شرط به یکی از دو صورت زیر تحقق مییابد
۱-۲٫قصد کشتن طرف به هر وسیله ای که ممکن باشد.
۲-۲٫ قصد انجام عملی که در مورد مقتول مورد نظر عادت کشنده است و قاتل نیز این جهت را بداند بدین ترتیب قصد عملی که نوعا کشنده است قصد قتل محسوب میگردد.

عمل در فعل و عمل در قصد

در تشخیص هر یک از اقسام قتل دو جمله ” عامدا فی فعله ” و ” عامدا فی قصده ” اثباتا و نفیا یا به اختلاف تکرار شده است.
مقصود از عمد در فعل آن است که فعل انجام یافته از روی غفلت و بی توجهی سرنزده ۵، بلکه با آگاهی به انجام رسیده باشد . یعنی عمل انجام یافته – با تمامی خصوصیاتش از لحاظ فعل و فاعل و مفغول به – عمل یک فاعل مختار باشد، تا بتواند انتساب فعل به فاعل کاملا محفوظ باشد.
مقصود از ” عمد در قصد ” قصد کشتن است . یعنی میبایست مقصود قاتل از عملی نه به انجام میرساند کشتن طرف باشد . خواه عمل انجام یافته – نوعا – کشنده باشد یا نباشد . آنچه مهم است این است که قاتل با انجام عمل قصد کشتن مقتول را داشته و این قصد نیز تحقق یافته باشد. در اینجا انتساب قتل واقع شده به قاتل کاملا محفوظ است .
پس در قتل عمد باید که انتساب قتل واقع شده ، با تمام خصوصیات موثر آن ، به قاتل محفوظ باشد . بنابراین دو امر معتبر است یکی آنکه : عمل انجام یافته ، از روی اراده و اختیار به انجام رسیده باشد ،دیگر آنکه مقصود انجام دهنده ی عمل از انجام آن قتل طرف بوده باشد یعنی :
“عامدا فی فعله ” و ” عامدا فی قصده ” باشد .
اما در شبه عمد ، هرچند انتساب عمل به عامل یا قاتل محفوظ است . ولی انتساب قتل بوی منتفی است . زیرا درست است که عمل واقع شده ، از روی اراده و اختیار فاعل صادر شده اما قصد قتل در میان نبوده است . یعنی فاعل :
” عامدا فی فعله ، مخطئا فی قصده ” بوده است .
در خطای محض ، به خلاف دو مورد دیگر ، به طور کلی اصل انتساب منتفی است یعنی نه عملی که در مورد مقتول به انجام رسیده از روی اراده و اختیار فاعل بوده و نه قصد قتل مقتول در کار بوده است . یعنی فاعل : ” مخطئا فیهما ای فی الفعل و القصد ” دانسته میشود .


آلت قتاله
تذکر این نکته بجاست که آنچه مطرح است نوعیت وسیله قتل نیست . بلکه نوعیت عملی است که در مورد مقتول انجام میباید ، هر چند که این عمل به لحاظ ضعف و ناتوانی مقتول منجر به کشته شدن وی گردد .
بنابراین اگر قاتل کسی را به قصد کشتن با چوبدستی آنقدر بزند تا بمیرد این زدن با چوب قتل عمد محسوب میگردد .
بر اساس همین نظریه ، فقها از تعبیر ” آلت قتاله ” صرف نظر کرده ، و تعبیر ” عمل کشنده ” را به کار برده اند . زیرا بسیار پیش می آید که آلت به کار رفته قتاله است و در عین حال چون عملی که انجام آن مورد نظر قاتل بوده و یا انجام یافته ، کشنده نبوده است ، قتلی که واقع شده است شبه عمد محسوب میگردد .


مثلا اگر در تعقیب شخص فراری ، به منظور متوقف کردن او ، تیری به طرف پاهای وی رها کنند ، و در همان زمان این شخص با شنیدن صدای اسلحه ناگهان روی زمین بنشیند ، و در نتیجه تیر به کمر یا پشت او اصابت کند ، و کشته شود ، در اینصورت چون عملی که مورد نظر بوده کشنده نبوده و اتفاقا موجب مرگ شخص گردیده است ، با آنکه آلت قتاله بوده است ، قتل مذکور شبه عمد محسوب میگردد .
در واقع مقصود از “ما یقتل غالبا ” فعل کشنده است ، نه آلت کشنده . از این رو صاحب جواهر میفرماید : ” لان القصد الی الفعل المزبور قصد الی القتل ” . مگر آنکه گفته شود که مقصود از آلت قتاله ، مطلق عمل کشنده است . به طور خلاصه آنچه مطرح است وسیله ای نیست که بعنوان آلت قتل به کار می رود بلکه چگونگی انجام عمل است .

قصد شخص معین


سوال مهمی که دراینجا مطرح است آن است که آیا در تحقق قتل عمد ( محض ) قصد شخص معین و به خصوص شرط است ؟ ظاهرا شهیدین – در لمعه و روضه – به این سوال پاسخ مثبت داده اند شهید اول میفرماید : “الخطا المحض مثل ان یرمی حیوانا فیصیب انسانا . او انسانا معینا فیصیب غیره ”
یعنی وقتی تیرانداز انسانی را قصد میکند ، وتیرش به انسان دیگری اصابت می نماید ،قتل حاصل ، خطای محض است .
شهید ثانی نیز در شرح آن گفته اند : ” و مرجعه الی عدم قصد الانسان اوالشخص . و الثانی لازم للاول


در این معنی خطای محض آن است که فاعل از ابتدا قصد تیراندازی به انسان را نکرده و یا قصد انداختن تیر به شخص معینی را ننموده است که صرت دوم لازمه صورت اول است . در اینجا آنچه عمده مطلب است ، ” قصد شخص معین نکردن است “. چون این امر نتیجه ی آنستکه فاعل یا اصلا قصد انسان نکرده و یا قصد شخص معین ننموده باشد.


شهید ثانی در جای دیگری پیرامون قتل عمد به همین معنی اشارت دارد : ” بمعنی ان یقصد قتل الشخص المعین    و در مسالک – شرح شرایع – هم گفته است :
” العمد فی الفعل : قصد الشخص المعین به . والمراد فی القصد : ان یقصد قتله … و هکذا یجب تقیید الخطا فی قصد شبیه العمد
علامه هم – در قواعد – به این مطلب اشارت دارد و درباره ی خطای محض گفته است : ” ان یقصد صیدا او هدفا او عدوا او غیره فیصیبه ” .
و سید نیز – در شرح – گفته است : ” و کذا اذا رمی انسانا فاصاب انسانا غیره ، و هذامن الخطا المحض و مرجعه الی عدم قصد الانسان او الشخص . والثانی لازم الاول . بخلاف العکس ”
ظاهر روایات نیز همین مطلب را میرساند . در صحیحه ی ابی العباس وزراره آمده است :
” ان العمد : ان یتعمده فی قتله بما یقتل مثله . والخطا : ان یتعمده ولا یرید قتله ، یقتله بما یقتل مثله . والخطا الذی لا شک فیه : ان یتعمد شیئا آخر فیصیبه ”
در این صحیحه ، هر سه نوع قتل به این ترتیب بیان شده است :
عمد محض آن است که : قصد مقتول را بنماید و او را با چیزی که کشنده است به قتل برساند . و خطا شبه عمد آن است که : ( او را هدف گرفته ) و قصد وی را داشته اما قصد کشتنش را ننموده است و با چیزی او را به قتل میرساند که کشنده نیست و خطا محض نیز آن است که : قصد چیز دیگری را داشته است ، ولی اتفاقا به وی اصابت نموده است . و در روایات دیگر نیز همین مضمون وارد شده است :
” و اذا رمی شیئا فاصاب رجلا ؟ قال : ذاک الخطا الذی لاشک فیه ”
اما واقعیت آن است که فقها – عموما – گفته اند که موجب قصاص ” ازهاق النفس المحترمه ” : ریختن خونی است که از نظر اسلام محترم باشد .
محقق هم در شرایع می فرماید ” وهوازهاق النفس المعصومه المکافئه عمدا عدوانا ”
علامه – در قواعد – و شهیدین و غیر هم نیز ، همین تعبیر را نموده اند
به طور خلاصه آنچه موجب قصاص می گردد – و موجب قصاص نیز جز قتل عمد نیست – ریختن خون پاکی است که می بایست محترم نگه داشته شود ، بنابراین خصوصیت زید و عمرو مطرح نیست .
برای مثال اگر خونخواری آهنگ ریختن خون کسی را بنماید که از نظر اسلام واجب الاحترام است اما به اشتباه دیگری را به جای وی بگیرد که خون او نیز از لحاظ احترام همانند شخص منظور نظر قاتل است ، جای آن دارد که گفته شود وی آهنگ ریختن خون محترمی را نموده ، و به هدف خویش رسیده هرچند در مصداق اشتباه کرده است .


در اینجا نیز اگر در خصوص شخص دیگر نیز عنوان خطا صدق می کرد باید میگفت ” یرمی انسانا فیصیب غیره ” حال آنکه مقصود ابویعلی آن بوده است که قاتل ، کافر را هدف قرار داده اما به مومن اصابت نموده است . پس بحث در ” مهدورالدم ” و “محقون الدم ” بودن است . و لازمه این کلام – طبق مفهوم مخالف _ روشن است .
مرحوم حائری شاه باغ ، نیز مینویسد :” با احراز قصد ، اشتباه در هدف موجب خروج از ماده ۱۷۰ ۲۵ نیست . مثلا اگرتیراندازی به قصد قتل کسی شود و به شخص دیگری اصابت و موجب فوت شود، قتل عمدی تشخیص میشود
و نیز در حکم شماره ۱۰۹۰/۸۴۸ – ۱۷ مرداد ۱۳۱۶ دیوانعالی کشور میگوید :
” در صدق عنوان جنایت ، قصد خصوص شخص که مورد اصابت واقع گردیده ، شرط نیست .”


و نیز حکم شماره ۱۴۱ – ۲۱ شهریور ۱۳۱۷ دیوانعالی کشور میگوید :
” در صدق ضرب یا جرح عمدی صدور آن از روی قصد کافی است . و لو اینکه ،در مضروب اشتباه شده باشد . پس اگر شخصی سنگی به کسی پرتاب کرده و اتفاقا به دیگری اصابت نماید ، این عمل داخل در ضرب عمدی بوده و تابع حکم یکی از مواد ۱۷۱ و ۱۷۲ و ۱۷۳ قانون مجازات عمومی خواهد بود ”


این نظر صحیح است زیرا مسئله ای که از نظر اسلام اهمیت دارد، مساله داشتن یا از دست دادن یک نیروی فعال است کسی که موجب از دست رفتن این نیرو میشود به تمامی جهان انسانیت صدمه میزند : ” فکانما قتل الناس جمیعا ” و دست خود را به جنایتی در حد ” افساد ی الارض ” می آلاید . قصد وی آن است که انسان بیگناهی را بی جهت از پا درآورد و به چنین کاری هم موفق میشود و بنابراین زید یا عمرو بودن ، مقتول فرقی نمی کند .


همچنین وقتی که شخص به سوی گروهی تظاهر کننده آتش میگشاید و افرادی را از پا در می آورد نسبت به هریک از کشته شدگان ، قاتل عمدبشمار می آید ، گرچه فردفرد اشخاص مقتول را اسما و نسبا هرگز نشناسند ، و هیچ کدام را بخصوص در نظر نداشته باشند .
و نیز اگر قاتل به قصد ترور شخص معین به طرف ا تومبیل وی شلیک نماید ، و ا فراد دیگری را که همراه او هستند ، بکشد نسبت به تمامی آنها قاتل عمد است .


هم چنین اگر شخصی به قصد از بین بردن ا فراد موجود در یک ساختمان ، آن را ویران بسازد ، و یا هواپیما و کشتی مسافربری را منفجر نماید و درنتیجه عده ای را بدین وسیله هلاک سازد چون عالما عامدا قصد ” اهلاک حرث و نسل ” را داشته از زمره مفسدین فی الارض است و قاتل عمد محسوب میگردد .
در این موارد نمی توان گفت که این شخص ، قاتل نفس محترمه نیست به دلیل آنکه شخص مقتول را نمی شناخته یا مورد نظرش نبوده است . زیرا درهر حال کشتن انسان وهتک حریم انسانیت منظور نظروی بوده است وبنابراین تمامی تعاریف فقها در خصوص موجب قصاص ، و نیز آیه شریفه بر وی منطبق میباشد .
در اینجا ممکن است گفته شود که لازمه این برداشت آن است که مسئله قتل نفس را از زمره جنایات عمومی بدانیم و آن را از ردیف جنایات خصوصی که حق شخصی را ایجاب می کند ، خارج بنمائیم . اما اگر چنین باشد این مطلب را چگونه توجیه کنیم که : عقوبت جانی ، بستگی به خواست مجنی علیه دارد : اگر بخواهد قصاص میکند، اگر بخواهد دیه می گیرد ،و چنانچه بخواهد می بخشد .
“فمن عفی له من اخیه شیئی فاتباع بالمعروف و ادا الیه باحسان ”
در پاسخ میگوییم : همانطور که متذکر شده ایم جنایت قتل نفس ، در مرتبه گناهان کبیره ای است که مقتضی شدیدترین کفارات میباشد (کفاره جمع : دو ماه روزه پی در پی . آزاد کردن یک برده . اطعام شصت بینوا )


و قرآن صریحا در خصوص آن وعده خلود در آتش را داده است :
” و من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعدله عذابا عظیما ” ۳۱
” هرکس مسلمانی را از روی عمد و آگاهی بکشد – و از کرده خود پشیمان نشود وکاملا توبه نکند عقوبت او همیشه درآتش جاوید سوختن است ، و مورد غضب ا لهی قرار گرفته و خداوند ویرا از رحمت خویش رانده و عذابی بس عظیم برای وی تدارک دیده است .


در صحیحه هشام بن سالم – از امام صادق علیه السلام – آمده است :
” لایزال المومن فی فسحه من دینه مالم یصب دما حراما . قال : و لایوفق قاتل المومن متعمدا للتوبه ”


مومن از جانب دین اسلام پیوسته درگشایش قرار دارد ۳۳ .تا آن هنگام که دست به جنایت و ریختن خون حرام نیالاید.


سپس فرمود : کشنده مرد مومن از روی عمد هرگز در انجام توبه موفق نمیشود .
این معنی بیان همان مفاد آیه شریفه ” و غضب اللّه علیه و لعنه و ا عدله عذابا عظیما ” است ، که بزرگترین عقوبت درباره قاتل عمد میباشد . اما در عین حال این طرز تلقی منافات با آن ندارد که شرع مقدس اسلام ، بجهت تسلی خاطر بازماندگان مقتول ( اولیا دم ) برای ایشان نیز حقی در نظر گرفته باشد : ” ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا ”
هرکس بیجهت کشته شود ، برای بازمانده وی حقی منظور گردیده است ، ولی نباید از این حق سو استفاده کند ، زیرا قانون یاور او است .
یعنی : قانون قصاص این حق را به او میدهد منتهی تا موقعی که نخوا هد سواستفاده کند ، و بر اساس حس انتقامجوئی به ریختن خون بی گناهان بپردازد و موجب نقض غرض از “جعل قانون قصاص “ گردد از این رو دنباله آیه عفو ، افزوده شده است که :
” ذلک تخفیف من ربکم و رحمه . فمن اعتدی بعد فله عذاب الیم ” .
عفو که توسط اولیا دم انجام مییابد تخفیفی است که خداوند در این باره معین فرموده و از بعد رحمت واسعه خود به آن نظر افکنده است . اما بلافاصله هشدار میدهد که : هر کس این بخشایش را وسیله تجاوز به دیگران قرار دهد ، عقوبت دردناکی در انتظار وی خواهد بود .
نکته مهم آن است که حیات و ممات کسی به اراده دیگری بستگی پیدا می کند ، خود عقوبت بزرگی است . چه اگر بخواهد بر او منت می گذارد و او را آزاد میکند ، اما در واقع تا پایان عمر وی را در اسارت و بندگی عفو خویش قرار میدهد و اگر بخواهد می کشد و او را از صحنه وجود بر کنار می زند . ” فامامنا بعد و اما فدا ” ۳۶ ” یا منت است و آزادی توام با بردگی مطلق ویا فدیه دادن وخود را باز خریدن ” . در تفسیر عیاشی ازامام صادق علیه السلام – روایت می کند :


” ان الله بعث محمدا بخمسه اسیاف ، سیف منها مغمود ، سله الی غیرنا وحکمه الینا. فاما السیف المغمود فهو الذی یقام به القصاص . قال تعالی : النفس بالنفس . فسله الی اولیا المقتول و حکمه الینا ”
خداوند پیغمبراسلام را با پنج شمشیر معبوث گردانید . یکی ازآن شمشیرها درغلاف است ، که بیرون آوردنش در اختیار دیگران اما حق حکم و نظارت بر آن با ما است .این شمشیر در غلاف همان است که قانون قصاص را به پا میدارد .
کشیدن آن با اولیا مقتول است ، ونظردرآن با ما است . یعنی : با نظروحکم ماست که میتوانند از آن استفاده کنند
حاصل آن که : هیچ گونه منافاتی ندارد که یک حق الهی یا حق عمومی جنبه خصوصی و شخصی هم داشته باشد ، و از این قبیل است ” حد سرقت ” که منوط به شکایت مسروق منه است .
” ان شا رفعه الی القاضی و ان شا خلی سبیله ”
یادآوری این نکته به جاست که در تعبیر روایات هم بیش از این نداریم که قاتل ، قصد جنایتی راکرده و به آن نیز دست یافته است و این جنایت نیز ، قتل نفس محترمه است .
در صحیحه حلبی چنین آمده است : ” العمد : کل ما اعتمد شیئا فاصا به . بحدیده اوبعصا اوبو کزه . فهذا کله عمد .
و الخطا من اعتمد شیئا فاصاب غیره ”
” عمد آنست که آدمی چیزی را بخواهد و به آن نائل آید و خطا آنست که چیزی را بخواهد و به غیر از آنچه خواسته است دست یابد . ”
آنچه در این روایت قابل ملاحظه است آنست که در روایت تعبیر ” شیئا” آمده است نه “شخصا ” یعنی گفته شده است که چیزی را بخواهد . و این شیی ( چیز ) همان قتل نفس است .
در قتل عمد ، قتل انسان را خواسته و به آن دست یافته است ، هر چند انسان مورد نظر او غیر از آن کسی است که کشته شده است .
اما در خطا محض ، قتل حیوان ( نه شخص ) را خواسته لکن به قتل انسان که خواست وی نبوده منتهی گردیده است .
ظاهرا مقصود شهید – در مسالک و روضه – از قید ” شخص ” : تعیین نوع مقتول است که آیا انسان است یا حیوان ، مسلمان است یا ذمی . زیرا این امور در مسئله قصاص نقش موثری دارند برای مثال ، اگر قاتل قصد قتل کافر ذمی را داشته باشد ، و تصادفا به مسلمانی اصابت نماید ، قصاص نمی شود . زیرا در کشتن مسلمان ، خطا رفته است . و اگر صید را هدف قرار داده و به انسانی اصابت کرده باشد ، قصاص نمی شود ، زیرا در قتل انسان خطا رفته است .
فقها ، همگی اتفاق دارند ، که اگر شخصی کافر ذمی را هدف قرار دهد ، و وی قبل از مردن مسلمان شود و سپس بمیرد . قاتل قصاص نمی شود .

خلاصه آنکه مقصود شهید از تعیین شخص مقتول،خصوصیاتی است که درنوع مقتول منظورمی باشدوالاتعیین خصوصیات شخصیه مقتول،مانند پسرفلان و پدر فلان بودن ، درحکم شرعی چه تاثیری می تواند داشته باشد، تاآنکه فقیه عالیقدری همچون شهید ثانی ، آنرا شرط کند ؟
به خوبی روشن است که مقصود علامه ، در قواعد و سید ، در مفتاح الکرامه ، از عبارت ” قصد عدوافاصاب غیره ” : عدوی است که مهدور الدم باشد با این بیان مقصود ایشان با عبارت دیگران از جمله : کاشف الغطا وسلار و اخیرا امام مدظله العالی هماهنگ میشود و اختلافی نخوا هد داشت .
عبارت ابن حمزه در وسیله نیز بیان کننده همین مطلب است.وی برای تحقیق یافتن قتل عمد ، پنج امر را شرط می نماید:


۱- بلوغ ۲-عقل ۳- قصد قتل ۴- قصد مقتول ۵ – وسیله قتل ، بهرچه ا نجام قتل با آن ممکن باشد ، چه نوعا و چه اتفاقا . ۴۳ مقصود ابن حمزه از شرط چهارم : خصوصیات نوعیه مقتول است ، نه خصوصیات شخصیه .

نتیجه

 : تعریف قتل عمد ، شبه عمد و خطا محض

قتل عمد آنست که :شخص آهنگ قتل نفس محترمه ای را نماید و به این هدف نائل آید خواه این قتل نسبت به شخص مورد نظر واقع گردد و یا نسبت به دیگری که همانند او میباشد و با هر وسیله و آلتی ، چه آلت قتاله باشد ،یا قتاله نباشد . و توسط هر عملی چه نوعا کشنده باشد یا نباشد . بدین ترتیب شخص قصد کشتن انسانی را داشته و آن را تحقق بخشیده است ، و این عمل ، قتل عمد محسوب میگردد .
به بیان دیگر در قتل عمد ، انتساب قتلی که واقع میشود – با تمام خصوصیات موثره آن – به قاتل شرط است،بدینگونه که : قاتل میخواسته است به قتل نفس محترمه ای دست بزند و اینکار را انجام داده است بنابراین باید :
اولا : اصل عمل انجام یافته نسبت به مقتول ( که دارای عناوین خاص و موثری است ) فعل ارادی قاتل محسوب گردد .
ثانیا – مقصود قاتل از این عمل ، کشتن طرف بوده باشد .
اما اگر انتساب اصل عمل به قاتل محفوظ باشد ، یعنی عمل بر روی مقتول از روی اراده واختیار به انجام رسیده باشد ، ولی انتساب قتل محفوظ نباشد ، از آن رو که قاتل قصد قتل نداشته است ، این قتل ، شبه عمد محسوب میگردد .
سرانجام،چنان چه نه انتساب عمل به عامل محفوظ باشد و نه انتساب قتل واقع شده ، چون نه قصد مقتول را داشته است تا کاری نسبت به او انجام دهد و نه قصد وآهنگ کشتن وی را داشته است ، اصلا انتساب قتل واقع شده به وی محفوظ نمیباشد واین قتل را خطا محض محسوب مینمایند . فی المثل تیری رها شده است و به فردی اصابت نموده که هرگز مد نظر نبوده است .





نوع مطلب :
برچسب ها : انواع قتل، قتل غیر عمد، قتل عمد شبه عمد و خطای محض،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

عصر پارینه سنگی

 

منظور از پارینه سنگی یا عصر حجر  قدیم یا عصر سنگ قدیم (Palaeolithic) دوره ای است که در طول آن تنها صنعت بشر ساخت ابزارهای سنگی بوده و در میان ابزارهایی که مورد استفاده قرار می داده مثل شاخه درخت، استخوان و... استفاده از سنگ غلبه داشته است. این عصر حدود 5/2 میلیون سال قبل در آفریقا آغاز می شود و حدود 12 هزار سال قبل از میلاد به پایان می رسد. اولین بار تامسن در 1819 بود که اصطلاح «عصر سنگ» را به کار برد و بعدها جان لوباک در 1865 آن را به دوره های مختلف تقسیم کرد که در اینجا به بررسی عصر قدیم سنگ می پردازیم.

عصر پارینه سنگی که اصطلاحی مبتنی بر تاریخ فرهنگی است، در تقسیم بندی های طبیعی در عصر پلیستوسن آغاز می شود.

این عصر خود به سه دوره تقسیم می شود:

 

الف) پارینه سنگی تحتانی

 (Lower P.) 5/2 میلیون سال قبل تا 125 هزار سال قبل

در این دوره دو گونه انسان زندگی می کردند:

 

1. هوموهابیلیس ها در آفریقا، آنها از راه مردارخواری و جمع آوری غذا زندگی می کردند. فرهنگ ابزارسازی آنان را که قدیم ترین ابزارسازها هستند الدوان می نامند. در این فرهنگ ابزارسازی اطراف سنگ را به منظور تیز کردن آن می تراشند. هوموهابیلیس در همین عصر انقراض می یابد.

 

2. هوموارکتوس ها که فرهنگ ابزارسازی آنان آشولین نام دارد. هوموارکتوس ها تا عصر بعدی پارینه سنگی نیز به زندگی ادامه دادند. آتش برای اولین بار توسط آنها مورد استفاده واقع شد و موفق به پخت غذا شدند. کشف آتش و پخت غدا نشان از کانون خانه و مکانی دارد که دور آن جمع می شده اند. هوموارکتوس اولین انسان مهاجر است که با مهاجرت از آفریقا فرهنگ و زندگی را در سایر مناطق گسترش داد. هوموارکتوس زندگی خود را از طریق شکار حیواناتی همچون گوزن، اسب، بچه کرگدن، گاو نر، گاو کوهاندار، گراز وحشی، کفتار و گرگ می گذراند. نیزه ابزاری است که اولین بار توسط هوموارکتوس ساخته شد. همچنین شواهدی از هم نوع خواری میان ارکتوس ها دیده شده است. دلیل این امر را مسائلی همچون قحطی یا عقیده به انتقال ویژگی افراد از طریق خوردن مغز آنها عنوان کرده اند.

الگوی زندگی بشر در این دوره مطلقا مبتنی بر زندگی در غارهاست و بشر خود اقدام به برپا کردن پناهگاه نمی کند. اما حدود 125 هزار سال قبل مقدمات ساخت پناهگاه اولیه فراهم آمد و ابزارسازی بشر نیز رشد کرد، به دلیل همین تغییرات پایان عصر پارینه سنگی تحتانی را در همین زمان می دانند.

 

 

ب) پارینه سنگی میانه

 

 (Middle P.) ۱۲۵ هزارسال قبل تا 35/40 هزار سال قبل

از مهم ترین وقایع این عصر یخبندان وورم است که 85 تا 70 هزار سال قبل در بیشتر مناطق نیمکره شمالی زمین اتفاق افتاد.

در این دوره سه گونه انسان زندگی می کردند:

1.  هوموارکتوس ها که احتمالا با ظهور یخبندان منقرض شدند.

2. هوموساپینس های قدیم. مهم ترین آنها نئاندرتال ها بودند که فرهنگ ابزارسازی آنها را موسترین می نامند. در این فرهنگ برای اولین بار از استخوان و چوب برای ساخت ابزار استفاده می شود. الگوی معاش نئاندرتال ها مبتنی بر سکونت در غارها بوده است. احتمالا شروع آیین ها هم مربوط به همین گونه است. نئاندتال مردگان خود را به خاک می سپرد و به نظر می رسد این کار با آیین خاصی مثل قراردادن استخوان حیوانات و ابزارها و گیاهان در قبر همراه بوده است. آنها همچنین این توانایی را از خود بروز دادند که از پوست حیوانات پوشاک تهیه کنند. در واقع دوره زندگی آنان دوره بسیار سرد و خشکی بوده است و شاید به همین دلیل نوعی ثبوت و عدم نوآوری در ساخت ابزارهایشان به چشم می خورد که ممکن است ناشی از عدم جابه جایی و ثابت بودن مکان زندگی آنان هم باشد. در حالی که بینفورد معتقد است نئاندرتال ها توانایی برنامه ریزی نداشته و در زمان حال زندگی می کرده اند، شواهد آنان نشانگر شکار گروهی و استفاده از روش «فن صخره ای» در میان آنان است. برای نئاندتال ها دو گونه الگوی معاش تصور کرده اند: اول اینکه آنها زندگی خانوادگی داشته اند که در آن مردان و زنان بدون فرزند شکار می کرده اند و برای مادران وکودکان و ضعیف تر ها می آوردند. دوم اینکه مردان دوره گرد بوده و فقط برای تولید مثل به خانه برمی گشتند در نبود آنها زنان خودشان آذوقه تهیه کرده و از فرزندان نگهداری می کردند. زنان نئاندرتال هم به اندازه مردانشان قوی بوده اند. احتمالا نئاندرتال ها از معلولان و سالخوردگانشان نگهداری می کردند و با توجه به همکاری و کار گروهی بین نئاندرتال ها و سایر شواهد آنها توانایی گونه ای سخن گفتن را داشته اند. نئاندرتال ها هم مانند ارکتوس ها هم نوع خواری می کرده اند.

3. هوموساپینس ساپینس ها هم در همین دوره بودند که البته در نقاط مختلف زمین زمان ظهور آنها فرق می کند.قدیمی ترین تاریخ ظهور آنها مربوط به آفریقا و جدیدترین آن مربوط به اروپاست. آنها در مناطقی مثل لوانت با نئاندرتال ها همزیستی داشته اند که به نظر می رسد آمیزشی میان آنها صورت نگرفته باشد. سوزن های عاجی نشانگر دوخت لباس توسط این گونه هستند. تدفین هوموساپینس ساپینس کاملا آیینی است.

 

ج) پارینه سنگی فوقانی 

 

(Upper P.) ۳۵/۴۰ هزارسال قبل تا 12 هزار سال قبل

یخبندان وورم که در دوره قبل آغاز شده بود اواخر این دوره به پایان می رسد. ابزارسازی بشر در این دوره استاندارد می شود و از لحاظ جنس و نوع تنوع فراوانی در آن به وجود می آید. برای اولین بار استفاده از تله، تیر و کمان، تور و قلاب آغاز می شود. تنها گونه بشری این دوره یعنی هوموساپینس ساپینس دست به آفرینش های هنری می زند. اعتقادات آیینی کاملا شکل گرفته است. با افزایش جمعیت زندگی بشر میان غارها و پناهگاه های طبیعی به همراه پناهگاه های مصنوعی ساخت بشر تقسیم می شود. در آفریقا از چوب وگل، در اروپا از استخوان و پوست جانوران بزرگ سرپناه می سازند. در این دوره برای اولین بار شرق سیبری ، استرالیا، آلاسکا و شمال کانادا مسکونی می شود.

 

هنرهای این دوره عبارتند از:

1. نقاشی درون غارها:

غار لاسکو (Lascaux) در فرانسه متعلق به 17 هزار سال قبل

غار آلتامیرا (Altamira) در اسپانیا متعلق به 31 هزار سال قبل

غار شووه (Chauvet) در فرانسه

غار گابیو

غار لاباستید

لامارش (La Marche) فرانسه

غار کاساک (Cussac) فرانسه

غار کاسکور (Cosquer) متعلق به 17 تا 29 هزار سال قبل

غار کارایین (Karain) و اوکوزینی (Okuzini) در ترکیه

غار Cum Bucagi در ترکیه دارای نقاشی و کنده کاری

2. پیکرک ها

مثل پیکرک معروف ونوس ویلندورف و سایر پیکرک هایی که به دلیل تأکید بر اندام آنها به پیکرک های مادر معروف شده اند.

3. ساخت مهره ها

از جنس های مختلف، این مهره ها را به علاوه گل اخرا در تزئینات اجساد مردگان این دوره می بینیم.

4. اشیاء عاجی

 

صنایع و فرهنگ های این دوره را در اروپا به دسته های گوناگون با نام های گوناگون تقسیم کرده اند که عبارتند از:

1. اورینیاکی 34 تا 29 هزار سال قبل، این فرهنگ ابزارسازی از فرهنگ موستری مشتق شده است.

2. پریگوردی 34 تا 21 هزار سال قبل، این فرهنگ از فرهنگ موستری مشتق شده است.

3. گراوتی 34 تا 17 هزار سال قبل، این فرهنگ از فرهنگ پریگوردی مشتق شده است.

4. سلوتری 20 تا 16 هزار سال قبل مطلقا در اسپانیا و فرانسه، این فرهنگ از فرهنگ پریگوردی مشتق شده است.

5. ماگدالنی 17 تا 9 هزار سال قبل در اروپا، در این فرهنگ برای اولین بار شاهد استفاده از چراغ های سنگی هستیم.

6. شاتلپرونی که در این فرهنگ برای اولین بار کف خانه ها را مسطح می کنند.

همچنین دریاس کهن نام فرهنگی در شمال غربی اروپاست که متعلق به 10500 سال قبل است.

در خاور نزدیک دو فرهنگ متعلق به پارینه سنگی فوقانی قابل مشاهده است:

1.     برادوستی: 34000 تا 20000 سال قبل

2.     لوانت اوریگناسی: 25000 تا 18000 سال قبل

 

اسامی برخی از سایت های دوران پارینه سنگی (خارج از ایران) عبارتند از:

 

کارا اوتو، لاخوتی، کول بولاک در تاجیکستان پارینه سنگی تحتانی

دره سو آن در پاکستان پارینه سنگی تحتانی

اولالینکا، جبال یارخ در مغولستان پارینه سنگی تحتانی

پناهگاه سنگی بهیمتکا در هند پارینه سنگی میانی

داری کور در افغانستان پارینه سنگی میانی

غار تشیک تاش، غار امیر تمیر، غار اُگزی کیچیک در تاجیکستان پارینه سنگی میانی

اوتسونمانیت در مغولستان پارینه سنگی میانی

چم بازار، اسکی کلک و بردبالکا در کردستان عراق پارینه سنگی میانی

آق کوپروک در افغانستان پارینه سنگی فوقانی

غار خویست تسنگر آگوی در مغولستان پارینه سنگی فوقانی





نوع مطلب :
برچسب ها : عصر پارینه سنگی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد مقاله
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :