تبلیغات
دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی) - مطالب متفرقه
 
چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

روانشناسی دروغ


تقریبا همه دروغ می گویند، اما دروغ داریم تا دروغ. جان هالند راست می گوید دروغ داریم تا دروغ: دروغ شاخ دار، دروغ مصلحت آمیز، دروغ كودكانه و... اما دروغ های بی خطر یا كم خطری هم هست كه همة ما در زندگی روزمره مان زیاد گفته یا شنیده ایم. در زمانه ای كه می شود به كمك انواع روش های ارتباطی، یاد بگیریم كه صادق باشیم و با یكدیگر با احترام رفتار كنیم، چرا به دروغ گویی عادت كرده ایم و چگونه می توانیم از شر این عادت مزاحم، خلاص شویم؟ روان شناسان به این پرسش ها، پاسخ های علمی و دقیقی می دهند.

۱ دروغ گوهای مرضی:

فرایند دروغ گویی از سن 4 تا 5 سالگی آغاز می شود، یعنی همان زمانی كه كودك، نسبت به استفاده از زبان، آگاهی پیدا می كند. البته دروغ كودكان، معمولا بی ضرر و صرفا به قصد رهایی از مخمصه یا رسیدن به آن چیزی است كه دوست دارند داشته باشند. اما در میان بزرگسالان، اگر دروغ های مصلحتی را كنار بگذاریم، به اشخاصی برمی خوریم كه خیلی زیاد و در مسائل كوچك و بزرگ، دروغ می گویند. روان شناسان به این افراد می گویند: دروغ گوهای مرضی.
دروغ گوهای مرضی، دروغ می گویند تا در خیال خودشان از حریمشان محافظت كنند، دوست داشتنی و موجه به نظر برسند، به منافع مادی یا اجتماعی بیشتری دست پیدا كنند و یا این كه از مجازات فرار كنند. البته در بیشتر مواقع، آن هایی كه از چنین افرادی دروغ می شنوند، خودشان تا درجاتی متوجه اند كه فرد مقابل شان دارد دروغ می گوید و چه بسا كه دلشان هم برای آن فرد بسوزد كه چرا چنین ذهن بیماری دارد.
دستة دیگری از دروغ گوها هستند كه حساب شده، عامدانه و برای كسب منافع شخصی، دروغ می گویند و این كار را هم زیاد و به صورت حرفه ای انجام می دهند. روان شناسان، این افراد را جزو شخصیت های ضداجتماعی طبقه بندی می كنند. این گروه معمولا زیاد سر و كارشان به پلیس، دادگاه و زندان می افتد. دروغ گویی معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر می شود. چرا كه اصل بر این است كه وقتی آدم یك دروغ می گوید، بعدها ناچار می شود كه برای رفع و رجوع آن دروغ، دروغ های بیشتری بگوید.
 
۲ تمرین حقیقت:
چرا؟ اصلا چرا دروغ می گوییم؟ روان شناسان، برخی از مهم ترین دلایلی را كه باعث می شود دروغ بگوییم، این گونه فهرست می كنند:
می خواهیم از درگیری پرهیز كنیم.
نمی خواهیم باعث خشم یا صدمة كسی بشویم.
نمی خواهیم احساسات كسی را جریحه دار كنیم.
می خواهیم كسی را تخریب یا روحیه اش را تضعیف كنیم.
می خواهیم احترام و تحسین دیگران را جلب كنیم.
دوست داریم به قدرت بیشتری برسیم.
نمی خواهیم با حقیقت تلخی دربارة خودمان مواجه شویم.
دوست نداریم به اشتباهات مان اعتراف كنیم.
می خواهیم فعلا روی قضیه ای را بپوشانیم، به این امید كه شاید بعدا اوضاع، بهتر شود.
جالب این كه خیلی از مواقع، ممكن است نیت شخص دروغ گو هم خیرخواهانه باشد، هر چند كه دروغ گویی در اكثر مواقع، ریشه در خود شخص و خودخواهی شخص دروغ گو دارد.
اما سؤال مهم تر، این است كه آیا می توانیم با یادگیری و تمرین مهارت های ویژه ای، خودمان را مقید كنیم كه همیشه و تحت هر شرایطی، حقیقت را بگوییم و از دروغ گویی خودداری كنیم؟ پاسخ روان شناسان، این است كه بله، این كار در بیشتر مواقع امكان پذیر است، اما به تمرین و ممارست نیاز دارد. باید یاد بگیریم الگوهای فرار از حقیقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بین ببریم تا بتوانیم نوعی رابطة سالم و احترام آمیز را با مخاطبان مان سر و شكل بدهیم.

3 تغییر ذهنیت:
با فرض این كه شخص دروغ گو از نظر روانی دچار مشكل حادی نیست، روان شناسان می گویند كه دروغ گو به خاطر فقدان مهارت، دست به نوعی انتخاب اشتباه می زند و از بین راست و دروغ، دروغ را انتخاب می كند تا به زعم خودش، شرایط را به نحو مؤثری مدیریت كرده باشد. دروغ گویی های بی خطر یا كم خطر نیز در بیشتر موارد، صرفا ریشه در یك تنبلی ذهنی دارد و به شكل یك عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ می كند.
روان شناسان اعتقاد دارند برای كسی كه به دروغ گویی عادت كرده، بهتر این است كه اول از همه، ذهنیت (mindset) خودش را تغییر بدهد تا بتواند راست گویی مهارتی (skillful honesty) را بیاموزد و به كار ببندد.
 
۴ تصمیم عجولانه، ممنوع:
چه چیزی باعث می شود ما به این فكر بیفتیم كه دروغ گفتن، بهترین راه حل در وضعیت موجود است؟ چه ترسی در پشت این انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از این كه اشتباه كرده باشیم؟ ترس از این كه دیگران از ما خوششان نیاید؟ ترس از این كه قادر نباشیم حقیقت را در قالبی محترمانه، قابل پذیرش و قابل تحمل عرضه كنیم؟
چرا فكر می كنیم كه دروغ در شرایط خاصی می تواند نتیجة خوبی به همراه داشته باشد؟ و...
سؤالات بالا را به دقت بررسی كنید و دربارة پاسخ هایتان عادلانه قضاوت كنید. وقتی انگیزه های دروغ گویی تان معلوم شد، بهتر می توانید خودتان را مجهز كنید تا اگر دوباره سر و كلة میل به دروغ گویی پیدا شد، آن را از سر راه بردارید.
اما قبل از این كه بخواهید كاری بكنید یا عكس العملی از خودتان نشان بدهید، تمام گزینه های احتمالی را بررسی كنید. دروغ گویی در خیلی از موارد، نتیجة تصمیم گیری های عجولانه و عاری از تدبیر است. وقتی متوجه شدید كه دارید دروغ سر هم می كنید، مكث كوتاهی بكنید و از مخاطب خودتان اجازه بخواهید تا بار دیگر، سؤال او و شرایط و موضوع مورد بحث را بررسی كنید. شاید زمان، این اجازه را به تان بدهد كه سر و سامانی به افكار تان ببخشید. در همین زمان می توانید در كنار بررسی مسأله، نیت و انگیزة خود تان را نیز ارزیابی كنید.ذهنتان را متوجه شخص یا جملة قصاری كنید كه شما را به راست گویی دعوت می كند. چه بهتر كه پیشاپیش، مجموعه ای از این نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم كرده باشید یا پیشاپیش، فهرستی از كسانی را كه دوستشان دارید و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشید. صادقانه از خودتان بپرسید كه در شرایط كاملا واقع بینانه، اگر راستش را بگوییم، بدترین اتفاقی كه ممكن است بیفتد، چیست؟
 
۵ درك طرف مقابل:
تصور كنید شما باعث شده اید موقعیتی متفاوت از آن چه كه باید، به وجود بیاید و فرض كنید كه شما مسبب این وضع نابهنجار بوده اید. اگر فكر می كنید كه شاید با بحث بتوانید به یك درك متقابل برسید و تلخی حاصل از ابراز حقیقت را بگیرید، بهتر است از این نوع عبارات و جملات استفاده كنید:
شاید این حرفی كه می خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشید...
برداشت من این است كه... آیا شما هم چنین برداشتی دارید؟
می دانم كه شاید اشتباه كرده باشم، اما می خواهم شما هم بدانید كه...
سعی كنید حتما نشان بدهید كه احساس طرف مقابل را درك می كنید. مثلا ابتدا بگویید: من درك می كنم كه تو عصبانی هستی و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راه حل های پیشنهادی تان را ارائه دهید. سعی كنید احساستان را به نوعی در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنید: من هم از این كه فلان كار، رأس زمان مقرر تمام نمی شود، واقعا ناراحتم. شما می توانید این ناراحتی را در صدا و چهرة من ببینید... سپس توضیح بدهید كه قصدتان این نبوده و سریع نتیجه گیری كنید كه: الان می خواهم در حضور شما برنامه ای تنظیم كنم كه هر چه سریع تر، كار تكمیل شود. و دقیقا مشخص كنید كه كدام بخش از گفته هایتان واقعیت است و كدام بخش، تصورات و نظرات شماست. اگر این كار را نكنید، ممكن است كم كم به سراغ جعل واقعیت و نهایتا سراغ دروغ گویی بروید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط م. محمدبیگی   |  نظر بدهید

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط م. محمدبیگی   |  نظر بدهید

فراروانشناسی

فرا روانشناسی که همواره در بحث از هشیاری و حالتهای مختلف هشیاری ، اشاره‌ای نیز به آن می‌کنند شاخه‌ای است که با توانائیهای خارق‌العاده و غیرطبیعی انسانها سر و کار دارد و به دو پرسش می‌خواهد پاسخ دهد:
  • اینکه آیا آدمیان می‌توانند از راههایی غیر از حواس پنجگانه خود اطلاعاتی بدست آورند؟
  • آیا می‌توان از طریق ذهن بر رویدادهای طبیعی اثر گذاشت؟ پدیده‌های فرا روانی نیز یکسری تجریبات ذهنی و ادعاهای مبهم برخی افراد می‌باشند.




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : روانشناسی دروغ،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

عصر نو سنگی

در هنر دوره دیرینه سنگی، انسان که در اوج تعقل به سر می برد، توانست دنیای خویش را با تصویر بنمایاند و به صورت انتزاعی در آورد. بدین سان او با تسخیر و نگهداشتن تصویر این جهان کوشید بر آن مسلط شود.

در دوره نوسنگی انسان با اختراع کشاورزی و اهلی کردن برخی از جانوران وحشی گامی غول آسا در جهت تسلط واقعی و عملی در محیط خویش برداشت. پس از اینکه ذخیره غذایی کافی برای خویش تغییر کرد، از شکارگری به رمه داری، کشاورزی و احتمالاً در حدود هفت هزار سال پیش از میلاد به شهرنشینی تغییر حالت داد. شکار گر سرگردان به اجتماعی سازمان یافته پیوست که در روستاهای محاصره شده با مزارع کشت شده به زندگی خویش ادامه می داد. از آن پس مراحل تکاملی طولانی در جهت تسلط فنی باور نکردنی انسان بر محیط طبیعی آغاز شد و امروزه نیز ادامه دارد. پیش از پایان یافتن عصر سنگ هزار و صد و پنجاه پیش از میلاد در بخش هایی از اروپا انسان خط و اسلوب های اندازه گیری که از ابزارهای ضرور معنوی برای انتقال و ثبت تجربه ها و محاسبه و پیش بینی تغییرات مکان و زمان به شمار می روند اختراع کرد.

خواهیم دید که به احتمال زیاد این اختراعات با اهمیت بی کرانی که برای پی ریزی تمدن داشته اند تدریجاً در خاور نزدیک ( آسیای غربی ) تحقق یافته اند و مورد استفاده قرار گرفتند. رفته رفته از طریق داد و ستد، کوچ نشینی و شتاب گرفتن مهاجرت اندیشه ها تأثیر فرهنگ نسبتاً پیشرفته خاور نزدیک در بخش عقب مانده اروپای غربی که همچنان در مراحل میان سنگی و نوسنگی تکامل خود به سر می برد احساس شد.

 

درشت سنگها

لیکن این تأثیر تا آن اندازه که از طریق رسوم جدید مذهبی و مراسم تدفین و شیئوه مشخص کردن مکانهای مقدس و مقبره ها با سنگ یادبود اعمال می شد از طریق هنرهای جدید اعمال نمی شد . در منتها الیه غربی اروپا برتانی ،ایرلند ، و انگلستان ساختمانها یا یادمانهایی از سنگهای عظیم نیمه تراشیده بر جای مانده اند که صدها سال مایه حیرت و شیفتگی آدمیان بوده اند . ابعاد این سنگها ، که در پاره ای موارد به بیش از بیست متر می رسد و چندین تن وزن دارند ، تاریخ دانان را بدین فکر انداخته است که آنها را درشت سنگها ( به انگلیسی : مگالیتس ) و فرهنگ پدید آورنده آنها را فرهنگ درست سنگی بنامند . ساختمانهای درشت سنگ ، تقریبا" در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد در اروپای غربی به ظهور می رسند .

نخستین نمونه های این ساختمانها در کنار نخستین دهکده های اسکان یافته و استحکامات بندی شده جنوب اسپانیا و پرتغال یافت شده اند . این دهکده ها احتمالا" سکونتگاههای کوچ نشینان یا نتیجه گسترش امپراتوری یا اقتصاد از سرزمینهای خاور نزدیک بوده باشند ، و یگانه فرهنگ دارای تمدن شهر نشینی در دنیای غرب آن روزی به شمار می رفتند . بدین ترتیب ، درشت سنگها ، مظاهری از آغاز نفوذ فرهنگی یا مذهبی بیگانه به نظر می رسند که ساکنان بومی اسپانیا و پرتغال آن را پذیرفتند . این فرهنگ از سرزمینهای یاد شده در امتداد ساحل اقیانوس اطلس به سوی شمال گسترش یافت و تقریبا" در سال ۲۰۰۰ پیش از میلاد به میان ساکنان جزایر بریتانیا راه یافت .

ساختمانهای درشت سنگ ، چندین نوع دارند . دولمن یا ساختمان تخته سنگی ، از چند سنگ بزرگ عمودی با یک تخته سنگ به جای سقف تشکیل شده است . دولمنها احتمالا" بقایای گورهایی دالانی هستند که کپه خاک رویشان را آب باران شسته و برده است .

گورهای دالانی ، یعنی نوع غالب گور درشت سنگاکنون هزاران گور از این دست در فرانسه و انگلستان وجود دارد دالانی دارد که تخته سنگهای بزرگ منتهی به محفظه ای مدور و غالبا" دارای طاقی پیش آمده در حکم دیوارهایش هستند و در آن هریک از چند حلقه سنگی از پشت ردیف زیرین به درون کشیده می شود تا آنکه حلقه ها از بالا مسدود می شوند . این گورها را غالبا" در شیب تپه ها می ساختند یا با چند کپه خاک می پوشاندند ، و احتمالا" با گورها « لانه زنبوری » میسنی که به خوبی نگه داری شده اند ( تصویر ۱۱۹ و مطالب زیر ) ارتباط دارند . در کارناک واقع در برتانی ، تک سنگهای بزرگی به نام منهیر به طور قائم و در ردیفهای موازی کارگذارده شده اند ، که برخی از آنها تا چندین کیلومتر امتداد می یابند و از چندین هزار تکه سنگ تشکیل می شوند . سازندگان این یادمانها ظاهرا" هدفی مذهبی داشته اند و شاید آنها را برای پرستش مردگان یا خورشید بر پا می داشته اند .

گاهی این سنگهای بزرگ را دایره وار بر پا می داشتند و نام کروملک بر آنها می نهادند ؛ از جمله شگفت انگیزترین کروملها می توان به دو کروملک در ایوبری و استونهنج ( تصویرهای ۲۷ و ۲۸ ) انگلستان اشاره کرد . ساختمان واقع در ایو بری درون حلقه ای سنگی قرار دارد که قطرش به بیش از ۱۲۰۰ متر می رسد . بقایای استونهنج ، مجموعه ای از سنگهای بزرگ رسوبی و « سنگهای کبود » شنی کوچکتر هستند .

حلقه بیرونی از تک سنگهای حمال گذاشته شده است . حلقه بعدی از سنگهای کبود شنی تشکیل شده بود که به نوبه خود بر نیم حلقه ای نعل اسبی شکل ( انتهای باز به سوی خاور ) از ساختمانهای سه سنگی محیط بودپنج جفت از بزرگترین سنگهای شنی و دارای سنگ حمال ، هر یک از ۴۵ تا ۵۰ تن وزن دارد . سنگ دیگری که تک و رو به خار قرار گرفته ، « پاشنه سنگ » است ، و اگر شخصی در وسط این مجموعه بایستد و به بیرون بنگرد ، در برابر نقطه ای ایستاده است که خورشید در نخستین روز انقلاب صیفی از آن طلوع می کند اگر این سنگ را بلند کنیم تا خط بر آمدن آفتاب در نخستین روز انقلاب صیفی سال برپا شدنش دقیقا" مشخص شود ، طبیعتا" در اثر عوامل نجومی چنین نتیجه می شود که مسیر این خط با گذشت زمان ، مختصر تغییر پیدا کرده است . مقدار انحراف ، برابر خواهد بود با زمانی که از بر پا شدن این سنگها گذشته است ؛ بدین ترتیب ، عمر این ساختمان عظیم معلوم می شود .

بنابر محاسبه ای که در اوایل سده بیستم به عمل آمد معلوم شد که خورشید در نخستین روز انقلاب صیفی سال ۱۶۸۰ بیش از میلاد دقیقا" بر بالای سنگ نشانه طلوع کرده بود و با محور این پرستشگاه و جاده منتهی به آن در یک خط قرار داشت . تاریخگذاری به روش کربن ۱۴ این محاسبه را تأیید کرد ، هرچند ممکن است اصلاحاتی که اخیرا" در محاسبه مزبور به عمل آمده است تاریخ یاد شده را به مقدار قابل توجهی عقب تر ببرد .

امروزه محاسبات کامپیوتری باعث پیدایش مشاجره تازه ای پیرامون استونهنج شده است . اما نه بر سر تاریخ ساختمان آن ، بلکه بر سر هدف از ساختمان آن . این بنای اسرار آمیز که در سده های میانه معتقد بودند کار جادوگری به نام مرلین است که آن را از ایرلند ربوده و به آنجا آورده یا کار نژادی از غولهاست . در روزگار ما به عنوان یک تقویم بسیار دقیق و دلیلی بر رشد سریع نیروی عقلی انسان شناخته می شود .

تک سنگهای استونهنج حتی امروزه در محیطی مخروبه مانند برپامانده اند ، عظمتی بی مانند دارند و آفریده تلاش قهرمانانه جسمی و فکری نوع بشر هستند . در ایوبری نیز مانند استونهنج در مجموعه دایره های متحدالمرکز با گزرگاهها یا راههای ارتباطی منهنی گرایش به نظم ، تقارن و توازنی احساس می شود که نه فقط نشانه ای از مراسم پیشرفته و سازمان یافته جادویی و دینی است بلکه نشان می دهد که یک حس رشد یابنده هندسی نیز در اثر مشاهده حرکت ظاهری ماه و خورشید در انسان آن روز پدید آمده بود .





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : عصر نو سنگی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

عصر دیرینه سنگی علیا

شبیه سازی از انسان

پیکره انسان در میان انبوه جانوران نقاشی شده بر دیوارها، تقریباً یکسره از قلم افتاده است؛ در اینجا دست کم دو مورد استثنایی قابل ذکر وجود دارد. در یک نقاشی بسیار شگفت آور در غار لاسکو مردی لاغر اندام نشان داده شده که در برابر یک گاو وحشی عظیم الجثه و شکم دریده دراز کشیده یا احتمالاً به وسیله کرگدن سمت چپ که از صحنه خارج می شود نقش زمین شده است. هر دو جانور با همان دقت ماهرانه ای نمایانده شده اند که ما معمولاً از طریق غارنشینان انتظار داریم؛ کرگدن سنگین و کند می رود، گاو وحشی از خشم برآشفته و موهای بدنش سیخ شده است و روده هایش به صورت کلافی سنگین از بدنش آویخته اند. لیکن مردی که چهره اش به پرنده ای می ماند ( احتمالاً نقاب زده ) با دست هنرمند تازه کار و ناماهر در هر مکان و زمانی کشیده شده است؛ وضعش گنگ است.

منظره چاه, غار لاسكو, ۱۰۰۰۰ ۱۵۰۰۰ ق.م بلندی گاو وحشی ۱۴۰ سانتی متر . دوردونی فرانسه در غار سه برادر واقع در کوه های پیرنه، موجود انسان گونه عجیبی دیده می شود که بر چهره اش نقاب و بر سرش شاخ گوزن شمالی زده است و این چهره احتمالی یک جادوگر است. آیا این تصویر طرح خیالی یک جادوگر بزرگ یا پزشک ساحر است؟ اگر چنین باشد می توان در تصویر آورد که این تصویر ترسناک با پنجه های خرس، دم گرگ، ریش انسان، تنه شیر چه هراسی در دل بینندگانش می افکنده است.

دالانی که این تصویر در آن دیده می شود پر از تصاویر جانوران وحشی است و آبه برو حدس زده است دو تصویر مزبور احتمالاً خدای آن جانوران بوده است که به غالب پزشک ساحر در آمده است و کاربردش را با نیروی حیوانی خویش انباشته است. همچنین حدس زده اند که این فقط تصویر شکارگری است که برای دنبال کردن گوزن شمالی، خود را استتار کرده است ولی باز چنین به نظر می رسد که انسان عصر دیرینه سنگی، نوع بشر را صرفاً در رده جانوران قرار نمی دهد؛ دست کم باید پیکره وی دگرگون نمایانده شود برای اجتناب از درگیر شدن با جادو تا به عنوان یک انسان غیر قابل شناخت باشد.

کیفیت

در تبیین دست آورد بزرگ انسان عصر سنگ که جهان را با تصویر مجسم می ساخت تا بر آن تسلط یابد نباید از یاد ببریم که هنر وی معنی واقعی واژه هنر بوده است. آنچه اهمیت دارد این نیست که او تصویر آفرینی می کرده است، بلکه این است که تصاویر مزبور را ماهرانه و زیبا می آفرید. هنر غارنشینان، از سطح کیفی فوق العاده ای برخوردار است. اسب نقاشی شده بر سقف دالان محوری غار لاسکو را به این علت اسب چینی نامیدند که سبکش به طرز شگفت آوری به نقاشی چینی در بهترین دوره های تکاملش شباهت دارد و نه فقط خطوط کناری این نقاشی از قدرت روانی انعطاف پذیر خطاطی و نقاشی چینی برخوردارند، بلکه شدت رنگ نیز چنان پرداخت شده است که چرخش زیر شکم و تغییر رنگ پوست آن به بیننده الغا کند. در غار فون دو گوم یک گوزن شمالی نقاشی شده که خطوط کناریش با زیبایی کم نظیری مشخص شده و در به کارگیری رنگ هایش ظرافتی چشمگیر دیده می شود.

ظرافت شاخ های جانور، خیلی ساده به خط بالا رونده ای تبدیل می شود که نمایش شکل های طبیعی را با قدرت و زیبایی توأم می گرداند. آبه برو ضمن نسخه برداری از آفریده های دست اول هنری به برخی روش های بسیار بهرنج به تصویر پی برد که آدمی انتظار دارد فقط در هنر دوره های اخیر با آن روبرو شود؛ مانند تیره تر نمایاندن بخش پیشین پای چپ بدین منظور که آن را از پای راست به بیننده نزدیک تر گردانند.

تصویر های گاو و گوسفند در غار لاسکو و غارهای دیگر حکایت از وجود سنتی در نمایش شاخ های این جانور دارد که پرسپکتیو پیچیده نامیده شده است، زیرا سرهای آنها به طور نیمرخ ولی شاخ هایشان را از زاویه ای دیگر می بینیم. بدین ترتیب، هنرمند نگرشی دقیقاً یا مستمراً بصری یعنی سازمان یافته بر اساس یک پرسپکتیو دیدگاه ثابت ندارد بلکه نگرش و روش وی گویای این واقعیت است که گاو و گوسفند دو شاخ دارند. دو شاخ، بخشی از مفاهیم ( گاو ماده ) و ( گاو نر ) محسوب می شود. در نیمرخ مبتنی بر پرسپکتیو بصری دقیق، فقط یک شاخ دیده می شود ولی نقاشی کردن جانور بدین سان، به توصیف ناقصی از آن خواهد انجامید و این در نظر هنرمند غارنشین تصویری ناقص و فاقد جادو به شمار می رود. هنگام بحث درباره هنر خاور نزدیک باستانی و مصر کهن، مجدداً به این ویژگی و اهمیتش اشاره خواهیم کرد.

كنده كاری ها و پیكره ها

به با ارزش ترین میراث های هنرمندان شكارگر که می توان عنوان هنر ظریف یا زیبا داد، نقاشی های ایشان است. لیكن گذشته از نقاشی ها، پیكره ها و كنده كاری های با شكوهی بر روی سنگ، عاج، و شاخ و سطوح صاف و منحنی نیز از خود به یادگار نهاده اند. با مشاهده كنده كاری موسوم به گاو وحشی با سر برگشته كه روی شاخ گوزن شمالی انجام گرفته است آدمی تحت تأثیر نیروی حیاتی چشم گیر و سادگی جاری در طرز بیان زیبایی صوریسادگی و صرفه جویی در استفاده از وسایل كه مختص نقاشی های بزرگ است قرار می گیرد. سر گاو چنان پیچیده است كه تماماً در زمینه تنه بزرگ جانور قرار گرفته است، و به طرز زیبایی از منحنی و ضد منحنی استفاده شده است و با هاشور زنی تزیینی برای مشخص کردن یال، اختلاف سطح نمایان شده است.

این هنرمند به احتمال قوی، به خوبی با روش نقر کردن سطوح آشنا بوده است؛ نقر کردن خطوط کناری پیکره بیش از رنگ آمیزی آن، روش معمول نقاشی بود. ولی هنرمندان غارنشین پا را از نقر کردن سطوح نیز فراتر گذاشتند و مجسمه هایی با نقش برجسته گود و تمام نما آفریدند. نمونه ای از مورد نخست، اسبی است با نقش برجسته گود که در پناهگاه سنگی کاپ بلان نزدیک غار لاسکو یافت شد.

این پیکره بخشی از حاشیه تزیینی پیکره های چندین اسب و گاو وحشی است، و گودی برخی از آنها تقریباً به سی سانتی متر می رسد و در نوع خود از شاهکاری های قالب گیری برجسته به شمار می روند. این پیکره ها با آنکه در معرض فرسایش طبیعی آب و هوا قرار داشته اند ویژگی های مشخص کننده هر کدام را به راحتی می توان تشخیص داد.

در اینجا دیگر صرفاً با خطوط کناری طبیعی و « پرشده » سنگ ها سر و کار نداریم بلکه در بعضی جاها هنرممند شدیداً به قالب گیری و برجسته نمایی دست زده است. چشم ها را با شیاری تند مشخص کرده است، و همچنان که در مورد گاو وحشی نقر شده بر شاخ گوزن شمالی گفته شد، یال ها و کاکل ها و بخش هایی از سر و پوزه جانور به طرز ماهرانه ای با هاشور زنی مشخص شده اند. مجسمه های کوچک نقش برجسته ای از پیکر زنان یافت شده ( در نزد باستان شناسان به پیکره های ونوس شهرت دارند )، که استثنایی در قاعده حذف پیکر انسانی از واژگان شکل های هنرمند غارنشین به شمار می روند.

شاید مشهورترین مجسمه از میان ونوس و یلندورف باشد که پیکره کوچک اندام زنی است که از چندین شکل تقریباً گوی مانند ساخته شده است. مبالغه در نمایش اندام ها حکایت از این دارد که این پیکره کوچک اندام و بسیاری از پیکره های کوچک اندام دیگر به عنوان بت های حاصلخیزی و بارآوری مورد استفاده بوده اند؛ نیازهای انسان به نسل تازه ای از احشام و کودکان در زندگی بر مخاطره شکارگران، از اهمیتی یکنواخت برخوردار بود.

لیکن در اینجا نیز نگرشش به پیکره جانوران فرق دارد. تردیدی نیست که در این مورد او به دنبال رئالیسم درخشانی که مختص نمایش پیکره های جانوران بود نمی رود؛ مثلاً در این پیکره کوچک اندام خطوط چهره به ندرت نشان داده می شوند و در برخی از نمونه ها حتی سرهای آنها نشان داده نشده اند. ظاهراً چنین به نظر می رسد که هنرمند غارنشین نمی خواسته است جنس مؤنث نوع خود را به نمایش بگذارد بلکه در صدد نشان دادن باروری زنانه بوده است؛ آنچه او مجسم می کرد زن نبود، باروری بود





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : عصر دیرینه سنگی علیا،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

اریحا

شهر اریحا که نام دیگر آن جریکو است، فلاتی است در دره رود اردن که در فلسطین جنوبی قرار دارد و تا کنون فقط بخشی از آن از خاک بیرون آورده شده است.در این محل تاریخی در اوایل هزاره نهم پیش از میلاد یک دهکده کوچک وجود داشت . این روستای متعلق به دوره نوسنگی پیشین در حدود ۸۰۰۰ پیش از میلاد دستخوش تحولی شگفت آور شد ، زیرا در این تاریخ شهری جدید با خانه های خشتی بر پی های سنگی مدور یا بیضی شکل ساخته شد .

در اواسط هزاره هشتم پیش از میلاد همزمان با افزایش ثروتهای این شهر و مستقر شدن همسایگان نیرومند در کنار آن ، ضرورت حفاظت از شهر به ایجاد نخستین استحکامات شناخته شده سنگی در تاریخ بشر انجامید وحصاری ناهموار و سنگی پیرامون این شهر کشیده شد که بلندی بخش های باقیمانده ی آن به ۷/۳ متر می رسد. افزون بر آن برای حراست از شهر، به گرداگردش خندقی عریض و سنگی حفر شده بود و دست کم یک برج سنگی بزرگ و مدور به ارتفاع و قطر ۹ متر بر پا گردیده بود  ( تصویر ۱ ) .در این زمان جمعیت شهر تخمینا” به ۲۰۰۰ نفر می رسید .

 د رحدود ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد ، ساکنان اولیه شهر آن را تخلیه کردند و ساکنان جدید در اوایل هزاره هفتم وارد شهر شدند .اینان خانه هایی با خشتهای خام چهار گوش با پی های سنگی می ساختند و کفها و دیوارهای آنها را استادانه گچکاری و رنگ آمیزی می کردند . بسیاری از ساختمانهای حفاری شده ، ظاهراٌ به عنوان زیارتگاه مورد استفاده بوده اند ونقشه یکی از آنها تشابه چشمگیری به نقشه تالار بارگاه متاً خر یونانی (مگارون ) دارد.این ساکنان ، به پیروی از یک کیش باروری ، پیکره های کوچک اندامی از یک الهه مادر و چند جانور می ساختند . برجسته ترین کارهایشان در این میان ، مجموعه ای از جمجمه های انسان است که برجستگیهای چهره را با گچ روی آنها « بازسازی » کرده اند ( تصویر ۲ ) . پیکره های مزبور که به طرز ظریفی قالب گیری شده اند ، در کاسه چمهاشان صدف دریایی گذارده شده و موی سرشان نقاشی شده است ( روی یک نمونه ، سبیل نقاشی شده حفظ شده است ) ، ظاهری فوق العاده زنده نما دارند . چون جمجمه ها پیش از دفن جسد از بدن جدا می شده اند ، و روی زمین به نمایش گذاشته می شدند  احتمالا” آنها را « تله روح » می پنداشته اند و این به معنی اعتقاد کامل به بقای روح آدمی پس از مردن بدنش بوده



نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : اریحا،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

چاتال هویوک ؛

نماد اولین کوشش انسان برای زندگی شهری

CATAL HUYUK.

 شاید مهمتر از کشفیات اریحا، کشف چاتال هویوک و حاجیلار در آناتولی (ترکیه) باشد. تاریخ آن از 6500 تا 5700 پیش از میلاد است. آثار موجود در محلی به وسعت 13 هزار متر مربع ( که فقط 4000 متر مربع آن حفاری شده) قرار داشته ، که یک فرهنگ نوسنگی به شمار می رود.

 در کنار اریحا، چاتال هویوک را یکی از نخستین تلاش های بشر برای پی ریزی زندگی شهری دانسته اند . نظم موجود در نقشه شهر، نشان می دهد که آن را طبق نقشه ای نظری یا غیر تجربی تنظیم و ایجاد کرده اند . ویژگی این است که هیچ خیابان یا کوچه ای ندارد. خانه ها به یکدیگر چسبیده اند و از پشت بام به یکدیگر راه دارند. این طرز خانه سازی با آنکه ممکن است امروز عملاً کار غیر ممکنی به نظر آید ، دارای امتیازاتی است ، اینگونه ساختمان ها که حائل یکدیگر بودند استحکامی بیش از ساختمان های تک ایستاده پیدا می کردند. چون دور تا دور شهر را حلقه پیوسته ای از ساختمان هایی با دیوارهای یکسره و رو به دهکده محاصره کرده بنابراین دفاع از آن بسیار آسان بود. بدین ترتیب ، اگر دشمنی قادر بود ، دیوار بیرونی را بشکند و از آن عبور نماید ، به جای آنکه داخل شهر شود. داخل اتاقی می شد ، که مدافعانش روی پشت بام منتظرش ایستاده بودند .

 View Image

در بعضی نقاط فضای باز حیاطی در میان انبوه متراکم ساختمان ها ایجاد می گردد ، که به عنوان محل جمع آوری زباله مورد استفاده قرار می گرفت . خانه ها به اندازه های مختلف ولی با نقشه ای واحد ساخته می شدند، و دیوارهایشان از خشت خام بوده و با کلافهای محکم چوبی تقویت می شدند. دیوارها و کف اتاقها را گچکاری و رنگ آمیزی می کردند و از سکوهای کنار دیوار، برای خوابیدن ، کارکردن و غذا خوردن استفاده می کردند.

 نقاشی بدست آمده برروی یکی از زیارتگاههای چاتال هویوک ، حاکی از آن است که این شهر ، بر اساس نقشه قبلی ساخته شده است. زیرا در آن نقشه ، شهری با خانه های چهارگوش که تقریباً کنارهم ساخته شده اند، نشان داده شده است ؛ که این شهر به احتمال زیاد ، همان چاتال هویوک است.

  در پشت شهر، البته کمی دورتر و با قیاسی کوچکتر ، کوهی با دو قله دیده می شود ، خطها و نقطه هائیکه از قله بلندتر خارج می شوند ، به معنی فوران مواد آتشفشانی است این کوه شناسایی شده ، در منطقه ای بنام کوه شناسایی شده ، در منطقه ای بنام کوه حسن داغ ، معروف است. و با ارتفاع 3180 متر که از چاتال هویوک دیده می شود. در داخل برخی از معابد ، شاخهایی کار گذاشته بوده اند ، که در هنگام حفاری کشف گردید.





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : چاتال هویوک،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

عصر پارینه سنگی

 

منظور از پارینه سنگی یا عصر حجر  قدیم یا عصر سنگ قدیم (Palaeolithic) دوره ای است که در طول آن تنها صنعت بشر ساخت ابزارهای سنگی بوده و در میان ابزارهایی که مورد استفاده قرار می داده مثل شاخه درخت، استخوان و... استفاده از سنگ غلبه داشته است. این عصر حدود 5/2 میلیون سال قبل در آفریقا آغاز می شود و حدود 12 هزار سال قبل از میلاد به پایان می رسد. اولین بار تامسن در 1819 بود که اصطلاح «عصر سنگ» را به کار برد و بعدها جان لوباک در 1865 آن را به دوره های مختلف تقسیم کرد که در اینجا به بررسی عصر قدیم سنگ می پردازیم.

عصر پارینه سنگی که اصطلاحی مبتنی بر تاریخ فرهنگی است، در تقسیم بندی های طبیعی در عصر پلیستوسن آغاز می شود.

این عصر خود به سه دوره تقسیم می شود:

الف) پارینه سنگی تحتانی (Lower P.) 5/2 میلیون سال قبل تا 125 هزار سال قبل

در این دوره دو گونه انسان زندگی می کردند:

1. هوموهابیلیس ها در آفریقا، آنها از راه مردارخواری و جمع آوری غذا زندگی می کردند. فرهنگ ابزارسازی آنان را که قدیم ترین ابزارسازها هستند الدوان می نامند. در این فرهنگ ابزارسازی اطراف سنگ را به منظور تیز کردن آن می تراشند. هوموهابیلیس در همین عصر انقراض می یابد.

2. هوموارکتوس ها که فرهنگ ابزارسازی آنان آشولین نام دارد. هوموارکتوس ها تا عصر بعدی پارینه سنگی نیز به زندگی ادامه دادند. آتش برای اولین بار توسط آنها مورد استفاده واقع شد و موفق به پخت غذا شدند. کشف آتش و پخت غدا نشان از کانون خانه و مکانی دارد که دور آن جمع می شده اند. هوموارکتوس اولین انسان مهاجر است که با مهاجرت از آفریقا فرهنگ و زندگی را در سایر مناطق گسترش داد. هوموارکتوس زندگی خود را از طریق شکار حیواناتی همچون گوزن، اسب، بچه کرگدن، گاو نر، گاو کوهاندار، گراز وحشی، کفتار و گرگ می گذراند. نیزه ابزاری است که اولین بار توسط هوموارکتوس ساخته شد. همچنین شواهدی از هم نوع خواری میان ارکتوس ها دیده شده است. دلیل این امر را مسائلی همچون قحطی یا عقیده به انتقال ویژگی افراد از طریق خوردن مغز آنها عنوان کرده اند.

الگوی زندگی بشر در این دوره مطلقا مبتنی بر زندگی در غارهاست و بشر خود اقدام به برپا کردن پناهگاه نمی کند. اما حدود 125 هزار سال قبل مقدمات ساخت پناهگاه اولیه فراهم آمد و ابزارسازی بشر نیز رشد کرد، به دلیل همین تغییرات پایان عصر پارینه سنگی تحتانی را در همین زمان می دانند.

ب) پارینه سنگی میانه (Middle P.) ۱۲۵ هزارسال قبل تا 35/40 هزار سال قبل

از مهم ترین وقایع این عصر یخبندان وورم است که 85 تا 70 هزار سال قبل در بیشتر مناطق نیمکره شمالی زمین اتفاق افتاد.

در این دوره سه گونه انسان زندگی می کردند:

1.  هوموارکتوس ها که احتمالا با ظهور یخبندان منقرض شدند.

2. هوموساپینس های قدیم. مهم ترین آنها نئاندرتال ها بودند که فرهنگ ابزارسازی آنها را موسترین می نامند. در این فرهنگ برای اولین بار از استخوان و چوب برای ساخت ابزار استفاده می شود. الگوی معاش نئاندرتال ها مبتنی بر سکونت در غارها بوده است. احتمالا شروع آیین ها هم مربوط به همین گونه است. نئاندتال مردگان خود را به خاک می سپرد و به نظر می رسد این کار با آیین خاصی مثل قراردادن استخوان حیوانات و ابزارها و گیاهان در قبر همراه بوده است. آنها همچنین این توانایی را از خود بروز دادند که از پوست حیوانات پوشاک تهیه کنند. در واقع دوره زندگی آنان دوره بسیار سرد و خشکی بوده است و شاید به همین دلیل نوعی ثبوت و عدم نوآوری در ساخت ابزارهایشان به چشم می خورد که ممکن است ناشی از عدم جابه جایی و ثابت بودن مکان زندگی آنان هم باشد. در حالی که بینفورد معتقد است نئاندرتال ها توانایی برنامه ریزی نداشته و در زمان حال زندگی می کرده اند، شواهد آنان نشانگر شکار گروهی و استفاده از روش «فن صخره ای» در میان آنان است. برای نئاندتال ها دو گونه الگوی معاش تصور کرده اند: اول اینکه آنها زندگی خانوادگی داشته اند که در آن مردان و زنان بدون فرزند شکار می کرده اند و برای مادران وکودکان و ضعیف تر ها می آوردند. دوم اینکه مردان دوره گرد بوده و فقط برای تولید مثل به خانه برمی گشتند در نبود آنها زنان خودشان آذوقه تهیه کرده و از فرزندان نگهداری می کردند. زنان نئاندرتال هم به اندازه مردانشان قوی بوده اند. احتمالا نئاندرتال ها از معلولان و سالخوردگانشان نگهداری می کردند و با توجه به همکاری و کار گروهی بین نئاندرتال ها و سایر شواهد آنها توانایی گونه ای سخن گفتن را داشته اند. نئاندرتال ها هم مانند ارکتوس ها هم نوع خواری می کرده اند.

3. هوموساپینس ساپینس ها هم در همین دوره بودند که البته در نقاط مختلف زمین زمان ظهور آنها فرق می کند.قدیمی ترین تاریخ ظهور آنها مربوط به آفریقا و جدیدترین آن مربوط به اروپاست. آنها در مناطقی مثل لوانت با نئاندرتال ها همزیستی داشته اند که به نظر می رسد آمیزشی میان آنها صورت نگرفته باشد. سوزن های عاجی نشانگر دوخت لباس توسط این گونه هستند. تدفین هوموساپینس ساپینس کاملا آیینی است.

ج) پارینه سنگی فوقانی (Upper P.) ۳۵/۴۰ هزارسال قبل تا 12 هزار سال قبل

یخبندان وورم که در دوره قبل آغاز شده بود اواخر این دوره به پایان می رسد. ابزارسازی بشر در این دوره استاندارد می شود و از لحاظ جنس و نوع تنوع فراوانی در آن به وجود می آید. برای اولین بار استفاده از تله، تیر و کمان، تور و قلاب آغاز می شود. تنها گونه بشری این دوره یعنی هوموساپینس ساپینس دست به آفرینش های هنری می زند. اعتقادات آیینی کاملا شکل گرفته است. با افزایش جمعیت زندگی بشر میان غارها و پناهگاه های طبیعی به همراه پناهگاه های مصنوعی ساخت بشر تقسیم می شود. در آفریقا از چوب وگل، در اروپا از استخوان و پوست جانوران بزرگ سرپناه می سازند. در این دوره برای اولین بار شرق سیبری ، استرالیا، آلاسکا و شمال کانادا مسکونی می شود.

هنرهای این دوره عبارتند از:

1. نقاشی درون غارها:

غار لاسکو (Lascaux) در فرانسه متعلق به 17 هزار سال قبل

غار آلتامیرا (Altamira) در اسپانیا متعلق به 31 هزار سال قبل

غار شووه (Chauvet) در فرانسه

غار گابیو

غار لاباستید

لامارش (La Marche) فرانسه

غار کاساک (Cussac) فرانسه

غار کاسکور (Cosquer) متعلق به 17 تا 29 هزار سال قبل

غار کارایین (Karain) و اوکوزینی (Okuzini) در ترکیه

غار Cum Bucagi در ترکیه دارای نقاشی و کنده کاری

2. پیکرک ها

مثل پیکرک معروف ونوس ویلندورف و سایر پیکرک هایی که به دلیل تأکید بر اندام آنها به پیکرک های مادر معروف شده اند.

3. ساخت مهره ها

از جنس های مختلف، این مهره ها را به علاوه گل اخرا در تزئینات اجساد مردگان این دوره می بینیم.

4. اشیاء عاجی

 

 

صنایع و فرهنگ های این دوره را در اروپا به دسته های گوناگون با نام های گوناگون تقسیم کرده اند که عبارتند از:

1. اورینیاکی 34 تا 29 هزار سال قبل، این فرهنگ ابزارسازی از فرهنگ موستری مشتق شده است.

2. پریگوردی 34 تا 21 هزار سال قبل، این فرهنگ از فرهنگ موستری مشتق شده است.

3. گراوتی 34 تا 17 هزار سال قبل، این فرهنگ از فرهنگ پریگوردی مشتق شده است.

4. سلوتری 20 تا 16 هزار سال قبل مطلقا در اسپانیا و فرانسه، این فرهنگ از فرهنگ پریگوردی مشتق شده است.

5. ماگدالنی 17 تا 9 هزار سال قبل در اروپا، در این فرهنگ برای اولین بار شاهد استفاده از چراغ های سنگی هستیم.

6. شاتلپرونی که در این فرهنگ برای اولین بار کف خانه ها را مسطح می کنند.

همچنین دریاس کهن نام فرهنگی در شمال غربی اروپاست که متعلق به 10500 سال قبل است.

در خاور نزدیک دو فرهنگ متعلق به پارینه سنگی فوقانی قابل مشاهده است:

1.     برادوستی: 34000 تا 20000 سال قبل

2.     لوانت – اوریگناسی: 25000 تا 18000 سال قبل

 

اسامی برخی از سایت های دوران پارینه سنگی (خارج از ایران) عبارتند از:

کارا اوتو، لاخوتی، کول بولاک در تاجیکستان – پارینه سنگی تحتانی

دره سو آن در پاکستان – پارینه سنگی تحتانی

اولالینکا، جبال یارخ در مغولستان – پارینه سنگی تحتانی

پناهگاه سنگی بهیمتکا در هند – پارینه سنگی میانی

داری کور در افغانستان – پارینه سنگی میانی

غار تشیک تاش، غار امیر تمیر، غار اُگزی کیچیک در تاجیکستان – پارینه سنگی میانی

اوتسونمانیت در مغولستان – پارینه سنگی میانی

چم بازار، اسکی کلک و بردبالکا در کردستان عراق – پارینه سنگی میانی

آق کوپروک در افغانستان – پارینه سنگی فوقانی

غار خویست تسنگر آگوی در مغولستان – پارینه سنگی فوقانی





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : عصر پارینه سنگی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد مقاله

عصر دیرینه سنگی علیا

شبیه سازی از انسان

پیکره انسان در میان انبوه جانوران نقاشی شده بر دیوارها، تقریباً یکسره از قلم افتاده است؛ در اینجا دست کم دو مورد استثنایی قابل ذکر وجود دارد. در یک نقاشی بسیار شگفت آور در غار لاسکو مردی لاغر اندام نشان داده شده که در برابر یک گاو وحشی عظیم الجثه و شکم دریده دراز کشیده یا احتمالاً به وسیله کرگدن سمت چپ که از صحنه خارج می شود نقش زمین شده است. هر دو جانور با همان دقت ماهرانه ای نمایانده شده اند که ما معمولاً از طریق غارنشینان انتظار داریم؛ کرگدن سنگین و کند می رود، گاو وحشی از خشم برآشفته و موهای بدنش سیخ شده است و روده هایش به صورت کلافی سنگین از بدنش آویخته اند. لیکن مردی که چهره اش به پرنده ای می ماند ( احتمالاً نقاب زده ) با دست هنرمند تازه کار و ناماهر در هر مکان و زمانی کشیده شده است؛ وضعش گنگ است.

منظره چاه, غار لاسكو, ۱۰۰۰۰ ۱۵۰۰۰ ق.م بلندی گاو وحشی ۱۴۰ سانتی متر . دوردونی فرانسه در غار سه برادر واقع در کوه های پیرنه، موجود انسان گونه عجیبی دیده می شود که بر چهره اش نقاب و بر سرش شاخ گوزن شمالی زده است و این چهره احتمالی یک جادوگر است. آیا این تصویر طرح خیالی یک جادوگر بزرگ یا پزشک ساحر است؟ اگر چنین باشد می توان در تصویر آورد که این تصویر ترسناک – با پنجه های خرس، دم گرگ، ریش انسان، تنه شیر – چه هراسی در دل بینندگانش می افکنده است.

دالانی که این تصویر در آن دیده می شود پر از تصاویر جانوران وحشی است و آبه برو حدس زده است دو تصویر مزبور احتمالاً خدای آن جانوران بوده است که به غالب پزشک ساحر در آمده است و کاربردش را با نیروی حیوانی خویش انباشته است. همچنین حدس زده اند که این فقط تصویر شکارگری است که برای دنبال کردن گوزن شمالی، خود را استتار کرده است ولی باز چنین به نظر می رسد که انسان عصر دیرینه سنگی، نوع بشر را صرفاً در رده جانوران قرار نمی دهد؛ دست کم باید پیکره وی دگرگون نمایانده شود – برای اجتناب از درگیر شدن با جادو تا به عنوان یک انسان غیر قابل شناخت باشد.

کیفیت

در تبیین دست آورد بزرگ انسان عصر سنگ – که جهان را با تصویر مجسم می ساخت تا بر آن تسلط یابد – نباید از یاد ببریم که هنر وی معنی واقعی واژه هنر بوده است. آنچه اهمیت دارد این نیست که او تصویر آفرینی می کرده است، بلکه این است که تصاویر مزبور را ماهرانه و زیبا می آفرید. هنر غارنشینان، از سطح کیفی فوق العاده ای برخوردار است. اسب نقاشی شده بر سقف دالان محوری غار لاسکو را به این علت اسب چینی نامیدند که سبکش به طرز شگفت آوری به نقاشی چینی در بهترین دوره های تکاملش شباهت دارد و نه فقط خطوط کناری این نقاشی از قدرت روانی انعطاف پذیر خطاطی و نقاشی چینی برخوردارند، بلکه شدت رنگ نیز چنان پرداخت شده است که چرخش زیر شکم و تغییر رنگ پوست آن به بیننده الغا کند. در غار فون دو گوم یک گوزن شمالی نقاشی شده که خطوط کناریش با زیبایی کم نظیری مشخص شده و در به کارگیری رنگ هایش ظرافتی چشمگیر دیده می شود.

ظرافت شاخ های جانور، خیلی ساده به خط بالا رونده ای تبدیل می شود که نمایش شکل های طبیعی را با قدرت و زیبایی توأم می گرداند. آبه برو ضمن نسخه برداری از آفریده های دست اول هنری به برخی روش های بسیار بهرنج به تصویر پی برد که آدمی انتظار دارد فقط در هنر دوره های اخیر با آن روبرو شود؛ مانند تیره تر نمایاندن بخش پیشین پای چپ بدین منظور که آن را از پای راست به بیننده نزدیک تر گردانند.

تصویر های گاو و گوسفند در غار لاسکو و غارهای دیگر حکایت از وجود سنتی در نمایش شاخ های این جانور دارد که پرسپکتیو پیچیده نامیده شده است، زیرا سرهای آنها به طور نیمرخ ولی شاخ هایشان را از زاویه ای دیگر می بینیم. بدین ترتیب، هنرمند نگرشی دقیقاً یا مستمراً بصری یعنی سازمان یافته بر اساس یک پرسپکتیو دیدگاه ثابت – ندارد بلکه نگرش و روش وی گویای این واقعیت است که گاو و گوسفند دو شاخ دارند. دو شاخ، بخشی از مفاهیم ( گاو ماده ) و ( گاو نر ) محسوب می شود. در نیمرخ مبتنی بر پرسپکتیو بصری دقیق، فقط یک شاخ دیده می شود ولی نقاشی کردن جانور بدین سان، به توصیف ناقصی از آن خواهد انجامید و این در نظر هنرمند غارنشین تصویری ناقص و فاقد جادو به شمار می رود. هنگام بحث درباره هنر خاور نزدیک باستانی و مصر کهن، مجدداً به این ویژگی و اهمیتش اشاره خواهیم کرد.

كنده كاری ها و پیكره ها

به با ارزش ترین میراث های هنرمندان شكارگر که می توان عنوان هنر ظریف یا زیبا داد، نقاشی های ایشان است. لیكن گذشته از نقاشی ها، پیكره ها و كنده كاری های با شكوهی بر روی سنگ، عاج، و شاخ و سطوح صاف و منحنی نیز از خود به یادگار نهاده اند. با مشاهده كنده كاری موسوم به گاو وحشی با سر برگشته كه روی شاخ گوزن شمالی انجام گرفته است آدمی تحت تأثیر نیروی حیاتی چشم گیر و سادگی جاری در طرز بیان زیبایی صوریسادگی و صرفه جویی در استفاده از وسایل كه مختص نقاشی های بزرگ است – قرار می گیرد. سر گاو چنان پیچیده است كه تماماً در زمینه تنه بزرگ جانور قرار گرفته است، و به طرز زیبایی از منحنی و ضد منحنی استفاده شده است و با هاشور زنی تزیینی برای مشخص کردن یال، اختلاف سطح نمایان شده است.

این هنرمند به احتمال قوی، به خوبی با روش نقر کردن سطوح آشنا بوده است؛ نقر کردن خطوط کناری پیکره بیش از رنگ آمیزی آن، روش معمول نقاشی بود. ولی هنرمندان غارنشین پا را از نقر کردن سطوح نیز فراتر گذاشتند و مجسمه هایی با نقش برجسته گود و تمام نما آفریدند. نمونه ای از مورد نخست، اسبی است با نقش برجسته گود که در پناهگاه سنگی کاپ بلان نزدیک غار لاسکو یافت شد.

این پیکره بخشی از حاشیه تزیینی پیکره های چندین اسب و گاو وحشی است، و گودی برخی از آنها تقریباً به سی سانتی متر می رسد و در نوع خود از شاهکاری های قالب گیری برجسته به شمار می روند. این پیکره ها با آنکه در معرض فرسایش طبیعی آب و هوا قرار داشته اند ویژگی های مشخص کننده هر کدام را به راحتی می توان تشخیص داد.

در اینجا دیگر صرفاً با خطوط کناری طبیعی و « پرشده » سنگ ها سر و کار نداریم بلکه در بعضی جاها هنرممند شدیداً به قالب گیری و برجسته نمایی دست زده است. چشم ها را با شیاری تند مشخص کرده است، و همچنان که در مورد گاو وحشی نقر شده بر شاخ گوزن شمالی گفته شد، یال ها و کاکل ها و بخش هایی از سر و پوزه جانور به طرز ماهرانه ای با هاشور زنی مشخص شده اند. مجسمه های کوچک نقش برجسته ای از پیکر زنان یافت شده ( در نزد باستان شناسان به پیکره های ونوس شهرت دارند )، که استثنایی در قاعده حذف پیکر انسانی از واژگان شکل های هنرمند غارنشین به شمار می روند.

شاید مشهورترین مجسمه از میان ونوس و یلندورف باشد که پیکره کوچک اندام زنی است که از چندین شکل تقریباً گوی مانند ساخته شده است. مبالغه در نمایش اندام ها حکایت از این دارد که این پیکره کوچک اندام و بسیاری از پیکره های کوچک اندام دیگر به عنوان بت های حاصلخیزی و بارآوری مورد استفاده بوده اند؛ نیازهای انسان به نسل تازه ای از احشام و کودکان در زندگی بر مخاطره شکارگران، از اهمیتی یکنواخت برخوردار بود.

لیکن در اینجا نیز نگرشش به پیکره جانوران فرق دارد. تردیدی نیست که در این مورد او به دنبال رئالیسم درخشانی که مختص نمایش پیکره های جانوران بود نمی رود؛ مثلاً در این پیکره کوچک اندام خطوط چهره به ندرت نشان داده می شوند و در برخی از نمونه ها حتی سرهای آنها نشان داده نشده اند. ظاهراً چنین به نظر می رسد که هنرمند غارنشین نمی خواسته است جنس مؤنث نوع خود را به نمایش بگذارد بلکه در صدد نشان دادن باروری زنانه بوده است؛ آنچه او مجسم می کرد زن نبود، باروری بود

 





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : عصر دیرینه سنگی علیا،
لینک های مرتبط :


رمز موفقیت سپاه پاسداران در جنگ تحمیلی

  

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از زمان شكل گیری و تأسیس در دوم اردیبهشت سال 1358 تاكنون، همواره در راستای رسالت خود كه همانا پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن می باشد، موفق عمل كرده و كارنامه ای درخشان از خود بر جای نهاده است.

  نقش سپاه در دفاع از منافع ملی و در رأس آن تأمین امنیت ملی، نقش سپاه در دفاع از ارزش های والای انقلاب اسلامی و همچنین نقش سپاه در پیشبرد آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی در داخل و خارج از كشور، بر هیچ كس پوشیده نیست. كلید خوردن پروژه سپاه هراسی از سوی نظام سلطه با محوریت آمریكا در امتداد پروژه های اسلام هراسی و ایران هراسی، به خوبی جایگاه سپاه از منظر دشمنان را نشان می دهد.

 دشمنان به درستی دریافته اند كه اگر طی 33 سال گذشته همه سیاست ها و راهبردهای آن برای متوقف ساختن حركت پرشتاب انقلاب اسلامی با شكست مواجه شده، سپاه پاسداران از جمله عوامل اصلی تحمیل این ناكامی ها به آنها بوده است. به عبارت دیگر، آن نگاه حكیمانه حضرت امام خمینی(ره) در مورد سپاه مبنی بر اینكه، «اگر سپاه نبود كشور هم نبود...»، با گذر زمان از سوی دشمنان نیز فهم شده و بر همین اساس آنان با پروژه سپاه هراسی، به دنبال تخریب چهره سپاه در داخل و خارج كشور هستند.

بنابراین اگر سپاه از منظر دوست و دشمن یك مجموعه ای است كه موفق عمل كرده، باید برای تداوم این موفقیت ها، به علل و عوامل آن توجه گردد. نگارنده با اعتقاد به وجود عوامل متعدد و گوناگون در شكل گیری موفقیت های سپاه، سه عامل اصلی معنویت، بصیرت و ولایتمداری را رمز موفقیت این نهاد انقلابی دانسته و مادام كه این سه عنصر اصلی از ویژگی های سپاه باشد، موفقیت های آن نیز تداوم خواهد یافت.

1- معنویت

قرآن كریم، مومنان واقعی را شكست ناپذیر معرفی كرده و پیروزی كامل را در پرتو ایمان به خدا و اعتماد به نصرت او می داند. انسان های مومن كه گروندگان واقعی به الله باشند، همواره خود را در محضر حق دیده و بر این اساس ضمن پرهیز از هر گناه و آلودگی، خود را به تمامی خصلت ها و فضیلت ها می آرایند. خداوند به این گروه از انسان های با ایمان می فرماید: «و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مومنین» یعنی نه سستی كنید و نه اندوهناك باشید، چرا كه اگر شما مومن باشید، پیروز و برترید.

قدرت خداوند، قدرت فراگیر، اصالت دار، مطلق و شكست ناپذیر است. خداوند بر انجام هر كاری قادر و توانا است. صاحب چنین قدرتی، یاری كردن مومنان را به عنوان یك سنت الهی به مومنان وعده داده و می فرماید: «و كان حقا علینا نصر المومنین» و همواره یاری مومنان به عهده ما است. اخلاص، زهد، پارسایی، صبر، توكل، آرامش روحی، ایثار و فداكاری، صدق، ذكر و نیایش از آثار و پیامدهای ایمان است و این آثار می تواند شاخص ها و سنجه هایی برای ارزیابی ایمان هر كس باشد.

2- بصیرت

بصیرت به معنای داشتن قدرت تشخیص حق از باطل، درست از نادرست و راه از بیراهه ها، یكی از شروط لازم برای موفقیت و پیروزی در صحنه های گوناگون است. حضرت علی(ع)، بصیرت را شرط نجات یافتن دانسته و كسانی را موفق به دفاع از حق و عدالت می دانند كه از دو ویژگی صبر و بصیرت برخوردار باشند و می فرمایند: «و لایحمل هذاالعلم الا اهل البصر و الصبر»

بصیرت داشتن در مسیر دفاع از حق و مقابله با دشمنان دین و ارزش ها، یك عنصر اساسی و تعیین كننده است.

این مهم را حضرت علی(ع) اینگونه بیان می فرمایند: «ان القتال لیس بالكثره بل بالبصیره» یعنی همانا نبرد با كثرت نیرو نیست، بلكه با بصیرت و آگاهی و بینش كامل است. در جنگ بدر كه مسلمانان با وجود كمی نیرو بر سپاه سه برابری دشمن پیروز شدند، آنچنان با بصیرت بودند كه حضرت امیر علی(ع) در وصف آنان می فرمایند: «... و حملوا بصائرهم علی اسیافهم» ... آنان آگاهی های شان را بر شمشیرهاشان حمل می كردند. نقش و اهمیت و ضرورت داشتن بصیرت و آگاهی برای جبهه پیروان حق كه همین عامل در صحنه های نبرد آنان را به پیروزی می رساند آنگونه است كه حضرت علی(ع) در عبارت زیبایی می فرمایند: «انما كنا تقاتل بالبصیره» یعنی ما تنها در سایه بصیرت و آگاهی بود كه به نبرد می پرداختیم. اهمیت بصیرت در شرایط پیچیده فتنه ها مضاعف می گردد و اساساً در چنین شرایطی نمی توان بدون بصیرت از فتنه ها به درستی عبور كرد و گرفتار آن نشد.

3- ولایتمداری

پیروان جبهه حق كه همانا مومنین واقعی هستند، ولایت الله را پذیرفته و خداوند را محور تمامی اعمال و رفتارهای خود قرار می دهند. در واقع یك انسان ولایتمدار، یك انسان خدامحور است. پیروی و تبعیت كامل از پیامبر(ص) و ائمه معصومین (علیهم السلام) در زمان حضور آنان در واقع همان تبعیت از خداوند است. در دوره غیبت ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط در سلسله مراتب طولی ولایت خدا، نبی و امام(ع) قرار گرفته و مومنین موظف به تبعیت از آن هستند. ولی فقیه در واقع به نیابت از امام زمان(عج) رهبری جامعه اسلامی را برعهده دارد. تمامی انسان های با ایمان و با بصیرت، ولایتی جز ولایت الله را نمی پذیرند و تجلی پذیرش این ولایت الهی در دوره غیبت، تبعیت از ولی فقیه است.

اگر سپاه پاسداران طی 33 سال گذشته همواره موفق عمل كرده، دلیل اصلی آن را باید برخورداری این نهاد انقلابی از سه عنصر ذكر شده ایمان و معنویت، بصیرت و ولایتمداری دانست. از آنجا كه این عناصر سه گانه دارای مراتب است، هر چه سپاه و پاسداران از مراتب بالاتر آنها برخوردار باشند بدیهی است كه از قدرت، استحكام و انسجام بیشتری برخوردار خواهند بود و از هر مانعی برای رسیدن به آرمان ها و تحقق اهداف عبور خواهند كرد.

تعمیق معنویت، ارتقای بصیرت نافذ و ولایتمداری را می توان به عنوان فلسفه وجودی نمایندگی ولی فقیه در سپاه قلمداد كرد. بنابراین رسالت نماینده ولی فقیه و مجموعه نمایندگی در سپاه با فلسفه وجودی سپاه گره خورده و به عبارتی می توان گفت: موفقیت سپاه در انجام رسالتی كه بر دوش دارد، در گرو موفقیت نمایندگی در انجام وظایفی است كه برای او تعریف شده است.





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : رمز موفقیت سپاه پاسداران در جنگ تحمیلی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
دانلود رایگان تحقیق و مقاله (تحقیق ای تی)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد مقاله
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :